مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
بررسی روابط اجتماعی در آثار سعدی و تطبیق آن ...
ارسال شده در 11 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

(آزادی،۱۳۷۳:ص۶۴)
۴-۱۷- خلاصه فصل چهارم
شاید بتوان گفت هیچ شاعری در آثار خود به اندازه سعدی ،به مسائلاجتماعی توجّه نکرده است و آن ملاحظاتی که در مورد جامعه مطرح می کند،فکر شخصی او نیست بلکه مسائلی هستند که جامعه زمان سعدی را فرا گرفته بودند زیرا می دانیم که ایران در روزگار سعدی به عنوان جزئی از قلمرو اسلام یکی از سیاه ترین دوران ها را به خود دیده است.البته ظاهر شهر بوی دین و مذهب داشت اما در باطن آن دزدی،فقر،ولگردی،مستی ،عشق بازی با پسران و…بر شهر حکومت می کرد. سعدی هم به عنوان یک معلّم اخلاق که دنیای عصر خود را بیمار و محتاج هدایت یافته برای تعلیم دید گاه های خود شیوه پند و اندرز را انتخاب کرده است؛اما پند و اندرز های او،تنها برای سلاطین و ملوک نبوده ،بلکه سعدی در ساغر زرّین خود، داروی پند و اندرز را می ریخته و با روان شناسی اجتماعی هوشمندانه خود،داروی تربیت را با شکر هنر و ذوق در آمیخته است.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

رفت و آمد سعدی با اشخاص و طبقات مختلف جامعه و تأمّل در رفتار و خلقیات آنان، موجب شده است که در آثار خود از طبقات مختلف مردم سخن بگوید. در واقع هر پژوهنده ای با مطالعه در آثار سعدی به ویژگی مردم شناسی او و نگاه ژرف بینش به مسائل مختلف پی می برد.
فصل پنجم
بررسی روابط اجتماعی درآثار سعدی و تطبیق آن با نهج البلاغه
۵-۱- ادبیّات تطبیقی
ادبیّات تطبیقی ، در واقع عبارت است از تحقیق در باب روابط و مناسبات بین ادبیّات ملل و اقوام مختلف جهان.
«کسی که در این زمینه پژوهش می کند مثل آن است که در سرحدّ قلمرو زبان قومی به کمین نشسته تا تمام مبادلات و معادلات فکری و ادبی را که از سرحدّ بین اقوام دور و نزدیک
دیگر روی می دهد تحت نظارت و مراقبت خویش بگیرد و پیداست که حاصل هر
تحقیق او به میزان دقّت و مراقبتی که در این تحقیق به کار بندد مناسب خواهد بود.
(زرّین کوب، ۱۳۶۹: ص ۱۸۲)
«تحقیق و پژوهش در ادبیّات تطبیقی، سبب علل و اسباب واقعی تحولات ادبی و تغییراتی را که در معانی و اسالیب مختلف حاصل می شود، آسان می کند و آن محدودیّتی را که برای محقّق و نقّاد به سبب نظر در تحقیق ادبی قومی و محلّی حاصل می شود و او را از ادراک نسبی وقایع محروم می داردتا حدّی رفع می کند و از بین می برد.
مکتب فرانسوی که از پیشگامان ادب تطبیقی است، شرط لازم را برای ادب تطبیقی وجود تأثیر و تأثّر بین دو شاعر یا دو نویسنده می داند و موضوعاتی را که بین آنها هیچ گونه تأثیر و تأثّری نباشد در ادبیّات تطبیقی جایی ندارد.» (همان، ص ۱۸۳ )
۵-۲- درآمد
نهج البلاغه کتابی بسیار ارزشمندی است این کتاب به منزله دایره المعارف است که در آن موضوعات مختلفی مورد بحث،تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. در این کتاب علاوه بر مباحث مربوط به توحید، معاد، نبوّت و سایر مواعظ و اخلاقیات، یک سلسله مباحث جامعه شناسی هم وجود دارد که در تمامی اعصار و قرون می تواند مورد استفاده جوامع بشری باشد؛ راجع به فتنه ها و علل آنها، عزّت ها و شوکت ها، راجع به اصول عدل، مساوات، حقوق، حکومت و قانون، وظایف حاکم و رعیّت و وظایف مردم نسبت به یکدیگر و امثال اینها. مباحثی هم پیرامون روابط اجتماعی و نحوه ارتباط با گروه های مختلف جامعه دارد.
سعدی هم خود بزرگترین ناصح و پند دهنده زبان فارسی است درکنار اینکه یک شاعر بزرگ است می توان او را یک متفکّر اجتماعی هم نامید که دغدغه زندگی همه اقشار جامعه را دارد. بنابراین در آثارش، عناوین و مضامین متعدّد اجتماعی را ذکر می کند به همین دلیل آثار او بیشتر وجهه تعلیمی و آموزشی به خود گرفته اند.
امام علی (علیه السّلام) و سعدی (علیه الرّحمه) هر دو به جامعه خود به دیده دقّت نگریسته اند و به نوعی در کتابشان مسائل مهم روزگار خود و دستورالعمل های لازم برای به سعادت رساندن آنها را انعکاس داده اند. اینجا جا دارد که اندکی به تأثیر پذیری سعدی از نهج البلاغه هم اشاره شود.
شاید بتوان گفت که بعد از قرآن، نهج البلاغه به صورت کلامی نافذ و پرمعنی و گنجینه ای از علم و معرفت است که بر بزرگان و رهروان مکتب، تأثیر به سزایی داشته و سعدی نیز از این رهگذر بی بهره نمانده است. وی ازکلام دلنشین علی (علیه السّلام) در نهج البلاغه، بهره مند گردیده است که در ادامه نمونه هایی از افکار تربیتی سعدی را با بعضی از نکات و کلمات علی (علیه السّلام) مقایسه می کنیم تا بر میزان اقتباس و استفاده سعدی از نهج البلاغه به عنوان یک منبع تربیتی آگاهی یابیم.
این دو بزرگوار برای بیان مفاهیم تربیتی خود، هر کدام روش خاصّی را برگزیده اند.
سعدی، داوری تلخ موعظه و نصیحت را با شیرینی حکایات و ابیات ساده خود در کام مخاطب، گوارا می سازد. امام علی (علیه السّلام) هم با شیوه خاصّ خود به اندرز و ارشاد مردم روزگار خود بلکه تمامی بشریّت می پردازد و هر کدام مضامین اجتماعی بی شماری را مورد توجّه قرار داده اند و در بعضی موارد، دیدگاه مشترک در خصوص یک عنوان اجتماعی دارند . ممکن است افق دید این دو بزرگوار بعضی جاه ها متفاوت باشد و هر کدام در مورد نحوه ارتباط با گروه های مختلف نظر متفاوتی داشته باشند، اما سعی شده است که مهمترین افرادی که حتّی عامّی ترین انسانها با آنها ارتباط دارند؛ مورد بحث قرار گیردو هم چنین به اصولی که باعث تحکیم ارتباط اجتماعی می شود، اشاره شود.
مثالها و نمونه ها هم بر اساس روش کار این دو بزرگوار، نیز ذیل عنوان مورد بحث ذکر
می شوند. در بعضی موارد به صورت ابیات و گاهی هم به صورت جملات وعبارات؛ به خصوص از نهج البلاغه و گلستان سعدی به صورت جمله ها و عبارات و گاهی در قالب حکایات دلپذیر ذکر شده است. به تناسب هر موضوع نیز، از آیات، روایات ، احادیث، سخنان بزرگان دین و نظرات اخلاقی علمای اسلام استفاده شده است.
برای اینکه با نگاه تطبیقی و مقایسه ای به دیدگاه های دو نویسنده نگریسته شود؛ سعی شده است که به طور همزمان در کنار بیان نظر مشترک آنها، برخی از دیدگاه های متناقض و گاه متّضاد سعدی شیرازی و امام علی(ع) نیز ذکر شود.
۵-۳- عوامل حفظ روابط سازنده اجتماعی
از آنجا که فطرت انسانی بر انس و رابطه با یکدیگر پایه گذاری شده، انسان دوست دارد که همیشه زندگی جمعی را داشته باشد و از انزوا و گوشه گیری متنفّر است، زندگی جمعی آداب و شرایطی دارد تا محیط را برای زندگی سالم و توأم با آرامش آماده کند و زمینه های نزاع و دشمنی را از میان بردارد. انسان برای اینکه در این زندگی جمعی روابط سالم و پسندیده ای با سایر افراد داشته باشد باید یک سری اصول را رعایت کند که امام علی (علیه السّلام) و سعدی و سایر بزرگان در این زمینه سخنانی ارزنده گفته اند که در ادامه ذکر خواهد شد.
۵-۳-۱- ادب درگفتار
یکی از اصولی که در فرایند ارتباط با دیگران باید به آن توجّه کرد؛ ادب در گفتار است که رعایت درست، به جا و به موقع آن باعث تحکیم روابط اجتماعی می شود. امام علی (علیه السّلام) و سعدی در این زمینه سخنان بسیار دارندکه شامل این مواردند. توصیه به سکوت به موقع و کم حرفی، سنجیده سخن گفتن و به موقع سخن گفتن.
۵-۳-۱-۱- سکوت وکم صحبتی: امام علی (علیه السّلام) در این زمینه می فرماید: «آنچه نمی دانی مگو، بلکه همه آنچه را که می دانی نیز مگو، زیرا خداوند بزرگ برای اعضای بدنت، چیزهایی را واجب کرده که از آنها در روز قیامت بر تو حجّت آورده است.» (نهج البلاغه،ص ۵۱۷، حکمت،۴۳۰) یا
« باسکوت بسیار وقار انسان بیشتر می شود (همان، ص ۳۸۹، حکمت ۳۲۴)
سعدی خاموشی وسکوت را وسیله ای برای شنیدن سخن دیگران می داندو می گوید انسان فقط برای بیان سخنان ارزشمند باید حرف بزند.
او در مورد ارزش سکوت می گوید:

 

«زبان در کش ای مرد بسیار دان
صدف وار گوهر شناسان راز

 
 

که فردا قلم نیست بر بی زبان
زبان جز به لؤلؤ نکردند باز

 
نظر دهید »
راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی با موضوع  وقف پول و اوراق بهادار از ...
ارسال شده در 11 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع
  • دلیل اول بر بطلان وقف اوراق سهام این است که ماهیت وقف «تحبیس الاصل و تسبیل المنفعه» است، ولی در ذات اوراق سهام، ابدال و استبدال دائمی نهفته است.

از این رو پاسخ می دهیم که چنان که گفته شد، در وقف اوراق سهام، مال موقوف، مالیت و ارزش اوراق است نه جزء مشاعی از مالیت یک یا چند شرکت به خصوص. و چون در وقف اوراق سهام، ارزش اوراق مزبور ولو به سهام شرکت‌های دیگر تبدیل یابد، تحبیس شده و منافع آن که افزایش قیمت و سود آن سهام است، تسبیل می‌شود؛ لذا از ماهیت و تعریف وقف خارج نخواهد بود.

      • دلیل دوم این است که فقها برای موقوف، چهار شرط ذکر نموده‌اند: ۱- عین باشد۲- واقف، مالک آن باشد. ۳- قابلیت بقا در برابر انتفاع داشته باشد. ۴- بتوان آن را تحویل داد (قابلیت اقباض داشته باشد)

    (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

محقق حلی در شرایع و در کتاب مختصر و علامه حلی در ارشاد و قواعد و تبصره و تحریر، شهید اول در لمعه، سبزواری در کفایه، بحرانی در حدائق، اصفهانی در وسیله النجاه ودیگران نیز همین شروط را ذکر نموده اند.
حال می گوییم دلیل دوم بر بطلان وقف اوراق سهام، عدم دارا بودن شرط اول، یعنی عین بودن مال موقوف است. مال موقوف باید از «اعیان» باشد (مثلاً خانه، فروشگاه، و امثال آن) و اوراق سهام از «نقود» است.[۱۹۸]
استدلال فوق تمام نیست، زیرا «عین» در این جا در مقابل «دین»،، «منفعت» و «کلی» است که وقف آنها صحیح نیست.
نه این که مراد اعیان، در مقابل «نقود» باشد[۱۹۹].
بنابراین تعبیر از کلمه «عین» می‌تواند شامل هر نوع وقف که در این زمان معمول و متداول گردیده از قبیل بنیادهای خیریه و غیره بشود، زیرا عین شامل هر اصل ثابتی می‌تواند باشد. مانند سهامی که از کارخانجات خریداری و یا سرمایه گذاری شده است و یا وجوهی که در بانک‌ها تمرکز پیدا کرده و مورد بهره‌برداری قرار گرفته است؛ زیرا مراد از عین، محدود بودن یا مورد اشاره بودن نیست.[۲۰۰]
گفتار دوم: امکان سنجی وقف اوراق سهام
با توجه به آن چه گذشت امکان سنجی وقف اوراق سهام طی مقدمات زیر سامان می یابد.
بند اول: عدم منافات وقف اوراق سهام با ماهیت و شروط وقف
مهم ترین دلیل بطلان وقف اوراق سهام مخالفت آن با ماهیت وقف (تحبیس الاصل و تسبیل المنفعه) است. چنان که گفته شد این منافات ظاهری را می توان بدین گونه رفع نمود که موقوف منقول بر دو قسم است: عروض مانند کتاب، اثاثیه، سلاح و حیوان و نقود مانند پول و اوراق بهادار.
وقف در قسم اول از قبیل حبس رقبه مال است و در قسم دوم از قبیل حبس مالیت مال می باشد. بنابراین حبس مال نیز بر دو نوع است. دلیل تفاوت حبس در وقف عروض و نقود، تشخیص عرف است، یعنی حبس مال موقوف در وقف عروض متفاوت است.
در صدر اسلام دارایی ها عمدتاً در دارایی های فیزیکی متبلور می گردیده است. این امر و نیز بسیط بودن اقتصاد و عدم وجود بازارهای گسترده مالی در قرون اولیه اسلام موجب شده که وقف اموال منقول در وقف عروض منحصر شده و بالطبع حبس مال موقوف نیز تنها حبس رقبه مال معنی شود. ولی امروزه با توجه به گسترش دایره معاملات و تحولات اقتصادی و ایجاد بازار های نوین در عرصه های اقتصادی تحدید وقف به عروض قابل بازنگری است[۲۰۱].
بند دوم: وقف از معاملات امضایی است
چنان که گذشت وقف حقیقت شرعیه نیست یعنی شارع مقدس آن را تاسیس نکرده بلکه عمل خیر شایع در میان مردم را در چارچوبی خاص امضا نموده است، بنابراین وقف همانند غالب معاملات دیگر امضایی است و منعی در خصوص گسترش دامنه آن وجود نخواهد داشت.
بند سوم: گستردگی دایره وقف
از سوی دیگر گفته شد که وقف در میان معاملات امضایی این خصوصیت را داراست که از جمله معاملاتی است که کمترین قیود و تحدید را از سوی شارع مقدس دریافت نموده است. تا آن جا که از جمله مهم ترین ادله وارد در این باب (الوقوف تکون علی حسب ما یوقفها اهلها ) است که نه تنها تحدید کنندگی ندارد بلکه لسانش، لسان موضوع سازی است و در آن توسعه ایجاد نموده است. اکنون می گوییم با توجه به امضایی بودن وقف و گستردگی دایره مال موقوف، دلیل صحت وقف اوراق سهام را می توان تمسک به عمومات وارد در باب وقف مانند (حبس الاصل و سبل الثمره) و نیز (الوقوف تکون علی حسب ما یوقفها اهلها ) دانست.
اوراق سهام همانند سایر اموال است و عمومات صحت وقف آن را شامل می شود و منافاتی هم با ماهیت و شروط وقف ندارد[۲۰۲].
بند چهارم: تصحیح وقف اوراق سهام با عمومات امضایی
این که درآمد اوراق سهام را برای مصارفی معین قرار دهیم، عملی است خیر و نیکو ؛ به همین دلیل تعیین اوراق سهام برای آنکه در آمد آن صرف خیرات شود، نا مشروع نیست، گر چه آن را وقف ننامیم؛ اما واجب العمل است چون عملی است در راه خدا و معقول و به همین دلیل مشروع است. بنابراین بر فرض که وقف اوراق سهام را با ماهیت وقف ناسازگار بدانیم چون دلیلی بر حرمت چنین معامله ای وجود ندارد بلکه مشکل تنها بر سر عدم شمول ماهیت و مفهوم وقف نسبت به آن است؛ با بهره گرفتن از عمومات امضایی عقود مانند آیه وفا به عقد، حدیث سلطنت، حکم به صحت چنین معامله ای، به عنوان معامله ای جدید می نماییم.[۲۰۳]
فقیهان از قدما و متاخران در تصحیح و استدلال بر مشروعیت برخی از عقود به وجود ضرورت و نیاز مرد به آن عقد تمسک کرده و آن را صحیح دانستند.
گفتار سوم: راهکارهای عملی وقف اوراق سهام
ورود و حضور اوراق سهام وقفی در بازار سرمایه بر دو گونه است: ورود ابتدایی و ورود بقایی یا استدامه ای. مقصود از ورود ابتدایی آن است که پیدایش وقف با وقف اوراق سهام صورت گیرد یعنی واقف از همان ابتدا اوراق سهام را وقف نماید تا ضمن حفظ اصل مالیت آن ها در آمد حاصل از آن ها در جهتی که وی تعیین می کند مصرف شود و منظور از ورود بقایی آن است که واقف در ابتدا، اوراق سهام را وقف نکرده است ولی بقا و استدامه حیات وقف منجر به ظهور اوراق سهام وقفی می شود و این امر به دو صورت تحقق می یابد:
نخست آن که در مواردی که فروش موقوفه جایز است با وجه حاصل از فروش آن ها اوراق سهام خریداری شود و آن گاه در آمد حاصل از اوراق سهام مزبور در جهت وقف مصرف گردد. در این صورت حکم وقف از مال وقفی قدیم زایل شده و به اوراق سهام منتقل می شود؛ در واقع مال موقوف تبدیل به اوراق سهام گردیده است. و دیگر اینکه با در آمد موقوفات اوراق سهام خریداری شود و اصل و فرع آن اوراق در جهت وقف مصرف گردد. در این صورت اوراق سهام خریداری شده با درآمد موقوفه مال وقفی محسوب نمی شود ولی می باید در مصارفی که واقف معین نموده است هزینه گردد. بدین ترتیب پیشنهاد می شود که شرکت های سرمایه گذاری اوراق وقفی که نوعی صندوق وقفی است تشکیل شود که مشتمل بر اوراق سهام وقف شده، اوراق سهام خریداری شده با وجع حاصل از فروش موقوفات و اوراق سهام خریداری شده با در آمد حاصل از موقوفات باشد و با موجودی این شرکت ها در بازار سرمایه فعالیت نموده و در آمد حاصل از آن ها در جهت وقف مصرف شود این مصارف گسترده اند و میتوانند شامل مواردی مانند هزینه های بیماران، فقیران، ساخت و تعمیر مدارس ، مساجد، و غیره باشد.[۲۰۴]
در آمد اوراق شامل افزایش قیمت و سود سهام، پس از کسر هزینه های شرکت و پس انداز مبلغی برای حفظ ارزش اولیه اوراق (به میزان نرخ تورم) به مصارفی که واقفان اعلام داشته اند می رسد.
بدین ترتیب عده ای حتی با دارایی اندک می توانند در فراهم شدن مبالغی زیاد سهم داشته باشند تا هم محرومان از در آمد شرکت منتفع گردند و هم با خرید اوراق سهام از بازار اولیه و وقف آن گروهی که برای کار به سرمایه نیاز دارند، سرمایه در اختیارشان قرار گیرد. بدیهی است تاسیس و گسترش وقف اوراق بهادار نیازمند فرهنگ سازی است. بایستی در این زمینه تبلیغ لازم صورت گیرد کما این که در گذشته در مورد وقف دارایی های ثابت مانند زمین تبلیغات و فرهنگ سازی زیادی صورت گرفته است[۲۰۵].
گفتار چهارم: تفاوت وقف سهام با وقف اوراق سهام
باید توجه داشت که میان «وقف سهام مالکانه» از یک شرکت و «وقف اوراق سهام» تفاوت وجود دارد. در وقف سهام، واقف می گوید: «این مقدار از سهم خود از فلان شرکت را وقف نمودم». در این صورت مال موقوف، جزء مشاعی از آن شرکت به خصوص خواهد بود؛ ولی اگر بگوید: «این اوراق سهام را وقف نمودم» در این صورت چون در ذات اوراق سهام، ابدال و استبدال دائمی نهفته است، یعنی مالک اوراق سهام به آن به عنوان سرمایه و نقدینگی نگاه می‌کند نه مالکیت نسبت به یک یا چند شرکت به خصوص (و لذا در صورت روند افولی قیمت سهام مزبور، جهت حفظ نقدینگی‌اش آن را به اوراق سهام شرکت‌های دیگر تبدیل می‌کند) در این حالت در واقع مالیت و ارزش این اوراق وقف گردیده است نه جزء مشاعی از مالیت یک یا چند شرکت به خصوص.
بنابراین بسته به نوع وقف و نسبت واقف، وقف سهام و وقف اوراق سهام متفاوت خواهد بود. گر چه وقف سهم یک شرکت و وقف اوراق سهام هر دو از قبیل وقف مالیت است ولی چون در وقف سهام نظر واقف در واقع به وقف سهام شرکت به خصوصی تعلق دارد یعنی موقوف، مالیت شرکت به خصوصی است لذا تبدیل این سهام به سهام شرکت‌ دیگر منوط به موارد جواز فروش موقوفه است و در غیر این صورت به مقتضای مفاد حدیث «الوقف علی حسب ما یوقفها أهلها» تبدیل این سهم جایز نخواهد بود. اما چون در وقف اوراق سهام، نظر واقف در واقع به وقف ارزش و مالیت این اوراق است نه تعلق این اوراق به یک یا چند شرکت به خصوص، لذا تبدیل اوراق سهام وقفی جایز خواهد بود[۲۰۶].
مبحث سوم: شناخت اوراق قرضه و امکان سنجی وقف آنها
گفتار اول: شناخت اوراق قرضه
اوراق قرضه در علم اقتصاد، از اوراق بهادار است، و آن سندی است که طبق آن صادرکننده به خریدار بدهکار می‌شود. این سند دارای سررسید است و مبلغ آن در زمان سررسید به وسیله صادرکننده پرداخت می‌شود. این اوراق دارای کوپن بهره هستند و بهره آنها در فواصل زمانی معین توسط بانک که نمایندگی صدور اوراق را دارد، پرداخت می‌شود.
از نظر سررسید، اوراق قرضه به سه دسته کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت تقسیم می‌شوند. سر رسید اوراق کوتاه مدت بین یک تا پنج سال، سر رسید اوراق میان مدت بین پنج تا ده سال و سررسید اوراق بلندمدت معمولاً بیش از ده سال است[۲۰۷].
شرکت ممکن است برای توسعه امور تجاری به دو طریق استقراض نماید. یکی به نحو عادی، مثلاً از اشخاص یا بانک‌ها وجهی به مدت معین وام گرفته و در قبال آن ممکن است از اموال خود را وثیقه هم بگذارد. همچنان که شرکت می‌تواند معامله نماید وام دادن و وام گرفتن هم برای شرکت‌ها و کلیه اشخاص حقوقی مانعی ندارد و در صورت عدم تادیه، طلبکار می تواند به محاکم یا مراجع دیگر رجوع نموده، طلب خود را مطالبه نماید واجرائیه صادر کند.
اوراق قرضه مواد اصلاحی قانون تجارت اجازه انتشار اوراق قرضه را فقط برای شرکت‌های سهامی عام تجویز نموده و در ماده ۵۱ مقرر داشته شرکت سهامی عام می‌تواند تحت شرایط مندرج در قانون، اوراق قرضه منتشر کند.
در قانون مزبور اوراق قرضه به این طریق تعریف شده است. ورقه قرضه ورقه قابل معامله‌ای است که معرّف مبلغی وام است که با بهره معینی که تمامی آن یا اجزاء آن در موعد یا مواعد معینی باید مسترد گردد. برای ورقه قرضه ممکن است علاوه بر بهره حقوق دیگری نیز شناخته شود. اجازه انتشار اوراق قرضه باید در اساسنامه شرکت قید شده باشد و الا باید به تصویب مجمع عمومی فوق العاده برسد[۲۰۸].
تمام شرایط قراردادهای مربوط به اوراق قرضه و همچنین تصمیماتی که ممکن است برای بازپرداخت اوراق قرضه تعیین شده باشد باید قبلاً به تصویب مجمع عمومی برسد، اگر به موجب اساسنامه یا تصمیم مجمع عمومی فوق العاده به هیئت مدیره اجازه داده شود که یک یا چند بار اوراق قرضه منتشر کند مدت اجاره از دو سال متجاوز نخواهد بود. در هر بار انتشار مبلغ اسمی اوراق قرضه در صورت تجزیه باید متساوی باشد.
اوراق قرضه دو قسم است: اوراق قرضه عادی، اوراق قرضه قابل تبدیل به سهم.
الف) اوراق قرضه عادی:
اوراق قرضه عادی اوراقی است که مبلغ اسمی آن معلوم و متساوی مدت آن هم معلوم و بهره متعلقه هم تصریح شده است. اشخاص این اوراق را خریداری و در وقت معین به شرکت مراجعه و اصل و فرع آن را دریافت می‌دارند. ممکن است بهره آن مثلاً هر شش ماه یک بار به موجب کوپن وصل به اوراق قرضه قابل پردخت باشد. ممکن است برای اوراق قرضه تضمیناتی هم تعیین گردد مانند این که بانک و یا شرکت دیگری ضمانت پرداخت آن را بنماید، یا کارخانه در رهن دارندگان اوراق قرضه قرار گیرد. ولی در هر حال رعایت دو امر لازم است:

      1. دارندگان اوراق قرضه در امور شرکت هیچ گونه دخالتی نداشته و فقط بستانکار شرکت محسوب می‌شوند.
    1. پذیرنده نویسی در خرید اوراق قرضه عمل تجارتی نمی‌باشد[۲۰۹].
نظر دهید »
سایت پایان نامه درباره شناسایی و اولویت‌بندی ...
ارسال شده در 11 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

روندهای اصلی که در توسعه محصول جدید قابل‌مشاهده‌اند، به‌صورت زیر خلاصه‌شده‌اند:

        • توسعه محصول جدید به‌عنوان مزیت رقابتی: توانایی توسعه محصولات جدید به‌عنوان عامل تعیین‌کننده در کسب مزیت رقابتی پایدار برای کسب‌وکارها تبدیل‌شده است

      (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

    • ماهیت استراتژیک: توسعه محصول جدید یک مسئله استراتژیک برای اکثر سازمان‌ها محسوب می‌شود که موفقیت در آن‌ ها، سودها و منافع سرشاری عاید سازمان می‌کند و در مقابل شکست در آن می‌تواند کمر سازمان را بشکند. ریسک بالا یک عامل جدایی‌ناپذیر از توسعه محصول جدید است.
    • افزایش نرخ معرفی محصول جدید: نرخ معرفی محصول جدید به بازارها فزاینده بوده و روزبه‌روز بر سرعت آن افزوده‌ می‌شود.
    • کاهش زمان توسعه: به‌واسطه پیشرفت‌های مدیریتی و تکنولوژیکی، دوره زمانی توسعه محصول کوتاه و کوتاه‌تر شده است.
    • رویکردها و نیازهای خاص هر شرکت: در توسعه محصولات جدید مانند هر چالش مدیریتی دیگر، هر شرکتی مسائل و چالش‌های خاص خود رادارد. ازاین‌رو سازمان نیاز دارد تا مسائل درونی و بیرونی خاص خود را بررسی نموده و فعالیت‌ها و فرآیندهای مدیریتی توسعه محصول جدید مناسب خود را توسعه دهد

فشارهای رقابتی نظیر افزایش در رقابت، تنوع، تمایز و کاهش در زمان‌های تأخیر، دوره عمر محصولات، اندازه و میزان تولیدات، کسب‌وکارها را به سمت پیروی از فلسفه اول و پیشتاز بودن[۳۰]، کاهش زمان‌های توسعه، کاهش زمان‌های پوشش هزینه و افزایش پاسخ‌گویی و پیروی از رویکردهای نظام‌اند تکراری و تعاملی کشانده است. با توجه به تغییرات محیطی مانند تغییراتی که در فوق اشاره شد، شرکت‌هایی امید به بقا دارند که شرایط زیر را بهبود دهند:

    • پاسخ‌گویی[۳۱]
    • شایستگی[۳۲]
    • سرعت[۳۳]
    • انعطاف‌پذیری[۳۴]
    • همه موارد فوق با توجه به الزامات کیفیت و هزینه به دست می‌آیند. (بارکلی، دان. هولروید[۳۵], ۲۰۰۰)

استفاده از معیارهای ارزیابی و کنترل توسعه محصول جدید به تعداد کمتر، یکی از روندهای مهم سال‌های اخیر بوده است. کنترل فرایند توسعه محصول جدید نیازمند معیارهای زیادی است که به‌طورکلی دریکی از دودسته زیر قرار می‌گیرند:

    • معیارهای درونی: مانند بازده سرمایه‌گذاری، انحراف از متوسط‌ها، برنامه‌های زمان‌بندی،
    • معیارهای بیرونی: داده‌های اقتصادی، اطلاعاتت رقبا، نگرش‌ها و طرز تلقی مشتریان و … (بارکلی، دان. هولروید، ۲۰۰۰).

۲-۲-۱-۶ ویژگی الگوهای جدید توسعه محصول جدید
پیش‌ازاین فعالیت‌های توسعه محصول جدید شامل فعالیت‌های کاملاً تفکیک‌شده گروه‌های کاری بود- ابتدا گروه تحقیق یک تکنولوژی جدید یا کاربردی از یک تکنولوژی موجود را کشف می‌کرد که ممکن بود پتانسیل لازم برای تبدیل‌شدن به یک محصول را داشته باشد. سپس نتایج به‌دست‌آمده از این تحقیق را به گروه بعد که ممکن بود گروه توسعه مهندسی یا طراحی مهندسی باشد، می‌فرستاد. این گروه نیز تحقیقات را کامل می‌کرد و نتایج را به گروه دیگری می‌داد و این گروه نیز به همین منوال عمل می‌کرد و الی‌آخر.
این روش وقت‌گیر و پرهزینه که به‌هیچ‌وجه متناسب با شرایط کنونی ما نیست، با الگوهای جدیدی از توسعه محصول جدید جایگزین شده است که در ذیل به برخی از ویژگی‌های آن اشاره می‌شود:

    • فعالیت‌های توسعه محصول جدید در حال حاضر به‌جای اینکه روی هر مرحله از فرایند به‌طور مجزا و جداگانه تمرکز کند، روی کل فعالیت‌های فرایند توسعه محصول جدید متمرکز می‌شود و توسعه محصول جدید ماهیتاً یک فرایند یکپارچه‌شده است.
    • فعالیت‌های توسعه محصول جدید، در حال حاضر شامل مشارکت فعال همه‌ی قسمت‌های شرکت مانند کارکنان بازاریابی و تولیدی شرکت، عرضه‌کنندگان و مشتریان است.
    • یک مکانیسم عمده‌ای که الگوهای جدید را مؤثر می‌کند، تیم‌های توسعه محصول جدید است که به توسعه پروژه در کل فرایند پاسخگو هستند.
    • مدیران ارشد شرکت‌ها از آغاز پروژه‌های توسعه محصول جدید، در این پروژه‌ها دخالت دارند.
    • مدیران ارشد شرکت اطلاعات بیشتری در مورد فعالیت‌های تحقیق و توسعه[۳۶] دارند و بیشتر در فعالیت این بخش‌ها درگیر می‌روند.
    • نقش گروه تحقیق و توسعه در توسعه محصول جدید بیشتر شده و اغلب گروه تحقیق و توسعه کل فعالیت را هماهنگ می‌کنند.
    • کاهش سیکل زمان در توسعه محصول جدید، بیشتر موردتوجه قرارگرفته است.
    • فعالیت‌های تحقیق و توسعه به واحدهای مختلف شرکت بیشتر واگذارشده و یک گروه مرکزی تحقیق و توسعه نقش کمتری را در فعالیت‌های تحقیق و توسعه بازی می‌کنند.
    • فعالیت‌های تحقیق و توسعه، توسعه محصول جدید به سمت کوتاه‌تر شدن فعالیت‌ها و سریع‌تر خاتمه دادن به پروژه‌ها پیش می‌روند که این به شرکت‌ها کمک می‌کند تا از نتایج این فعالیت‌ها در زمان‌های کمتری برای برنامه تحقیقاتی استفاده کنند.
    • کوچک کردن و خالص کردن سازمان‌ها بدین مفهوم است که از فعالیت‌های تحقیق و توسعه محصول جدید انتظار می‌رود با منابع کمتر کارهای بیشتری انجام دهند.
    • در فعالیت‌های توسعه محصول جدید، اهمیت فزاینده‌ای به تولید و نیز یکپارچه کردن فعالیت‌های تکنولوژیک و فرایند و تکنولوژی تولید داده‌شده است.
    • مدیران تحقیق و توسعه در فعالیت‌ها و برنامه‌های استراتژیک شرکت بیشتر دخالت داد شده‌اند.
    • مدیران توسعه محصول جدید، تحقیق و توسعه خیلی سریع‌تر یادگیری کسب می‌کنند و به‌سرعت بیشتری از اطلاعات را در آغاز پروژه‌های دیگر به کار می‌گیرند.
    • گروه‌های تحقیق و توسعه با دقت و نظم بیشتری فعالیت‌های توسعه جدید خارجی (از قبیل رقبا) و بازار محصول را زیر نظر دارند.
    • شرکت‌ها از طریق فعالیت‌های توسعه تکنولوژی بیشتر در واحد، خود را به انتقال دادن تکنولوژی موجود هر واحد به واحد دیگر معطوف کرده و این عمل را به‌منظور حداکثر کردن ارزش آن تکنولوژها انجام می‌دهند. (سید حسینی، ۱۳۷۹).

۲-۲-۱-۷ مقایسه الگوهای توسعه محصول
با نگاهی دقیق‌تر بر انواع الگوهای مطرح و رشد یافته در حوزه توسعه محصول جدید می‌تواند این الگوها را با توجه به میزان یادگیری در طی فرایند در دو نوع کلی طبقه‌بندی کرد:
۱ الگوهایی که بر شاخصه‌هایی همچون قابلیت اطمینان و کار آیی تمرکز دارند. الگوهای پی‌درپی و تراکمی نمونه‌هایی از این الگوها هستند.
۲ الگوهایی که بر شاخصه‌هایی همچون چابکی و جهندگی تکیه کرده‌اند که از آن جمله می‌تواند به الگوهای توسعه محصول انعطاف‌پذیر، یکپارچه شونده و بهبوددهنده اشاره کرد.

    • الگوی قدم‌به‌قدم:

این الگو که به رویکرد مرحله‌ای یا قدم‌به‌قدم نیز در فرایند توسعه محصول شناخته‌شده است، در سال ۱۹۹۳ توسط کوپر ارائه شد و یک روش کار مطمئن و اثربخش برای پروژه‌های توسعه محصول به‌حساب می‌آید. آنچه بیش‌ازپیش در مورد این الگو جلب‌توجه می‌کند، این است که در این الگو عدم قطعیت که از به‌کارگیری نوآوری و خلاقیت ناشی می‌شود کاهش خواهد یافت.
در بین مراحل مختلف توسعه نقاط تصمیم‌گیری یا دروازه‌هایی وجود دارد که در این نقاط مشخص خواهد شد که آیا فرایند ادامه خواهد یافت یا خیر؟ تعداد این مراحل در ادبیات توسعه محصول، متفاوت ذکرشده است؛ به‌طوری‌که موئنارت[۳۷] آن را در دو مرحله، کوپر[۳۸] در شش مرحله و هاردینگام[۳۹] در هفت‌تا نه مرحله خلاصه کرده‌اند. در کل تفاوت در تعداد مراحل بستگی به نوع خدمت یا کالایی است که توسعه جدید آن مدنظر است.
برنامه‌ریزی، پیش‌بینی و کنترل دقیق و شدید بر انواع وظایف و فرآیندهای کاری در این الگو مشاهده می‌شود. اکثر سازمان‌ها علاقه زیادی به استفاده ازاین‌روش در فرآیندهای توسعه محصول خوددارند و اصرار آن‌ ها بر استفاده از این الگو ازآنجا سرچشمه می‌گیرد که شیوه مدیریت، کنترل و هدایت این روش را نسبت به سایر الگوها آسان‌تر می‌دانند. همچنین به دلیل وجود رویه‌های مشخص و عادی در این الگو، یادگیری و خلاقیت چندانی در آن‌ ها محسوس نیست.
شکل ۲-۱۰- الگوی قدم‌به‌قدم

نظر دهید »
فایل های پایان نامه در رابطه با سنجش ...
ارسال شده در 11 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع
  • “خانواده رکن طبیعی و اساسی اجتماع است و حق دارد از طرف‏ جامعه و دولت حمایت شود.

در اینجا به دو موضوع قابل بحث توجه شده است یکی تساوی حقوق زن و مرد و دیگری آزادی در انتخاب همسر".
مسأله حقوق برابر زن و مرد از مسائل مهم و جنجالی تاریخ معاصر است که در اعلامیه جهانی حقوق‌بشر مورد پذیرش قرار گرفته است. با وجودی که بین زن و مرد به لحاظ بودن، تساوی کامل وجود دارد ولی تبعیض نسبت به زنان در امور مختلف چون شغل، تحصیل، مشارکت سیاسی، ازدواج، طلاق، شهادت، ارث، دیه و .. در بسیاری از جوامع رایج بوده است. حق و حقوق مساوی برای زن و مرد در امر ازدواج به توافق و شروط، هنگام ازدواج و مناسبات اجتماعی آنان مربوط است. ماجرا این بود که مردم نیشابور با حمایت و فرماندهی یکی از دختران خسروپرویز که از کابل به آنجا آمده بود علیه حکومت مرکزی شورش کرده بودند. علی(ع) «خلید بن کاس» را فرماندار خراسان کرد. او در جنگ با مخالفان بر آنها پیروز شد و دختر خسرو پرویز را به اسارت گرفت و به نزد علی(ع) فرستاد. حضرت به آن دختر فرمود: دوست داری که تو را به همسری پسرم، حسن درآورم؟ دختر گفت: با کسی که زیر دست دیگری است ازدواج نمی‌کنم. ولی اگر دوست داشته باشی به همسری خودت درمی‌آیم. علی(ع) فرمود: من پیرمردم ولی پسرم حسن خوبی‌های زیادی دارد. زن فت: تمام خوبی هایش را به خودت بخشیدم. در این هنگام مردی از بزرگان عراق که خود را از خاندان پادشاهان می‌خواند گفت: او را به ازدواج من درآور. حضرت فرمود: “او نسبت به خودش مختار است” سپس به آن دختر فرمود : “هرجا می خواهی برو و با هر کس دوست داری ازدواج کن” (دینوری، ۱۳۷۱: ۱۹۱).
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

در این مبحث همانطور که دیدیم، به دو موضوع قابل بحث توجه شده است یکی تساوی حقوق زن و مرد و دیگری آزادی در انتخاب همسر.
و باز یکی از آیات لطف الهی آن است که” برای شما از جنس خودتان جفتی بیافرید که در بر او آرامش یافته و با هم انس گیرند و میان شما رأفت و مهربانی برقرار فرمود در این امر نیز برای مردم با فکرت ادله علم و حکمت حق آشکار است”[۱۷۷] (روم، آیه ۲۱).
“زن‌هائی که طلاق داده شدند از شوهر نمودن خودداری کنند تا سه پاکی بر آنان بگذرد و حیض یا حملی که خدا در رحم آنها آفریده کتمان نکنند اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارند که آنها را بزنی خود باز رجوع دهند اگر که نیت خیر و سازش دارند، زنان را بر شوهران حقوق مشروعی است چنانچه شوهران را بر زنان لیکن مردان را بر زنان افزونی و برتری خواهد بود و خدا بر هر چیز توانا و به همه امور عالم داناست”[۱۷۸] (بقره، آیه ۲۲۸).
“و چون زنان را طلاق دادید و زمان عده آنها به پایان رسید نباید که آنها را از شوهر کردن منع کنید هرگاه به طریق مشروع به ازدواج با مردی تراضی کنند. بدین سخن پند گیرد هرکس به خدا و روز باز پسین ایمان آورده این دستور برای تزکیه نفوس شما بهتر و نیکوتر است چه آن که خدا به مصلحت شما داناست و شما خیر و صلاح خود نمی‌دانید”[۱۷۹] (بقره، آیه ۲۳۲). البته در این بحث توجه به دو نکته ضروری است و آن اینکه در این ماده آزادی زن و مرد در انتخاب همسر مطرح می‌شود و این آزادی انتخاب، از نظر ملی، نژادی، دینی، مذهبی، فردی، خانوادگی و شرایط مختلف دیگر مصادیق فراوان دارد و همه موارد آن از نظر اسلام مورد تأیید است، جز یک مورد که در ازدواج مسلمان کفو بودن از نظر اسلامیت شرط است یعنی زن و مرد مسلمان فقط می‌تواند با مسلمان ازدواج کند گرچه اطلاق این شرط نیز در میان برخی از فقهای اسلام مورد اختلاف است. و نکته دیگر اینکه در یکی از فرازهای این ماده آمده است که زن و شوهر در کلیه امور مربوط به ازدواج دارای حق مساوی می‌باشند اگر این جمله بدین‌گونه تفسیر شود که حقوق متقابل زن و مرد از نظر ارزش و مقدار در مجموع با هم مساوی و یکسان باید باشند و کسی از نظر حقوقی بر دیگری برتری نداشته باشد یعنی آنچه در برابر ی حقوق لازم است مساوات و یکسانی مقداری است نه عینیت و مشابهت در تمام موارد، بنابراین تفسیر، این ماده با احکام و حقوق خانوادگی اسلام اصطکاک پیدا نمی کند و مورد موافقت و تأیید اسلام خواهد بود. زیرا در اسلام حقوق زن و مرد در مجموع با هم مساوی است ولی مشابه نیست. یعنی در برخی موارد در عین مساوات، عینیت و مشابهت ندارد و در عین حال مساوی، هموزن و مثل هم است «ولهن مثل الذی علیهن» ولی اگر مساوات به معنای عینیت در تمام موارد و مشابهت کامل تفسیر شود در برخی از موارد با احکام و حقوق خانوادگی اسلام متفاوت خواهد بود.
ماده هفدهم
۱- “هرکس به تنهائی و یا با شرکت دیگران دارای‏ حق مالکیت میباشد".

  • “حق مالکیت هیچکس را نمی‌توان خودسرانه از او سلب نمود".

حق مالکیت
در صورتی که به هر دلیل معقول چیزی ملک کسی شد و مالکیت برای کسی حاصل گشت، سلب آن شرعاً یا عرفاً منتفی است. این حق به صورت طبیعی از جانب خداوند به انسان تفویض شده است. به قول مولا: “با وجود خدا ما چیزی نداریم جز آنچه او ما را مالک ان می‌سازد. مولا سلب مالکیت را از نظر وجدان جمعی نامطلوب می‌داند. در واقع سه نوع مالکیت وجود دارد: مالکیت شخصی، مالکیت گروهی، و مالکیت عمومی. حق سلب مالکیت در هر سه مورد از نظر حضرت مردود است.
مالکیت عمومی: بیت‌المال، ملک مشاع همه مردم است و آحاد مردم به صورت مساوی مال آن هستند لذا علی(ع) خطاب به مردم می‌فرمایند: “حق شما را به تساوی می‌دهم”[۱۸۰] (شریف‌رضی، ۱۳۸۴: ن۵۰). مولا از نظر حساسیت نسبت به حظ اموال عمومی و بیت‌المال شهرت ویژه ای دارد. ایشان خطاب به یکی از کارگزاران خود که از اقوام امام نیز محسوب می‌شد و به بیت‌المال تعرض کرده بود می‌نویسد: “چون فرصت به دست آوردی به مردم خیانت کردی و شتابان تاخت آوردی… از اموالی که برای بیوه زنان و یتیمان نهاده بودند برگرفتی و ربودی. اموال مسلمانان را به حجاز بردی .. آنچه می‌خوری و می‌آشامی از حرام است… از خدا بترس و اموال این قوم را به آنان بازگردان”[۱۸۱] (شریف‌رضی، ۱۳۸۴: ن۴۱). ایشان حقی را که از اموال عمومی در گذشته هم سلب شده باشد قابل بازگشت می داند. حضرت در ابتدای تشکیل حکومت خود فرمود: “اگر چیزی را که عثمان به ناحق بخشیده نزد کسی بیابم، آن را به صاحبش باز می‌گردانم هرچند که آن چیز را در کابین زنان کرده باشد. در دادگری گشایش است و هرکس از دادگری به تنگ آید از ستمی که بر او می‌رود بیشتر به تنگ آید”[۱۸۲] (شریف‌رضی، ۱۳۸۴: خ۱۵).
مالکیت گروهی: طبق سنت گذشته جنگجویان آنچه از جنگ به دست می‌آوردند، مالک آن محسوب می‌شندند. مولا در مورد اموالی که عده ای در اثر جنگ به دست آورده بودند به یکی از پیروان خودمی فرماید: “این مال از آن من است و نه از آن تو، غنیمت جنگی مسلمانان و اندوخته شمشیرهای آنان است. تو هم اگر با اینان در کارزار شرکت کنی بهره‌‌داری، همانند ایشان” (شریف‌رضی، ۱۳۸۴: خ۱۲۳). یعنی این اموال حق مساوی همه کسانی است که در آن جنگ شرکت داشته اند. به همین جهت امام به این گروه می فرماید: “حقی که بر گردن شما دارم تقسیم غنایم به صورت مساوی در بین شماست” (شریف‌رضی، ۱۳۸۴: خ۳۶).
مالکیت خصