مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
پروژه های پژوهشی در مورد مطالعه مردم شناختی جذب جهانگرد با ...
ارسال شده در 11 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

سیاست‌گذاران باید از اقداماتی برای توزیع عادلانه منافع گردشگری حمایت کنند تا تمام نقاط کشور در آن سهیم شوند. این امر سطوح توسعه اجتماعی- اقتصادی را بهبود می‌بخشد. و در کاهش فقر، در هر کجا که لازم باشد تأثیر می‌گذارد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

مدیریت حفظ و نگهداری و فعالیت‌های گردشگری باید منافع اقتصادی، اجتماعی،‌ و فرهنگی عادلانه‌ای را برای مردان و زنان جامعه میزبان یا محلی، در تمام سطوح، از طریق آموزشی، کارآموزی و ایجاد فرصت‌های شغلی تمام‌وقت فراهم کند.
بخش قابل‌توجهی از درآمد حاصل از گردشگری مکان‌های میراث باید به حفظ، نگهداری، و معرفی آن مکان‌ها؛ از جمله موقعیت طبیعی و فرهنگی آن‌ ها اختصاص یابد. بازدیدکنندگان باید در هر کجا که ممکن باشد، از درآمد اختصاصی مطلع شوند.
برنامه‌های گردشگری باید کارآموزی و اشتغال راهنماها و راهنمایان محل را از میان اعضای جامعه میزبان به منظور افزایش مهارت‌های مردم محلی در معرفی و تبیین ارزش‌های فرهنگی‌شان تشویق کنند.
برنامه‌های توجیهی و آموزشی میراث در میان مردم جامعه میزبان باید راهنمایان محلی را ترغیب کنند. تا در این برنامه‌ها شرکت کنند. این برنامه‌ها باید به افزایش آگاهی مردم محلی از میراث خودشان و محترم شمردن آن کمک و آنان را تشویق کنند که در مراقبت و نگهداری آن سهمی مستقیم داشته باشند.
برنامه‌های مدیریت حفظ و نگهداری و گردشگری باید شامل فرصت‌های آموزشی و کارآموزی برای سیاست‌گذاران، برنامه‌ریزان، پژوهشگران، طراحان، معماران، متصدیان نگهداری و تورگردانان باشد. شرکت‌کنندگان در این برنامه‌ها باید تشویق شوند تا موضوع‌ها،‌ فرصت‌ها و مسائل متضادی را که همکارانشان با آن‌ ها مواجه می‌شوند درک کنند و به حل آن‌ ها کمک کنند.
برنامه‌های حمایت از گردشگری باید ویژگی‌های طبیعی و میراث را حفظ و بهبود بخشد.
برنامه‌های حمایتی گردشگری باید انتظارات واقع‌بینانه ایجاد کنند و بازدیدکنندگان بالقوه را مسئولانه از خصوصیات خاص میراث یک مکان یا جامعه میزبان مطلع نمایند و بدین طریق آنان را تشویق کنند تا به نحوی شایسته رفتار کنند.
آثار گردشگری فرهنگی
به طور کلی گردشگری فرهنگی در هر منطقه می‌تواند دارای آثار زیر باشد (بچ لیتنر، ۱۹۹۹: ۲۰۲):
دوباره کشف کردن و اهمیت یافتن امتیازات و آثار فرهنگی گمشده ساکنان محلی؛
امکان تشخیص و توسعه آگاهی‌های منطقه‌ای در بعد فضایی و هویت فرهنگی و توسعه فزاینده یک احساس خوب متعلق به یک فرهنگ؛
ایجاد زیربناهای اقتصادی در یک دوره بلند‌مدت؛
افزایش اشتغال در یک اقتصاد در حال رکود.
باید توجه داشت که گردشگری فرهنگی در کنار مزایای فرهنگی و اقتصادی می‌تواند مضراتی هم داشته باشد. مردم‌شناسی می‌تواند در زمینه‌های اجتماعی- فرهنگی گسست‌ها و سبب بروز ناهنجاری‌هایی شود که در پیرامون جامعه میزبان گردشگری شکل می‌گیرد. این گسست‌ها یا آثار منفی گردشگری در زمینه اجتماعی- فرهنگی می‌تواند در یک حالت کلی شامل موارد زیر باشد:‌
تخریب آثار فرهنگی: ممکن است دیدار بیش از حد گردشگران از مکان‌های تاریخی و باستانی مهم موجب ویرانی تدریجی آن‌ ها شود. این ویرانی ممکن است ناشی از بی‌توجهی به ظرفیت‌پذیری محل مزبور با حاصل فعالیت‌های سودجویان گردشگران نافرهیخته باشد.
استحاله فرهنگی: با توجه به شکنندگی میراث فرهنگی ممکن است توسعه گردشگری موجب صدمه دیدن اصالت الگوهای فرهنگی محلی گردد. مردم محلی که به شیوه سنتی زندگی می‌کنند ممکن است در تماس با گردشگران برای همیشه دچار استحاله شوند.
ناهنجاری‌ فرهنگی: ممکن است به واسطه تفاوت زبان و عادات و سنن بین ساکنان محلی و گردشگران سوء تفاهمات و برخوردهایی بروز کند.
تهاجم فرهنگی: ممکن است به واسطه افراط در ایجاد جذابیت گردشگری و برخورد بیش از اندازه تجارت مآبانه با جلوه‌های فرهنگی در مقاصد گردشگری، اعتبار و اصالت مناسک مذهبی، عادات و سنن، جشن‌ها و نمایش‌ها، صنایع دستی،‌ موسیقی و دیگر الگوهای فرهنگی به واسطه ارائه نامناسب و ناشایست آن‌ ها به عنوان جاذبه‌های گردشگری از بین برود، و به عبارتی ارزش‌های محلی مبدل به کالا شود. به علاوه،‌ ممکن است به واسطه مصرف‌ گرایی گردشگران، مردم مقاصد گردشگری به خصوص جوانان دچار عارضه تشبیه به بیگانگان شوند و از الگوهای رفتاری و پوشاکی گردشگران تقلید کنند؛ تقلیدی که بدون شناخت تفاوت پیشینه‌های فرهنگی و موقعیت اجتماعی- اقتصادی گردشگران صورت می‌گیرد. همچون ممکن است به واسطه نامتوازن شدن تبادلات میان گردشگران و مردم محلی، رفتارهای ضد‌اجتماعی در جوانان بروز کند.
مفاسد و ناهنجاری‌های اجتماعی: سرانجام ممکن است گردشگری موجب تشدید آسیب‌های اجتماعی‌ای همچون میگساری، اعتیاد، بزهکاری و روسپیگری شود. هر چند پژوهش‌های صورت گرفته نشان می‌دهد که به ندرت گردشگری علت اصلی چنین پدیده‌هایی است، ولی می‌تواند فرصت و زمینه گسترش آن‌ ها را فراهم آورد.(wto)
درک مردم‌شناسی گردشگری
مردم‌شناسی و گردشگری (به عنوان یک رشته علمی) نقاط اشتراک بدیهی دارند. هر دو در صدد شناخت و معرفی فرهنگ و نیروهای پویای بشر هستند. از آنجا که گردشگری به مجموعه فعالیت‌های جهانی اطلاق می‌شود که با فرهنگ‌های بسیاری برخورد دارد، شناخت عمیق‌تر پیامدهای تعامل میان جوامع ایجادکننده و پذیرنده گردشگری، ضرورت پیدا می‌کند. اسمیت در توضیح بیشتر این تحلیل، می‌گوید: مردم‌شناسی به مطالعات گردشگری به ویژه از طریق مردم‌نگاری بنیادی و همچنین مدل فرهنگ‌پذیری و این شناخت که گردشگری، تنها یکی از عوامل مؤثر در تغییر فرهنگ است، کمک شایانی می‌کند. یکی از تعبیرهای این سخن شاید این باشد که اسمیت می‌خواهد بگوید تعاملات انسانی و نه تجاری و بازاریابی، عامل اصلی تناقض‌های فراوان در گردشگری است. با شناخت موضوعات اصلی و زیربنای مردم‌شناسی، درمی‌یابیم که مردم‌شناسی موارد زیر را به گردشگری پیشکش می‌کند:
چارچوب قیاسی شاخص (مطالعه‌ی پدیده‌های گوناگون در نقاط مختلف به منظور شناخت گرایش‌های مشترک)؛
رهیافت کل‌نگر (به شمار آوردن عوامل اجتماعی، محیطی و اقتصادی و روابط فیمابین این سه عامل)؛
پی‌گیری بررسی و تحلیل در سطحی عمیق‌تر (مثل بررسی انگیزه‌ی گردشگری)
در حالی که ممکن است این موضوعات برای کسانی که به مطالعه‌ی تحلیلی گردشگری می‌پردازند، بدیهی به نظر برسد، اما راهی که به شکل‌گیری مردم‌شناسی گردشگری منتهی شد، راه همواری نبوده است. برای مثال نَش[۲۲] در یکی از مقالات اولیه‌اش در خصوص اهمیت گردشگر همچون موضوعی «جدی» برای مطالعات مردم‌شناسی، نظرات فراوانی ابراز کرده است.. نَش به این نکته اشاره دارد که این برخورد و رویارویی فرهنگ و مبادلات اجتماعی حاصل آن است که «کلید درک مردم‌شناسی گردشگری است». او در ادامه توضیح می‌دهد که این مواجهه، انواع بسیار گوناگونی دارد، به خصوص این که یک گروه (گردشگران) مشغول سرگرمی و گروه دیگر (کارکنان بخش گردشگری) مشغول کار هستند. گروه دیگری را نیز می‌توان اضافه کرد: ساکنان مقصد که به دو دسته فعالان و ناظران تقسیم می‌شوند. مبحث بعدی با ارائه‌ یک چارچوب، آغاز پیدایش مردم‌شناسی گردشگری را توضیح می‌دهد.

ریشه‌های مردم‌شناسی گردشگری
پیش از پیدایش مردم‌شناسی گردشگری به صورتی که امروزه می‌شناسیم، عناصر سازنده‌ی بخشی از آن را جامعه‌شناسان و مردم‌شناسان در زمینه‌های متعددی کشف کردند. از میان این جامعه‌شناسان، دورکیم[۲۳] در این نوع تحلیل گردشگری، که احتمالاً ون جنپ[۲۴] و ویکتور ترنر[۲۵] آن را دنبال کردند، مؤثرترین فرد بوده است. دورکیم را معمولاً دانشمند پایه‌گذار چارچوب نظری می‌دانند که در قالب آن، جامعه‌شناسی همچون یک علم عمل می‌کند. او پرسش‌های مربوط به رابطه‌ی میان شخص و جامعه را بررسی کرد. دورکیم در یکی از مقالاتش با عنوان اشکال ابتدایی زندگی مذهبی می‌نویسد: «… جامعه‌ی امروزی همواره چیزهای عادی را به امور مذهبی مقدس تبدیل می‌کند و آرمان‌گرایی نظام یافته و دنیای فراسویی را جایگزین دنیای واقعی می‌کند». دورکیم به خصوص هنگام توضیح «مذهب»، چنین استنتاج می‌کند که آیین‌ها و مذاهب با ایجاد انسجام اجتماعی بالا، در خدمت جامعه در‌می‌آیند. (نیازی و همکاران،۶۷:۱۳۸۹)
نلسون[۲۶] گرابرن در یادداشت‌هایش درباره‌ی «عقاید دورکیم درباره مذهب – تجربه غیر عادی – و کفر» این تحلیل را به کار می‌گیرد. به همین منوال، ون جنپ درباره گذار از یک طبقه‌ی اجتماعی به طبقه‌ای دیگر – به اصطلاح – چرخه زندگی شخصی، نظریه‌پردازی کرده است. او مناسک‌گذار را که رویدادهای مهم و ویژه‌ی زندگی یک فرد مانند بلوغ جنسی، ورود به دوره‌ی بزرگسالی، ازدواج، بچه‌دار شدن و غیره را شکل می‌دهد، تحلیل و بررسی می‌کند، و در ادامه، این ایده را مطرح می‌کند که مناسک‌گذار سه مرحله اصلی دارد:
مرحله جدایی (شخص از جامعه و زندگی «عادی» خود جدا می‌شود).
مرحله آستانه‌ای (دوره‌ای که پس از دوره‌ی جدایی و ماقبل دوره‌ی هم‌آیی پیش می‌آید و شخص احساس انزوا و حاشیه‌ای بودن می کند).
مرحله هم‌آیی (شخص با شرایط جدیدش دوباره به جامعه می‌پیوندد).
آیین‌های متداول در مراسم ازدواج به سبک غربی، مثل پوشیدن لباس سفید، خوشگذرانی داماد در شب قبل از عروسی در خارج از خانه به اتفاق دوستانش، ورود عروس و داماد به کلیسا به دفعات و از درهای مختلف طبق آداب و رسوم آیینی، ممنوعیت دیدن عروس برای داماد (حداقل در روز عروسی قبل از رسیدن او به جلوی در کلیسا) و آیین‌هایی از این قبیل، همگی شاهدی بر مراحل سه گانه‌ی وان جنپ است. معروف است که این آیین‌ها موجب تقویت عاطفه‌ی جمعی و انسجام اجتماعی می‌گردد. ایده‌ی گذر ویکتور ترنر بدین شرح است: در خصوص یک مراسم آیینی دارای شور و هیجان اجتماعی و محرک‌های کاملاً فیزیولوژیک از جمله آواز، پایکوبی، خوردن و آشامیدن، دود کردن عود و کندن و پوشیدن لباس‌های غیر معمول، شاید بتوان گفت که این نماد آیینی بر جابه‌جایی قطب‌های معنایی تأثیر می‌گذارد. از طرفی هنجارها و ارزش‌ها از عواطف اشباع می‌شوند و از طرف دیگر، عواطف بنیادی و محسوس، در جریان برخورد با ارزش‌های اجتماعی، ارج و قرب پیدا می‌کند. از این رو، برخی از جوامع، تحت شرایط خاصی، چنین «متعارف» است که مرد مجاز است شب قبل از عروسی هر کاری دلش بخواهد انجام دهد، حتی اگر آن در شرایط عادی هرزگی و بی‌بند و باری به شمار آید! ترنر این دوره‌ها را حد فاصل دوره‌های عادی زندگی (زندگی روزمره) می‌داند، مرحله آستانه‌ای یا شرایط و اوضاع نیم‌بند. درک علت جذابیت نظریات ون جنپ و ترنر برای کسانی که به دنبال «چراهای» مربوط به گردشگری هستند، تقریباً ساده است. جوان استرالیا و نیوزیلند در سفرهای طولانی به اروپا، ظاهراً نوعی مناسک گذر را از سر می‌گذرانند. این سفر معمولاً در مرحله‌ی بین دوران دانشگاه و آغاز زندگی شغلی روی می‌دهد. در این سفرها که به اتفاق عده‌ای هم سن و سال و هم سطح انجام می‌شود، برنامه‌هایی غیر از زندگی روزمره گنجانده می‌شود و معمولاً هنگام بازگشت، «جشن» خوش‌آمدگویی برپا می‌گردد تا برای پیوستن به جامعه‌ی عادی آماده شوند و قوانین عادی را که معمولاً شامل ازدواج و «مستقر شدن» است دنبال کنند.
سؤال اساسی مطرح در اینجا این است که اگر گردشگری یک آیین یا مراسم باشد، با ویژگی‌هایی که ون جنپ برای آن‌ ها بیان می‌کند آیا گردشگری نقشی در تقویت عاطفه‌ی جمعی و انسجام اجتماعی دارد؟ در گام بعدی می‌توان این سؤال را مطرح کرد که در مناطق اصلی تولید‌کننده‌ی گردشگر در دنیای صنعتی یا پسا صنعتی، گردشگر بودن به چه معنا است؟
پاسخ‌ها شاید این باشد که در جستجو به دنبال برخی حالت‌های خاص «تقدس» که مرز میان انسان مذهبی و کافر را تعیین می‌کند، گردشگری را می‌توان نوعی توتم آزادی دانست (شعار سازمان مسافرت و گردشگری ایالات متحده آمریکا درباره‌ی گردشگری، «سفر: آزادی کامل» است). بدین ترتیب، «ستایش» گردشگری به مثابه‌ی نماد آزادی اجتماعی و اقتصادی مدرن را می‌توان به ستایش خود جامعه تعبیر کرد – همانندسازی دقیق استفاده از توتم‌ها در بومیان استرالیایی، چنانچه شرح آن در اولین تحقیق میدانی دورکیم آمده است.
پس از بررسی ایده‌ی گردشگری به مثابه سفر مقدس و آیینی (به خصوص در تحقیق گرابرن)، حال به دیدگاه دیگری می‌پردازیم: گردشگری به عنوان نوعی استعمارگری. ترنر و نَش[۲۷] با لحن پر شوری گفته‌اند: «گردشگر مدرن، نوعی استعمارگری فرهنگی است، گرایش سیری‌ناپذیر جماعت درجه یک لذت‌جو به تفریح، خوشگذرانی و عیاشی که به فرهنگ‌های بومی آسیب می‌رساند و با تمایلات خود دنیا را آلوده می‌سازند. گردشگری، تهاجم مراکز شهری بسیار پیشرفته به نواحی حاشیه‌ای «نامتمدن» است: گردشگری چنان ناخواسته و حیرت‌انگیز تخریب می‌کند که نمی‌توان این سوء قصد را به میلیون‌ها انسان یا حتی هزاران نفر از مدیران و صاحبان مشاغل نسبت داد.» مطالعه نش در این زمینه با باوری مشابه انجام شده است: گردشگر مدرن، مانند تاجر، کارفرما، فاتح، حاکم، مربی یا مبلغ مذهبی، مأمور ایجاد تماس بین فرهنگ‌ها و عامل مستقیم یا غیر مستقیم ایجاد تغییر، به خصوص در مناطق کمتر توسعه یافته‌ی جهان است. مقاله‌ی نش تأثیر فراوانی بر محققان متعددی که گردشگری را از دیدگاه علوم اجتماعی مطالعه می‌کنند، داشته است، از این چندین برداشت می‌توان کرد که خلاصه‌ای از آن‌ ها را در اینجا می‌آوریم:
تحلیل توسعه‌ی گردشگری ممکن نخواهد بود، مگر با در نظر گرفتن مراکز فعالی که: ۱. بودجه زیادی برای فعال کردن گردشگری (به معنای سفر در اوقات فراغت) تخصیص می‌دهند و ۲. گردشگر تولید می‌کنند.
این وضعیت، موجب کنترل منطقه‌ی ایجادکننده‌ی گردشگر بر منطقه‌ی پذیرنده می‌شود و از این روی «مرکز تمدن را به استعمارگر و گردشگری را به امپریالیسم مبدل می‌کند».
این رابطه با عرضه هر آنچه گردشگر تقاضا می‌کند کاملاً تطبیق یافته است. این تقاضا می‌تواند شامل چیزهایی باشد که «به طور طبیعی» یا «طبق رسوم» آن منطقه وجود ندارد، مثل غذاهای آماده، سیستم تهویه، استخر شنا و غذاها و نوشیدنی‌های وارداتی؛ بنابراین یک زیربنای عرضه ایجاد می‌شود.
در شکل‌گیری تعاملات اهالی بومی و میهمانان نقشی برابر وجود ندارد. اساساً همین ناهمسانی است که رابطه میان «میزان» و «میهمان» را شکل می‌دهد.
غالباً بین «میزبان» و «میهمان» نابرابری اقتصادی وجود دارد که مانند استعمارگری، احساس خود بر تربیتی را در تازه‌واردان به وجود می‌آورد. «کسانی که به دیگران به صورت وسیله می‌نگرند، کمتر می‌توان با قیود مشارکت فردی کنترل کرد. این اشخاص در عمل به خواسته‌های شخصی خویش احساس آزادی بیشتری دارند.»
یک مجموعه گردشگری (به ویژه در کشورهایی که دارای زیربنای اقتصادی بسیار محدود هستند) قادر است اقتصاد عمومی را به اقتصاد خدماتی تغییر دهد، طوری که زمینه‌ی برآوردن نیازهای غریبه‌های زودگذر و مشغول گذران اوقات فراغت و حامیان آنان فراهم گردد. (همان :۷۱-۶۸)
با کمال تعجب می‌بینیم که نش آن عده از اهالی بومی (به اصطلاح خود او) را که در کمک به ایجاد مناطق گردشگری ابتکار عمل به خرج می‌دهند، «همکار» می‌نامد. وی می‌گوید: گزینش مناطق مستعد گردشگری با همکاری ساکنان آن مناطق انجام شده و آماده‌سازی می‌گردد. این انتخاب براساس مطابقت با خواسته‌های جامعه‌ی شهری صورت می‌گیرد (مثل حمام آفتاب، اسکی و غیره). از این رو، سرنوشت بومیان به فشارهای بیرونی پیوند می‌خورد که رفته‌رفته کنترل آن‌ ها را از دست می‌دهند.
در اثر بعدی نش انتقاد کمتری به موضوع گردشگری همچون یک فعالیت اجتماعی مشاهده می‌شود. در یکی از کتاب‌های اخیر او که در سال ۱۹۹۶ به چاپ رسیده است، واژه «استعمارگری» به چشم نمی خورد. آنچه نش و پیروانش در تحلیل‌های خود از پرداختن به آن عاجز ماندند، مسئله‌ی جایگزین‌های اقتصادی است. با بررسی شرایطی مثل شرایط زنان جوان کارگر در کارخانه‌های نساجی مناطق توسعه صادرات، در حوالی کلمبو در سریلانکا، که حرکات آن‌ ها به طور دقیق کنترل و دیکته می‌شود و دستمزدهای پرداختی کفاف مخارج زندگی‌شان را نمی‌دهد، به وضوح می‌بینیم که صنعت نساجی امید چندانی نمی‌آفریند. در شرایطی این چنین، گردشگری می‌تواند امکانات بسیار واقع‌گرایانه‌تری پیش روی قرار دهد.

موضوعات اصلی در مردم‌شناسی گردشگری
ماهیت فرهنگ، فرهنگ و بقا، شکل‌گیری گروه‌ها، جستجو در پی نظام و تغییر و آینده از موضوعات اصلی مطرح شده در مردم‌شناسی هستند. نحوه‌ی ارتباط این موضوعات و گردشگری را جعفر جعفری (سر ویراستار کتاب سال پژوهش گردشگری) شرح داده است:
در این مدل، طرز نگرش به یک مجموعه گردشگری، بیش از همه، در خدمت ایجاد دو سیستم فرعی است، یکی برای ایجاد مناطق ایجادکننده که «فواره‌وار» گردشگر تولید می‌کنند، و دیگری برای مناطق پذیرنده که «سیل» گردشگر را در خود می‌پذیرند. سپس این دو مجموعه فرعی را در بافت مجموعه فرعی سومی جای می‌دهد: مناطق وابستگی متقابل. جعفری بین عرضه و تقاضا رابطه‌ای قائل است که فرار از اقتصاد یا بازاریابی است. اصل موضوع مدنظر وی این است که کشورهای صنعتی (یا پساصنعتی) برای جان تازه بخشیدن به شهروندان خسته، به مناطق تفریحی اقماری وابسته‌اند. این موضع‌گیری، کاملاً متفاوت از موضع سیاست‌‌مدارانی است که شکست اقتصادی گردشگری را اکیداً به «ارائه‌ کالاهای اقتصادی به کشورهای در حال توسعه مربوط می‌دانند. اما، اگر مقصدهای موجود فعلی در «ارائه کالاهای تفریحی» ناکام باشند، آنچه باقی می‌ماند قدرت اقتصادی کشور تولید کننده در انتقال تجارت و موضوعات مورد توجه خود به سایر مناطق است و به اصطلاح جعفری، آن‌ ها مناطق تفریحی اقماری بیشتری تولید می‌کنند (همان: ۷۶-۷۱)

نظر دهید »
منابع تحقیقاتی برای نگارش مقاله بررسی و نقد شیوه ...
ارسال شده در 11 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

( دهخدا؛ ۱۳۵۹: ۹-۷)
لبه ی تیز مقالات علامه دهخدا متوجه رژیم استبدادی و ملوک الطوایفی بود . این مقالات طنز آمیز با عشق و علاقه و دلسوزی به حال مردم خرده پا ممتاز است . وضع رقت بار روستاییان و کشاورزان، فقر و بدبختی شهرنشینان ، نادانی و بیچارگی زنان ایرانی آن زمان ، همه مسایلی است که در نوشته های علامه دهخدا مکرر طرح شده است . در دوره ای که علامه دهخدا قلم به دست گرفت ، وضع جامعه ایرانی به راستی غم انگیز بوده است . گر چه علامه دهخدا به چنان وضعی می خندد ، اما خنده ی او ناشی از نا امیدی یا بد بینی نیست . در نوشته های او آن حس تکدری که نیروی معنوی انسان را تضعیف کند و از کار و کوشش باز بدارد ، دیده نمی شود ، بلکه در نوشته های او قدرتی است که اندیشه را تحریک می کند و معنویات را به هیجان می آورد . علامه علی اکبر دهخدا و یاران او به درستی و حقانیت راهی که برگزیده بودند ایمان داشتند . از این رو در تمامی ادوار مبارزه ، خط سیر درونی ومعنوی آنان خوشبختی و امیدواری بود . علامه دهخدا با نمایاندن جهات تاریک و مظالم زندگی ، به جهت روشن و امید بخش آن را هرگز فراموش نمی کرد. کندن و برانداختن ریشه ی خرافات، ترک دنیا و گوشه گیری ، موهومات و تعصبات از وظایف عمده ای بود که نویسنده ی توانای صور اسرافیل به عهده گرفته بود. او به بطالت و تنبلی بی شعوری می تاخت و مردم ایران را بیدار و هشیار و زنده می خواست . علامه علی اکبر دهخدا بحق از مسائل اجتماعی ، مطلب را از جاهای دور و مسائل جزئی و غیر مهمی که گویی هیچ گونه ارتباطی با موضوع ندارند ، آغاز می کند.
در مقالات طنز آمیز علامه دهخدا و سروده های او کم تر می توان به اشارات تاریخی و اساطیری از آن گونه که در سروده های عشقی و عارف، و حتی بهار و فرخی یزدی دیده می شود، برخورد کرد. به نظر می رسد که او عامداً از پرداختن به افتخارات موهوم و یا واقعی گذشته اجتناب می ورزد، و اگر احیاناً در یکی دو جای اشعارش به عدالت کورش نیز اشارتی دارد لحن او به کلی از تفاخر و مباهات عاری است .
( دهخدا ؛ ۱۳۷۰: ۸۳)
«روزنامه ی صور اسرافیل تا نزدیکی های بر انداخته شدن مشروطیت و مجلس شورای ملی اول، یعنی تا بیستم جمادی الاول ۱۳۲۶ هـ . ق دایر بود. »
( صفایی؛ ۱۳۴۴: ۳۵۵)
روزنامه ی صور اسرافیل به خاطر مقالات آتشین و بی پروای علامه دهخدا بی نهایت مورد بغض و خصومت دربار و مستبدین قاجار بود .
به همین جهت بعد از به توپ بستن مجلس میرزا جهانگیر خان را شهید کردند و علامه دهخدا هم به اروپا تبعید شد بدین ترتیب عمر چرند و پرند های علامه دهخدا و عمر صور اسرافیل در این دوره به پایان رسید .
( طباطبایی؛۱۳۶۶: ۲۶۱)
۵- ۳٫اعتقاد مردم به اشعار و نوشته های طنز آمیز دهخدا
علامه دهخدا طنز معروف خودرا در مقالات « چرندو پرند » به محیط شعر نیز کشانده است، اگر چه شعرش ادیبانه و سنگین و متین است اما آن جا که نوبت به طنز اجتماعی می رسد، دوباره همان « دخو» را می بینیم که با نیش گزنده ی خود پرده ها را کنار می زند و زشتی ها و پلیدی ها را رسوا می سازد . علامه دهخدا با بهره گرفتن از قالب « مسمط » برای بیان مسائل جامعه و همدردی اش با مردم موجب شده است که طنزی اجتماعی از قلم او بتراود و در ادبیات فارسی یادگار بماند . علامه دهخدا در مسمط « آکبلای » به نوعی مطالب طنز آمیز و گزنده ی چرند و پرند را در قالب نظم گنجانده و تقریباً بیش تر نارسایی های اجتماعی را مورد انتقاد قرار داده است . وی خرافاتی را که در اعتقادات مذهبی راه یافته و از آن سخت ناراحت است ، بدون ملاحظه ، به باد انتقاد گرفته است . در روزگاری که رشوه گیری رسم رایج زمان است و رمال و مرشد و دعا نویس و جادو گر خوره هایی شده اند که به جان اسلام افتاده اند و از زود باوری عوام الناس سوء استفاده می کنند، برای کسانی که دلشان برای دین و مردم می سوزد ، این وضع قابل تحمل نیست:
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

مردود خدا رانده ی هر بنده آکبلای!
از دلقگ معروف نماینده آکبلای !
با شوخی و با مسخره و خنده آکبلای !
نه از مرده گذشتی و نه از زنده آکبلای !
هستی تو چه یک دنده و یک پهلو آکبلای !
***
نه بیم « زکف بین » و نه « جن گبر » و نه « رمال »
نه خوف ز درویش ونه از جذبه ، نه از حال
نه ترس زتکفیر و نه از پیشتو شاپشال
مشکل ببری گور ، سرزنده آکبلای
هستی توچه یک پهلو و یک دنده آکبلای
***
صد بارنگفتم که خیال تو محال است
ظاهر شود اسلام در این قوم، خیال است .
هی باز بزن حرف پراکنده آکبلای!
هستی تو چه یک دنده و یک پهلو آکبلای!
تا نیمی از این طایفه محبوس جوال است.
( دهخدا؛ ۱۳۸۶: ۹۳- ۹۲).
روزنامه ی صور اسرافیل خصوصاً مقالات طنز آمیز علامه علی اکبر دهخدا با عنوان« چرند و پرند » که به زبان ساده و همه کس فهم نوشته می شد ، به زودی جای خود را دربین توده ی مردم باز کرد .
از آنجا که با زبان مردم کوچه و بازار به خدمت آنان و بیان دردها و نیازها و باز گفتن رنج ها و ستم هایی که کشیده بودند در آمده ونتایج نامطلوب جهل و خرافه پرستی و آثار ستم مستبدان و جباران و ناروایی ها و نابسامانی های اجتماع را خوب و روشن نشان می داد ، در قلب توده ی مردم نفوذ بسیار کرده بود . از طرفی هم آسان در دسترس همگان قرار می گرفت و لذا خواننده ی بسیار داشت .
علامه علی اکبر دهخدا در خاطرات خود در این مورد می گوید : « محل اداره ی روزنامه در ضلع غربی خیابان علاء الدوله ( فردوسی فعلی ) نزدیک میدان توپخانه روبه روی مهمانخانه ی مرکزی و بالا خانه ای بود با پله های بسیار از کف خیابان برای بالا آمدن ، روزهایی که روزنامه منتشر می شد ، پیرمردی خمیده قامت که شغل باربری داشت با پشته ی سنگین خود از آن پله ها بالا می آمد یک عباسی (چهار شاهی) بهای یک شماره ی روزنامه را می داد و می خرید و می رفت.
یک روز که نفس زنان از آن پله های تیز و طولانی بالا آمد. گفتم : چرا که پشتی خود را دم در نمی گذاری که راحت تر بالا بیایی . گفت : ممکن است ببرند. گفتم: پس از همان پایین وقتی می آیی صدا بزن ، روزنامه را من پایین می آورم و پولش را آنجا می گیرم که شما این همه پله را بالا نیایید و فرسوده نشوید. گفت: پولی که می دهم بابت بهای روزنامه است ، اگر خودم برای گرفتنش از پله ها بالا نیایم پس ثوابش چه می شود؟ علامه دهخدا می نویسد؛ از این همه اعتقاد راستین و بیان صادقانه و صمیمانه مدتها در حیرت ماندم و به خود گفتم: اگر سخنم و نوشته هایم تاثیری دارد بی شک مایه اش همین صفا و صداقت ها و اعتقادات است.
(دهخدا؛۱۳۵۹: ۱۷-۹)
بر اساس آنچه در مقالات طنز آمیز علامه دهخدا آمده است ، علامه دهخدا سرآمد تجدد طلبان و یک تجدد طلب تمام عیار است. بر خلاف شماری از تجدد طلبان ، علامه دهخدا سنت ستیز نیست بلکه خواستار لاروبی سنت ها است.
در مقالات طنز آمیز علامه دهخدا ، به مسائل زیادی اشاره می کند ، به شکست مشروطه اشاراتی دارد که بسیار تامل برانگیز است . ضمن اشاره به دیگر کوشش های اصلاح طلبانه ، علل عدم توفیق شان را به اختصار بیان می کند که روشن گرانه است . استدلال علامه دهخدا ، اگر چه مختصر ولی پرتوان و جان دارند . در جایی می نویسد ، « فقط چاره ی ما در داشتن علم و آدم است. »
(دهخدا؛۱۳۶۴: ۲۶۷)
علامه علی اکبر دهخدا، در قطعه ی منظوم « رؤسا و ملت » که در شماره ی بیست وچهار روزنامه ی صور اسرافیل به چاپ رسیده، از وضع استبدادی حاکم بر جامعه ی ایران انتقاد کرده است. « رؤسا» در نقش مادر نادان و ناگاه و « ملت » به صورت کودک بیمار و رنجوری تصویر شده که در میان بازوان مادر از گرسنگی جان می دهد.

«خاک به سرم بچه به هوش آمده    
نظر دهید »
ارائه ی یک مدل داده مناسب برای کشف انتقال ...
ارسال شده در 11 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

۴-۳-۷-علائم

علائم ظاهری بیماری
خدمات تصویر برداری مورد نیاز برای تشخیص مانند
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

یک نمونه عکس رادیولوژی نرمال(تصویر)
عکس رادیولوژی مبتلا به بیماری
MRI نرمال(تصویر)
MRI مبتلا به بیماری
یک نمونه سونوگرافی نرمال(تصویر)
نمونه سونوگرافی مبتلا به بیماری
یک نمونه ماموگرافی نرمال(تصویر)
نمونه ماموگرافی مبتلا به بیماری
گزارش آزمایشگاه مانند
گزارش تجزیه ادرار فرد سالم
گزارش تجزیه ادرار فرد مبتلا به بیماری
شیمی خونی فرد سالم
شیمی خونی فرد مبتلا به بیماری
گزارش میکروبیولوژی فرد سالم(کاراکتر)
گزارش میکروبیولوژی فرد مبتلا به بیماری
خدمات بافت شناسی مانند گزارش پاتوبیولوژی

۴-۳-۸-روش های درمان

مدت زمان مورد نیاز برای درمان
مدت زمان بستری شدن
نیاز داشتن به عمل جراحی
رژیم غذایی مناسب
کاردرمانی مانند
درمان فیزیکی
درمان تنفسی
گفتار درمانی(کاراکتر)

۴-۳-۹-دارو

نام دارو
دوز مصرف دارو
عوارض دارو
مدت زمان مصرف دارو
مدت زمان لازم برای تاثیر دارو
حداکثر دوره های مجاز تجویز دارو

۴-۴-مقادیر ذخیره شده برروی یال ها

یال بین موجودیت­های انسان: نسبت بین افراد بر روی یال­های متصل کنده­ی آن­ها نمایش داده می­ شود و برای نمایش انتقال بیماری نیز از یال استفاده می شود.
یال از بیمار به بیماری:علایم بیماری و زمان بروز اولین علایم و عوارضی که این بیماری تا کنون بر روی بدن بیمار به جا گذاشته است بر روی این یال نمایش داده می­ شود.
یال از بیمار به درمان: بر روی این یال داده ها به دو قسمت دسته بندی می­شوند. درمان هایی که در گذشته صورت گرفته و دوره آن­ها به اتمام رسیده است و درمان­هایی که در حال حاضر بیمار انجام می­دهد. درمان­های تجویز شده برای بیمار مانند مدت زمان بستری شدن،نیاز به عمل جراحی،نوع رژیم، کاردرمانی­های مناسب همراه با تاریخ.پس از تکمیل دوره آن­ها در قسمت در­مان­های گذشته ذخیره می­شوند.
یال از بیمار به دارو: بر روی این یال داده ­ها به دو قسمت دسته بندی می­شوند. داروهایی که در گذشته تجویز شده ­اند و دوره مصرف آن­ها به اتمام رسیده است و داروهایی که در حال حاضر بیمار مصرف می­ کند. دارو­های تجویز شده همراه با تاریخ تجویز و دوز مصرف در قسمت مربوط به داروهای حال حاضر و بعد از تکمیل مصرف دارو این مقادیر در قسمت دارو های مصرف شده قرار می­گیرد.
یال از انسان درمان شده به بیماری:بر روی این یال علایم بیماری و زمان بروز اولین علایم و عوارضی که این بیماری بر روی بدن بیمار به جا گذاشته است نمایش داده می­ شود.
یال از بیمار به تشخیص:بر روی این یال داده ها به دو قسمت دسته بندی می­شوند. علایمی که در گذشته در بیمار مشاهده شده و اکنون مشاهده نمی­ شود و علایمی که در حال حاضر بیمار نشان می­دهد.علایمی که در فرد بروز کرده همراه با نتایج آخرین آزمایشهای صورت گرفته برای تشخیص وضعیت بهبودی بیمار همراه با تاریخ در قسمت حال حاضر تشخیص نگه­داری می­ شود و علایم قبلی که در قسمت گذشته­ی یال ذخیره می­شوند.
یال از درمان به دارو:نشان دهنده میزان دارویی است که برای کنترل این بیماری باید تجویز شود.

۴-۵تعیین قابلیت های مدل داده

۴-۵-۱-ایجاد کردن[۷]

توانایی ایجاد یک موجودیت جدید:
فرد(در بررسی های ژنتیکی در بررسی هر فرد ممکن است مجبور به بررسی افراد دیگری شویم)
بیماری(در هنگام بررسی افراد ممکن است در یکی از افراد خانواده به علایم یک بیماری جدید ژنی برخورد کنیم)
تشخیص(هنگام برخورد با بیماری جدید باید قادر به اضافه کردن روش­های تشخیص بیماری نیز باشیم)
به همین ترتیب باید توانایی افزودن داروها و توالی نکلئوتیدی سالم و معیوب ژن جدید را نیز داشته باشیم.

نظر دهید »
اوامر مولویه در فقه امامیه و تطبیق آن با ...
ارسال شده در 11 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

معنی دیگر امضای قانون این است که رئیس دولت اعلام می‌کند که قانون بر طبق اصول اساسی به تصویب رسیده است و از این پس همه باید از آن اطاعت کنند.
باید دانست که امضای قانون برای ریاست جمهوری اجباری است و او نمی‌تواند از صدور دستور اجرای آن خودداری کند (اصل ۱۲۳ قانون اساسی).
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

این اجبار در موردی است که قانون با رعایت تشریفات قانون اساسی تصویب شده باشد و بتوان نام قانون بر آن نهاد. رئیس‌جمهوری موظف به امضای «قانون» است و می‌تواند از امضای مصوبات ناقص خودداری کند.

۱۱-۳٫ انتشار قانون

هنگامی باید انتظار اجرای قانون را داشت که مفاد آن منتشر شود و به اطلاع عموم برسد؛ زیرا تا شخص حقوق و تکالیف خود را نداند، چگونه می‌توان او را به لحاظ تخلف از قانون و انجام ندادن وظیفه مسئول دانست؟ به همین جهت، قانون مدنی در پایان ماده اول اصلاح‌شده مقرر می‌دارد: «روزنامه‌ی رسمی موظف است ظرف مدت ۷۲ ساعت مصوبه را چاپ و منتشر نماید».
انتشار قانون لازمه اجرای آن است و بدین ترتیب مهلت مقرر برای اجرای قانون آغاز می‌شود. پیش از انتشار قانون، همه جاهل به آن محسوب می‌شوند و مفاد آن را نسبت به هیچ کس نمی‌توان رعایت کرد و فقط سازمان‌های اداری هستند که با امضای رئیس‌جمهور موظف به اجرای قانون می‌گردند.
طرز انتشار قانون در اختیار قوه مجریه نیست و دولت اختیار ندارد آن را به هر وسیله که صلاح می‌داند به اطلاع عموم برساند. همه باید از پیش بدانند که قوانین در کجا درج می‌شود تا با مراجعه مستمر به آن از حقوق و تکالیف خویش آگاه گردند.

۱۲٫ مصادیقی از قوانین آمره

با توجه به اینکه در حقوق موضوعه قوانین مربوط به حجر، اهلیت، ارث، غالب قوانین مربوط به نکاح، قانون کار و امثال آن‌ ها آمره هستند در ذیل پاره ای از این قوانین را به عنوان مثال ذکر می کنیم:

۱۲-۱٫ اهلیت و حجر

قوانین مربوط به اهلیت اشخاص کاملاً به نظم عمومی بستگی دارند که تراضی و توافق افراد در عدم رضایت آن‌ ها و تراضی برخلاف آن‌ ها ممنوع و فاقد وجهه و آثار حقوقی است؛ بنابراین قوانین مربوط به اهلیت از جمله قوانین آمره محسوب می‌شوند. افراد نمی‌توانند مصادیق آن را کاهش یا افزایش دهند، همچنین تصرفات مالی و اعمال حقوقی که اشخاص برخلاف مقررات مربوط به اهلیت منعقد سازند از لحاظ حقوقی باطل و فاقد آثار حقوقی و ارزش اعتبار قانونی خواهد بود. در نتیجه غرض از وضع این قواعد تأمین آزادی اراده و حمایت از محجوران است [۱۵۲].
برخی مصادیق اهلیت و حجر در قانون مدنی:
ماده ۲۱۰ قانون مدنی: متعاملین باید برای معامله اهلیت داشته باشند.
ماده ۹۵۸ قانون مدنی: هر انسانی متمتع از حقوق مدنی خواهد بود لیکن هیچ کس نمی‌تواند حقوق خود را اجرا کند مگر اینکه برای این امر اهلیت قانونی داشته باشد.
م ۱۲۰۷ ق.م: اشخاص ذیل محجور و از تصرف در اموال و حقوق مالی خود ممنوع هستند:

    1. صغار
    1. اشخاص غیر رشید
    1. مجانین

م ۱۲۱۱ ق.م: جنون به هر درجه که باشد موجب حجر است.
م ۱۲۱۲ ق.م: اعمال و اقوال صغیر تا حدی که مربوط به اموال و حقوق مالی او باشد باطل و بلااثر است معذالک صغیر ممیز می‌تواند تملک بلاعوض کند مثل قبول هبه و صلح بلاعوض و حیازت مباحات.
م ۱۲۱۳ ق.م: مجنون دائمی مطلقاً و مجنون ادواری در حال جنون نمی‌تواند هیچ تصرفی در اموال و حقوق مالی خود بنماید و لو با اجازه ولی یا قیم خود، لکن اعمال حقوقی که مجنون ادواری در حال افاقه نماید نافذ است، مشروط بر آن‌ که افاقه او مسلم باشد.
م ۱۲۱۴ ق.م: معاملات و تصرفات غیر رشید در اموال خود نافذ نیست مگر با اجازه ولی یا قیم او اعم از اینکه این اجازه قبلاً داده شده باشد یا بعد از انجام عمل.
معذالک تملکات بلاعوض از هر قبیل که باشد بدون اجازه هم نافع است.
م ۱۲۱۵ ق.م: هرگاه کسی مالی را به تصرف صغیر غیر ممیز و یا مجنون بدهد، صغیر یا مجنون مسئول ناقص یا تلف شدن آن مال نخواهد بود.
م ۱۲۱۶ ق.م: هرگاه صغیر یا مجنون یا غیر رشید باعث ضرر غیر شود ضامن است.

۱۲-۲٫ ارث

در ارث همه چیز به نظم عمومی بستگی دارد و دادرس باید بر طبق قوانین و مصالح عمومی حکومت کند نه خواست و اراده متوفی پس در تصفیه و اداره و تقسیم ترکه تنها نیروی حاکم قانون است؛ بنابراین مقررات ارث از مقررات آمره است و اراده اشخاص در تغییر آن هیچ نقشی ندارد. اموالی که از متوفی به‌جامانده به طور قهری و غیرارادی به خویشاوندان نزدیک‌تر او منتقل می‌شود، خواه وارث و مورث در زمان حیات انتقال یا عدم انتقال را اراده کرده باشند. پس ارث اموال مورث نوعی حق تمتع است که وارث طبق ماده ۹۵۹ [۱۵۳]ق.م نمی‌تواند آن را از خود سلب کند و همچنین توافق و اراده وارث و مورث نمی‌تواند تغییری در میزان سهام و ارث ایجاد نماید.[۱۵۴]
برخی مصادیق ارث در قانون مدنی:
م ۸۶۱ ق.م:موجب ارث دو امر است: نسب، سبب.
م ۸۶۳ ق.م: وارثین طبقه بعد وقتی ارث می‌برند که از وارثین طبقه قبل کسی نباشد.
م ۸۶۷ ق.م: ارث به موت حقیقی یا به موت فرضی مورث تحقق پیدا می‌کند.
م ۸۶۸ ق.م: مالکیت ورثه نسبت به ترکه متوفی مستقر نمی‌شود، مگر پس از ادای حقوق و دیونی که به ترکه میت تعلق‌گرفته.
م ۸۷۱ ق.م: هرگاه ورثه نسبت به اعیان ترکه معاملاتی نمایند، مادام که دیون متوفی تأدیه نشده است، معاملات مزبوره نافذ نبوده و دیان می‌توانند آن را بر هم زنند.
م ۸۷۲ ق.م: اموال غایب مفقودالاثر تقسیم نمی‌شود، مگر بعد از ثبوت فوت او یا انقضای مدتی که عادتاً چنین شخصی زنده نمی‌ماند.
م ۸۷۴ ق.م: اگر اشخاصی که بین آن‌ ها توارث باشد بمیرند و تاریخ فوت یکی از آن‌ ها معلوم و دیگری از حیث تقدم و تأخر مجهول باشد، فقط آنکه تاریخ فوتش مجهول است از آن دیگری ارث می‌برد.
م ۸۷۵ ق.م: شرط وراثت زنده بودن در حین فوت مورث است و اگر حملی باشد در صورتی ارث می‌برد که نطفه او حین الموت منعقد بوده و زنده هم متولد شود اگرچه فوراً پس از تولد بمیرد.
م ۸۸۰ ق.م: قتل از موانع ارث است؛ بنابراین اگر کسی که مورث خود را عمداً بکشد از ارث او ممنوع می‌شود، اعم از اینکه قتل بالمباشره باشد یا بالتسبیب و منفرداً باشد یا به شرکت دیگری.
م ۸۸۲ ق.م: بعد از لعان، زن و شوهر از یکدیگر ارث نمی‌برند و همچنین فرزندی که به سبب انکار او لعان واقع‌شده از پدر و پدر از او ارث نمی‌برد، لیکن فرزند مزبور از مادر و خویشان مادری خود و همچنین مادر و خویشان مادری از او ارث می‌برند.
م ۸۸۳ ق.م: هرگاه پدر از لعان رجوع کند، پسر از او ارث می‌برد. لیکن از ارحام پدری و هم چنین پدر و ارحام پدری از پسر ارث نمی‌برند.
م ۹۰۰ ق.م: فرض دو وارث ربع ترکه است:

    1. شوهر در صورت فوت زن، با داشتن اولاد.
    1. زوجه یا زوجه‌ها در صورت فوت شوهر بدون اولاد.

م ۹۴۹ ق.م: در صورت نبودن هیچ وارث دیگری به غیر از زوج یا زوجه، شوهر تمام ترکه زن متوفی خود را می‌برد، لیکن زن فقط نصیب خود را و بقیه ترکه شوهر در حکم مال اشخاص بلا وارث و تابع ماده ۸۶۶[۱۵۵] ق.م خواهد بود.

۱۲-۳٫ نکاح

نکاح از عقود اجتماعی و قراردادهای مهم است و از لحاظ فردی و اجتماعی قابل‌مقایسه با قراردادهای دیگر نیست، به تبع آن قانون‌گذار شرایط و آثار خاصی برای آن قائل شده است. با توجه به اینکه سرنوشت فرزندان ناشی از این پیمان به استواری و دوام خانواده بستگی دارد، نظم در دولت ایجاب می‌کند که این کانون ثابت باشد. به همین خاطر، اصل حاکمیت اراده که در قراردادها نقش اساسی ایفاء می‌کند در نکاح اهمیت چندانی ندارد. البته زن و مرد در انتخاب همسر و بستن یا نبستن نکاح از لحاظ قانونی آزادند، لیکن علاوه بر اینکه قانون شرایط و موانع خاصی برای نکاح مقرر داشته آثار ازدواج را اصولاً خود تعیین کرده و اراده افراد نمی‌تواند این آثار را تغییر دهد.[۱۵۶]
م ۱۰۴۸ ق.م: جمع بین دو خواهر ممنوع است، اگرچه به عقد منقطع باشد.
م ۱۰۵۳ ق.م:عقد در حال احرام باطل است و با علم به حرمت موجب حرمت ابدی است.

نظر دهید »
منابع تحقیقاتی برای نگارش مقاله نقد و بررسی تأثیر ...
ارسال شده در 11 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

نظامیه نیز یکی دیگر از مراکز مهم و مشهور دوره‌ۀ اسلامی بود؛ که در نیمه‌ی دوم سده‌ی پنجم هجری توسط خواجه نظام الملک به وجود آمده بود.، خواجه نظام الملک مدارسی را با نام نظامیه در بغداد و نیشابور و شهرهای دیگر ساخت.اولین نظامیه، نظامیه بغدا بود که در ۴۵۹ تاسیس شد[۱۲۲] در این نظامیه‌ها اساتید مجربی به تعلیمی شاگردان می‌پرداختند. نطامیه نیشابور به لحاظ اهمیت بعد از نظامیه بغداد قرار داشت و بعد از آن نظامیه بلخ قرار داشتنند.[۱۲۳]

۳) کتابخانه‌ها

از نشانه‌های بزرگ، برای اعتلای فرهنگی یک جامعه وجود مراکزی برای فراگیری علوم می باشد. بی شک یکی از مهمترین مراکزی که می‌تواند برای درک صحیح از اوضاع فرهنگی یک تمدن باشد وجود مکان هایی است که برای جمع آوری کتاب و مکانی برای جمع شدن اهلی دانش و تعلیم می باشد. و از این جهت تمدن بزرگی اسامی دوران بسیار درخشانی را پشت سر گذاشت.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

در عظمت کتابخانه‌های مراکز اسلامی، زیگرید هونکه، در بخشب به نام عشق به کتاب، اشاره مى کند که عشق به کتاب ، همانند یک بیماری مسری در بین مسلمین رواج پیدا کرده بود و شیوع آن ر بین مسلمین به آن شدت و وسعت بود که که فقط این زمان جدید، یعنی ززمان ماست که که توانسته در این بباره بر آنان پیشی بگیرد. دکتر هونکه بیان می کند که در بغداددر ۸۹۱م، یکصد کتابخانه عمومی وجود دداشته و حتی شهر کوچک نجف در قرن ۱۰( م) دارای چهل هزار جلد کتاب بوده . کتابخانۀ خلیفه االعزیز در این میان همین فراوانی دارد[۱۲۴] در طول پنج قرن اولیۀ اسلامی در شهرهای گوناگون کتابخانه‌هایی ساخته شد؛ ولی در قرن چهارم، کتابخانه سازی- به عنوان یک گرایش مهم- نه تنها میان عالمان که به دست امیران و وزیران رواج یافت. امکانات گسترده‌ای که دراختیار وزیران فرهنگ دوست بود، آنان را در کنار جذب عالمان به دربار خود، به سمت گسترش کتابخانه کشاند.[۱۲۵]
مسلمین به قدری در جمع‌ آوری کتب همت داشتند که هارون الرشید، تحویل نوشته‌هاى یونان قدیم را شرط صلح با بیزانس اعلام کرد. «وى خواست تمام آثار فلاسفه که تا آن زمان به زبان عربى ترجمه نشده بود به عنوان خراج جنگى تحویل مسلمانان داده شود»[۱۲۶]
کتابخانه های بزرگی در بغداد، اندلس و مصر وجود داشت که شرح همه آنها در این نگرش نمی گنجد و باید به کتاب‌ها مراجعه شود. ولی در خصوص اهتمام به جمع آوری کتاب باید گفت؛ حتى مسلمانان براى جمع آورى آثار و کمک گرفتن از اندیشمندان دیگر کشورها فرستادگان مخصوصى با اختیارات وسیع و پول کافى از بغداد به بیزانس و هندوستان و دیگر جاها فرستادند. خلفا، وزرا و بزرگان اسلامى هرکدام کتابخانه‌هاى مخصوص داشتند و در قلمرو حکومت اسلامى کتابخانه‌هاى عمومى و خصوصى فراوانی وجود داشت و مساجد و بیمارستان ها نیز هرکدام داراى کتابخانه مخصوص به خود بودند[۱۲۷] به گونه ای در امر تهیه کتاب مسلمین به اوج رسیده بودند که به گفته ویل دورانت: « این سخن در اسپانیای اسلامی متداول بود که، اگر مر ثروتمندی ر اشبلیه بمیررد و بخواهند کتاب های او را بفروشند به قرطبه می فرستند»[۱۲۸]
باید متذکر شد که اثر جاودانۀ قرن چهارم هجری، الفهرست نگاشتۀ محمد ابن اسحاق، معروف به ابن ندیم که طرحی عظیم برای کتابشناسی دنیای اسلام به شمار می‌رود، شاهد گویایی بر جایگاه عظیم کتاب و کتابخانه در تمدن اسلامی است.[۱۲۹]

۴) حوزه های علمیه و دانشگاه‌ها

با گسترش اسلام، یکی از مراکزی علمی که به شدت بالندگی پیدا کرد، حوزه‌های دینی بود. یکی از بنام‌ترین مراکزی که سبقه تاریخی بسیاری دارد و عالمان فراوانی را در مکتب اساتید بزرگ؛ پرورش داده است؛ بی شک حوزه علمیه نجف است. جامعۀ علمی نجف را شیخ ابوجعفربن حسن الطوسی پس از فرار از بغداد و گریختن به نجف در سال۴۴۸ق تاسیس کرد؛ از این پس این شهر به صورت مرکز تدریس فقه جعفری و همه علوم دینی درآمد و آل بویه حقوق ماهیانه و هزینه کافی برای شیخ طوسی و شاگردانش مقرر کردند.. پس از مدت کوتاهی که مرکزیت تدریس از نجف به حله و از آنجا به کربلا رفت، دوباره به نجف برگشت و در این هنگام این مرکز علمی به اوج اعتلای خود رسید[۱۳۰] حوزه علمیه نجفمدت یک قن و نیم اخیر، مرکز مراجع تقلید شیعیانی بود که ر سرزمین های مختلف اسلامی به سر می بردند.
از دیگر مراکزی که به عنوان مرکز علمی_ فرهنگی در تمدن اسلامی درخشید جامع الازهرمصر است. بنای این جامع را سردار، جوهر کاتب سیسیلی، یکی از موالی المعز الفاطمی( ۳۴۱-۳۶۵ ق) همزمان با بنیاد شهر قاهره بنیان نهاد و در سال ۳۶۱ق به پایان رساند. با این که در این جامع تدریس انجام می‌گرفت اما این موسسه علمی تنها از سال ۳۷۸ق و در زمان خلیفه، فاطمی العزیز،( ۳۶۵-۳۸۶) به صورت یک دانشگاه واقعی درآمد.
فاطمیان خود را منسوب به حضرت فاطمه می دانستند ، دولت شیعه مذهب هفت امامی در مصر تشکیل داده و خود را جانشین اصلی اولاد علی میدانستند. آنان با تربیت داعیان و مبالغان اسماعیلی، قاهره را به پناهگاه مخالفان عباسی تبدیل کرده بودند و با ترویج فقه شیعی اسماعیلی، نحوه مبارزه با خلافت عباسی را محور سیاست خود قرار داده بودند.[۱۳۱] گرچه بعدها این موسسه از دست شیعیان خارج گشت ولی به قول بایارد داج: « این موسسه ده قرن محل نیایش و پناهگاه و مأمن ستمدیدگان ومرکز آموزش بوده استو هنگامی که بغداد در مشرق و قرطبه در مغرب از اهمیت افتادند، الازهر همچنان مشعل معرفت را فروزان نگاه داشت. در آن ایام که صلیبیون و مغولها اسلام را تهدید می کردند، الازهر قلب مسلمانان را از شهامت سرشار کرد»[۱۳۲]

ب- تربیتی- اخلاقی

جوامع اسلامی از نظر اخلاقی و فرهنگی در مرتبه بسیار بالاتری از سایر کشورها قرار دارند. و این اعترافی ست که خود اروپاییان کرده اند. لوبون، در نگارش خود م از قول مسیو بارتلمی سن هیلر می‌گوید:« از معاشرت با عرب و تقلید از مسلمین ، اخاق و عادات رذیله امرا و اشراف ما ر قرون وسطی اصلاح شد زیررا پیشینیان ما از آنان اخلاق ستوه و صفات حمیده که مخصوص ملل زنده جهان است آموختند، و آیا مدهب نصارا با آن که ازنظر تعلیمات اخلاقی دارای مقام ارجمندی است، می توانسته درگذشته، چنین روح اخلاقی ایجاد کند، هنوز محل تردید است»[۱۳۳] اقبال تاریخ نویسان غربی به اخلاق مسلمین نشان می دهد که مسلم چقدر رفتار اسلامی را در تمام اعمالشان مد نظر داشته اند. اگر چه اخلاق مسلمین را نمیتوان از بین کتاب ها کشف درستی کرد، پرا که به قول پوستاو لوبون: «برای کشف روح اخلاقی یک قوم باید دید که افراد آن قو چه خصایل و صفاتی را دارا هستند نه این که در کتاب مذهبی چه اخلاقی به آن ها تعلیم داده شده است.»[۱۳۴]

۱- تشکیل پایه‌های خانواده

کانون خانواده، در بین مسلمین به عنوان اصلی‌ترین رکن اخلاق و تربیت اجتماعی به شمار می‌رود؛ لذا مسلمین در تشکیل و صیانت از خانواده، برای رفع نگرانی‌های اخلاقی و به وجود آوردن فضای امن تربیتی در اجتماع به این مقوله اهتمام ویژه‌ای داشته و دارند. از همان صدر اسلام به این کانون مهر و عطوفت و تربیت توجه بسییاری شد و برای تشکیل آن بسیار اهتمام گردید( در فصل ۴ به این مقوله بیشتر پرداخته خواهد شد)
در کشورهای اسلامی شبکه خانوادگی پیوسته، هنوز کاملا فعال و موثر است. خانواده نقش تعیین کننده‌ای در فرایند جامعه پذیری اعضا ایفا کردهو با حمایت از افراد خود امنیت روانی و اجتماعی آنها را تا حد زیادی تامین می‌کند. بنابراین حتی بیشتر کسانی نیز که در شهرهای بزرگ زندگی می‌کنند خود را در میان انبوهی از جمعیت تنها و رها احساس نمی‌کنند زیرا رواابط خانوادگی و اجتماعی قوی و فعال هستند. و بر اساس جهان بینی دینی- سنتی که در کشورهای اسلامی در بین مردم عمومیت دارد، بر وظایف افراد بیش از حقوقشان تاکید می شود. علایق ومنافع فردی تابع علایق و منافع جمعی شناخته می‌شوند؛ در نتیجه اکثر مردم نسبت به دخالت های خانواده، اجتماع و حتی دولت در برخی امور خصوصی افراد به دیده اغماض نگریسته، آن را تحمل می‌کنند؛ زیرا آن را برای منافع اجتماعی لازم می دانند[۱۳۵].
لذا مسلمین در تدوین قانون‌هایشان بر این امر بسیار توجه دارند؛ بر همین اساس در اصل دهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آورده شده: از آنجا که خانواده واحد بنیادین جامعه اسلامی است، همه قوانین و مقررات و برنامه ریزیهای مربوط باید در جهت آسان کردن تشکیل خانواده، پاسداری از قداست آن و استواری روابط خانواادگی، بر پایه حقوق و اخلاق اسلامی باشد

۲- عرفان عملی و عرفا

عرفا و متصوفه، یک گروه یا انشعاب مذهبی محسوب نمی شوند و ر همه فرق و مذاهب اسلامی وجود دارند. ولی ر عین حال یک گروه به هم پیوسته اجتماعی هستند و یک سلسله افکار و اندیشه ها و حتی آداب مخصوصی در معاشرت ها و لباس پوشیدن‌ها و احیانا آرایش سر وصورت و سکونت در خانقاه هابه آنها وجهۀ مخصوصی داده است.[۱۳۶] به قول شهدی مطهری : عرفان به عنوان یک دستگاه علمی و فرهنگی ارای دو بخش است: بخش عملی و بخش نظری؛ بخش عملی عبارت است از آن قسمت که روابط و وظایف انسان را با خودش با جهان و خدا بیان میکند؛ عرفان ر این قسمت مانند اخلاق است. یعنی علم عملی است. این بخش از عرفان سیر و سلوک نامیده می شود؛ اهل عرفان هرگاه با نام فرهنگی‌شان نامیدهه شوند به نام عرفا خطاب می شوند و هر گاه بانام اجتماعی شان خطاب شوند، غالبا با نام متصوفه خطاب می شوند[۱۳۷]
گرچه، تصوف و عرفان در ابتدا به عنوان یک گرایش فکری، مورد نظر بانیان این نهضت اخلاقی نبوده و فقط عده‌ای از مسلمانان که در زهد و قناعت و دوری از تجملات دنیوی زندگی می‌کردند و مواظبت بر اعمال و رفتار و عبادات دینی داشتند، در مقابل عدۀ دیگری از مسلمانان دنیا پرست و تجمل طلب، طبقه ممتازی را تشکیل می دادند ونام مشخصی هم نداشند ؛ این طریق عبادت را برای خود برگزیده بودند. تصوف در واقع شیوه ای طریقه ای در رقتار فردی و اجتماعی تلقی میشود، لذا به عنوان یک جریان و طریقه فکری و عقیدتی تاثیر گدار در جهان اسلام مطرح است.[۱۳۸]
حدود یکصد سال بعد از فوت پیامبر و احتمالا سده دوم هجری قمری نام صوفی و اوایل سده سوم نام عارف بر این‌ها اطلاق گردید در قرن دوم هجری، ابوهاشم صوفی کوفی برای اولین بار در رام الله فلسطین صومعه( خانقا) برای عبادت گروهی از عباد و زهاد مسلیمن ساخت.[۱۳۹]. و با ظهور محی‌الدین در ۶۳۸ هجری، تصوف یک جهش پیدا کرد و از آن به بعد عرفان به دو بخش علمی و نظری تقسیم شد.
از آنجا که عرف به منظور رسیدن به قله منیع انسانیت باید مدام به خود سازی بپردازند و آنچه مطلوب خداست را انجام دهند باعث رویکردی جدید در جامعه اسلامی گردیدند و طبقه‌ای از عرفای سالک را به وجود آودند که در تمدن اسلامی باعث جذب هر چه بیشتر مردم به دین گردیدند.[۱۴۰]
واین سبک رفتار آنان برای رسیدن به روح شریعت از آنان عارفانی سالک به وجود آورد و مردم را به سوی آنان متمایل ساخت. این ها در تارییخ تشیع نقش بسییار بزرگی را داشتند و حتی ر تاریخ سیاسی تشیع بنیانگذار سلسله صفویه در ایران شدند.

۳- مسجد مرکز تربیت

از همان ابتدای هجرت نبی مکرم اسلام، مسجد نقش محور‌ی را زندگی مسلمین پیدا. کرد. و در واقع مساجد نخستین مراکز تعلیم و تربیت به شمار میروند. پیامبر با درک جایگاه مسجد بری تربیت و ساخت اخلاق مسلمین، نخستین کسی بود که با تاسیس مسجدالنبی در مدینه، آن را مرکزی برای تربیت دینی و فکری مردم قرار داد و ددر واقع پیامبر اکرم اولین معلم جهان اسلام است[۱۴۱] مسجد نه تنها محل عبادت مسلمین گشت ؛ بلکه جایی بود که مردم در آن به خطابه های پیامبر گوش می کردند.‌ و به خود سازی و کسب مهارتهای اخلاقی مشغول بودند. و در طول زمان نیز هیچگاه اهمیت خود را از دست نداد.
مساجد در سراسر قلمرو اسلامی پراکنده شده بود. از نکات مهم درباره مساجد معروف این بود که هم زمان با تاسیس مساجد، یا چندی بعد، کتابخانه نیز در آن‌ ها تشکیل می شد.برخی از آن ها عبارت بودند از، جامع بصره، مسجدالاقصی، جامع فسطاط، جامع اموی دمشق،و…[۱۴۲]
هم اکنون که سالیان متمادی از دوران پیامبر خاتم می گذرد، و هنوز مساجد کلیدی ترین مراکز تربیتی برای مسلمانان محسوب می شود. و در هرمکانی صدای مساجد طنین اخلاق و تربیت محسوب میشود و کسی منکر این اهمیت تربیتی مساجد نمی باشد ، چرا که مساجد کنونی محل قرائت قران، تفسیر، اخلاق، و برایی شعایری است که هر کام در زنده نگه اشتن روح و روان انسان کمک شایانی می نماید.

۴- سیرۀ عملی علمای این عرصه

نوشتن تاریخ علم اخلاق در جهان اسلام و تشیع، و برشمردن همه رجال این علم و برشمردن همه کتاب های آنان قطعا در این جال نمی گنجد. و بیان سیره رفتار بزرگان این عرصه اصلا در خیال هم نمی گنجد. ولی می‌توان با بیان برخی آثار و کتب به جا مانده از برزگان این نهضت عملی در اسلام، به سعی و اهتمام آنان در راه پرورش و تعلیم روح و روان مردم و به عادت درآوردن ملکات اخلاقی اسلام و ساختن اجتماع اخلاقی و الهی در تمدن اسلامی پی برد.

۱) کتب اخلاقی و دانشمندان این عرصه

پیامبر(ص) وامیرالمومنین علی(ع) نخستین کسانی بودند که با سیرۀ عملی و نوشتاری خود گام در عرصۀ اخلاق سازی برداشتنند. بعد از امیرالمومنین نخستین، کسی که در اخلاق کتاب مستقلی تألیف کرد، اسماعیل ابن مهران، شاگرد امام هشتم بود که در قرن دوم کتابی با عنوان، صفات مومن و فاجر نوشت.از شاگردان ائمه که بگذریم افراد زیادی با جمع‌ آوری و تبویب احادیث اخلاقی، کتاب‌های مستقلی درباره اخلاق نوشته اند:
عبدالله مقفع، الادب الصغیر و ادب الصغیر را به جا گذاشت(م ۱۴۳ق). اخلاق الملوک از جاحظ بصری(۲۵۵ق) . عیون الاخبار از ابن قتیبه دینوری به یاد گار مانده( ۲۱۳- ۲۷۶) و می‌توان گفت از جنبه اخلاقی این کتاب صورت جامعی ست از اخلاق دینی اسلامی. کتاب ادبالنفس‌الشریفه‌و‌الاخلاق الحمیده(۳۱۰) از محمدبن جریر طبری نوشته شده است که به قول یاقوت از بهترین کتابهای طبری است.
اخلاق العلماء، از شیخ ابو جعفر حسین الاجری الشافعی( فت ۳۶۰ ق). رسائل اخوان الصفا و خلان الوفاء، که تألیف عده‌ا‌ی از مولفان است و در آن راجع به اخلاق تحقیقات وسیعی کرده‌اند و عوامل طبیعی و اجتماعی را در دگرگونی اجتماع موثر شمرده اند؛ ر همین قرون پدید آمد.
نخستین کسی که در باره اخلاق، روی اصول علمی بحث کرده ابن مسکویه(فت ۴۲۱ق) بود است. به اعتراف مورخین، وی نخستین شیعی است که اخلاق را روی اصول علمی بحث کرده است. گر چه کتاب‌های بسیاری دارد ولی بزرگترین کارش، تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق نام دارد.
البته بعد از این بزرگان هم کتاب های فراوانی نوشته شد. یکی از آن ها کتاب اخلاق ناصری به دست خواجه نصیر الدین طوسی نوشته شد. و جامع السعادات در سال ۱۲۰۹ در سیر و سلوک اخلاقی به وسیله مهدی نراقی به تألیف درآمد. کتاب معراج السعاده را ملا احمد نراقی نگاشت( فت ق۱۲۴۵)…[۱۴۳]

۲) استقلال فکری دانشمندان

یکی از ویژگی‌های دانشمندان،در جامعه‌ اسلامی استقلال آن‌ ها بوده است ؛ به طوری که علما سعی می‌کردندخود را از فرمان روایان دور نگه دارند تا تصمیمات نهاد های رسمی دولتی تاثیری درآن‌ها نداشته باشد«به طور کلی علما می‌کوشیدند که خود را از فرمانروایا دور نگه دارند واز توده مردم نیز فاصله بگیرند، زیرا آن‌ ها خود را رهبر روحانی ومعنوی می‌دانستند و ظاهرا نه با منافع مادی فرمانروایی شریک می‌شدند و نه به هوس‌های جامعه تن در می‌دادند»[۱۴۴] این روحیه آزاد اندیشی و حریت علما باعث شد حقیقت دانش مورد توجه علما قرار گیرد و برنامه درسی تحت خواسته حکام متغییر نشود.

۵- اخلاق در بین مسلمین

عادت به حسنات در بین مسلمین از آنها جامعۀ ویژه‌ای ساخت. که به علت ضیق بودن حال پردازش، در این فضا فقط به برخی موارد اشاره می کنیم.

۱) مدارا

این وجه از اخلاق مسلمانان مورد توجه خیلی از غیر مسلمانان واقع شده است. زندگی مسالمت آمیز گروه‌های زیادی از مسیحیان در کشورهای مسلمان، شاهد دیگری بر مداری مسلمین است. در نامه مسیحیان شام به ابو عبیده جراح( سال ۱۳ه) آمده است: «ای جماعت مسلمان! ما شما را بر روم ترجیح می دهیم اگر چه آنان بر آیین ما هستند. شما نسبت به ما وفادارتر، مهربان تر و با انصاف هستید و حکمرانی شما بر ما بهتر است. این روش در رفتار نسبت به غیر مسلمانان در طول تاریخ اسلام پیوسته ادامه داشت»[۱۴۵]
در واقع این مسلمین ایمانشان چنان قوی بوه که اینکه کسانی نخواهد به دین آنها بگروند باعث عذاب آن ها نمی شده است. حتی مسلمانان پیروز در جنگ‌ها کسی را مکلف به پذیرش دینشان نکرد؛ به مسیحیان و زرتشتیان و یهودیان اجازه داده شد که بدون هیچ گونه مانعی به اجری شعائر دینی خود بپردازند. همچنین مسلمانان پس از پیروزی نگذاشتند که به عبادتگاه ها و دیرهای آنها آسیبی برسد. در این مورد ، لوبون می گوید: « این یک حقیقت است که ملتها نه فاتحانی چون اعراب، اهل بخشش و مددارا یافته اند و نه دینی چون دین آن ها آسان ومیانه رو»[۱۴۶]

۲) برابری

روح اخلاقی جوامع اسلامی در رفتارهای مسلمین به یکدیگر و با سایر اقشار به خوبی نمایان گر پیشرفت آنان در عرصه اخلاق به شمار می‌رود. و وجود جامعه اخلاقی باعث انسجام بالای مسلمین با یکدیگر گشته است. در کشورهای‌ اسلامی‌ (بویژه‌ کشورهای‌ خاورمیانه‌) اکثـــریت‌ قـابـل‌ ملاحظه‌ای‌ از مـــردم‌ دارای‌ وحــدت‌ دینی‌ وقـومی‌ هستنــد. تفـاوتهـای‌ قــومی‌ مــوجــود، غـالبـا در سایه‌ یگـــانگی‌ دینی‌ که‌ بنیـــاد استــواری‌ بــــرای‌ وحــدت‌ ملـی‌ است‌ رنگ‌ می‌بازد. بر خلاف‌ آنچه‌ در کشورهای‌ اروپایی‌ و بیشتر کشورهای‌ در حال‌ توسعه‌ دیگر دیده‌ می‌شود، حتی‌ در شهرهای‌ بزرگ‌ مدرن‌ اسلامی‌ هم‌ تفاوتهای ‌قومی‌، نژادی‌ و دینی‌ به‌ دشواری‌ به‌ چشم‌ می‌خورد.[۱۴۷] کما اینکه در صدر اسلام نیز فرقی بین فقیر و غنی و سیاه و سفید نبود و همین امر هم باعث گرایش شدید مردم به اسلام و جذب روزافزون سایر امم به اسلام شده بود.

۳) آزادی مذهب

اخلاق چنان در عمق جان مسلمنی نفوذ کرده بود که مسلمین با روحیه خود نه تنها مخالفین را سرکوب نکردند بلکه، یکى از خصایل ارزشمند انسانى را به مسیحیان آموختند و یا کوشش داشتند که بیاموزند و آن همدردى یا تساهل مذهبى نسبت به ادیان دیگر بوده است. سلوک آنان با اقوام مغلوبه تا این قدر ملایم بوده که رؤساى اسقف‌ها اجازه داشتند براى خود مجالس مذهبى هم تشکیل دهند؛ چنان که در اشبیلیه در سال ۷۸۲ میلادى و در قرطبه در سال ۸۵۲ میلادى، مجالس تحقیق و بررسى مذهبى دایر بود. از کلیساهاى زیادى هم که در دوره حکومت اسلامى بنا شده مى توان پى برد که آنها دیانت اقوام مغلوبه را تا چه درجه احترام مى نمودند. لذا عدّه زیادى از نصارا به اسلام گرویدند، در صورتى که براى این امر چندان ضرورتى در کار نبود، چه در حکومت مسلمانان، نصارا و یهود در حقوق با مسلمانان شریک و برابر بوده و در دربار خلافت مى توانستند هر شغل و مقامى را دارا باشند[۱۴۸]

ج- اجتماعی- سیاسی

با آمدن اسلام در سرزمین عربستان، و ایجاد علقه های ایمانی بین مسلمین، تمدن اسلامی از زوایای گوناگون شاهد رشد بود و یکی از مهمترین عرصه ها در سیاست بود:

۱- گسترش مناطق تحت تسلط

در قرن اول هجری مسلمانان،( حدودد ۶۱۰ میلادی) در سایه ایمان و جهاد، مرزهای شبه جزیره عربستان را درنوردیدند. این قرن شاهد بیشترین فتوحات برای مسلمین بود به طوری که تا قبل از پایان قرن مذکور مسلمانان توانستند از شمال غرب خود را به مراکش و الجزایر کنونی که زیر سلطه روم شرقی قرار داشت برسانند و زمینه را برای ورود به قاره اروپا از طریق اسپانیای کنونی فراهم آورند. همچنین از سمت شرق و شمال شرقی به ساحل رود سند و ماراءالنهر که در اختیار ساسانیان و ترکان بود دست یافتند و بدین ترتیب قبل از پایان قرن ۱ مناطق وسیعی از شمل آفریقا، بین النهرین، فلات ایران، آسیای مرکزی، و تمام شبه جزیرۀ عربستان ضمیمه قلمرو جهان اسلام گردید[۱۴۹]
در قرن ۲ هجری مرزهای شرقی قلمرو اسلام در ماوراءالنهر تثبیت گردید و از سمت غرب، اسپانیا تا مرکز فرانسه کنونی به تصرف مسلمین در آمد…حضور مسلمانان تا قرن ۱۵ میلادی به طول انجامید[۱۵۰]

۲- ثبات حاکمیت

قبل از طلوع اسلام، در جزیره العرب حکومت و کشوری به معنای امروزی وجود نداشته و نظام قبایلی باعث تشطط در امور یکسان سازی ادارۀ شبه جزیره بوده است. بر اعراب بدوی نظام قبیلگی حاکم بود که بر مبنای تعصب‏های قومی و قبیلگی شکل می‏گرفت. ویل‏دورانت ضمن اعتراف به نقش پیامبر، در شکل بخشیدن به نظام اسلامی، معتقد است که در آن دوران، پیامبر فقط «رئیس جماعت مسلمانان» نبود، بلکه «رهبری سیاسی همه‏ی شهر مدینه» را عهده‏دار بود و «مقنّن و داور آن شهر» نیز به‏شمار می‏آمد.[۱۵۱]
پیامبر با زکاوت خویش و برای اتمام حجت، و عهد و پیمان صلح با تمدن های مجاور، پیمان نامه ها و عهدنامه هایی با قبایل گوناگون از جمله قبایل یهودی و مسیحی منعقد کرد. در این پیمان‌ها، پیامبر با سیاستی حساب شده و موفقیت آمیز حفظ و ثبات دولت نوپای اسلامی را تضمین کرد. به علاوه نامه هایی برای پادشاهان و سران کشورهای همسایه از جمله ایران، روم، مصر و حبشه ارسال نمود[۱۵۲] و بعد از پیامبر خلفا در زیرر سایه همین اقتدار سیاسی بود که توانستند اسباب امنیت در کشور را پدید آورده و مسلمین به فتح بسیاری از نقاط زمین پرداختند.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 46
  • 47
  • 48
  • ...
  • 49
  • ...
  • 50
  • 51
  • 52
  • ...
  • 53
  • ...
  • 54
  • 55
  • 56
  • ...
  • 154

آخرین مطالب

  • منابع تحقیقاتی برای پایان نامه  شناسایی اجزای مدل کسب‌وکار الکترونیکی در ...
  • فایل های پایان نامه درباره طراحی سامانه ...
  • راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی درباره : پایان نامه حسابداری ...
  • مقالات و پایان نامه ها در مورد مقایسۀ سبک ...
  • پروژه های پژوهشی دانشگاه ها درباره بررسی تأثیر ...
  • مطالب پژوهشی در رابطه با بررسی ...
  • انتخاب رکورد مناسب زلزله جهت انجام تحلیل دینامیکی سازه ...
  • پژوهش های کارشناسی ارشد در مورد شناسایی و کاربرد ردیاب های ...
  • نگارش پایان نامه در مورد  مکان یابی پایگاه های پشتیبانی ...
  • تحقیقات انجام شده با موضوع مدیریت و برنامه ...
  • فایل ها در رابطه با : تاثیر نوسانات نرخ ارز ...
  • منابع تحقیقاتی برای نگارش مقاله بررسی اثربخشی دوره های آموزشی ...
  • منابع پایان نامه در مورد بررسی رابطه ی ساختار ...
  • منابع تحقیقاتی برای نگارش مقاله پیش‌بینی رویگردانی مشتریان در ...
  • ✔️ نکته های اساسی و کلیدی درباره میکاپ
  • تعیین ظرفیت بردتغذیه ای گوزن زرد ایرانی ...
  • حذف رنگ های آزوکارمین جی و آنیلین بلو از ...
  • نگارش پایان نامه درباره تاثیرفناوری اطلاعات ...
  • راهنمای نگارش مقاله در رابطه با رابطه بازاریابی اینترنتی ...
  • تحلیل زبانشناختی گویش جوشانی- فایل ۵
  • پایان نامه استخراج مدل کسب و کار ...
  • منابع دانشگاهی برای پایان نامه بررسی رابطه بین هوش اجتماعی با ...

مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

 آموزش حمله سگ گارد
 سگ های عروسکی نادر دنیا
 کسب درآمد بازی سازی هوش مصنوعی
 راهکار بازاریابی درون‌گرا
 درآمدزایی طراحی لوگو هوش مصنوعی
 شرایط قانونی نگهداری سگ آپارتمانی
 ابراز احساسات بدون سرزنش
 کسب درآمد طراحی سایت
 پولسازی از مقالات آنلاین
 فرصت درآمدی بازی سازی هوش مصنوعی
 درآمدزایی دوره های آموزشی هوش مصنوعی
 کسب درآمد کتاب الکترونیکی
 نشانه های پایان رابطه پرتنش
 تحقیق کلمات کلیدی تکنیک
 نشانه های عشق واقعی
 خصوصیات سگ کاوالیر کینگ چارلز
 علل اسهال سگ از روی رنگ
 حافظه خرگوش و تقویت آن
 تغذیه بچه خرگوش های یتیم
 راهکارهای لینک سازی سایت
 ویژگی های گربه سیامی
 نشانه های غفلت عشق در مردان
 شکست طراحی قالب وردپرس
 خسارت عکس های استوک
 درآمدزایی طراحی سایت کسب‌وکارها
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان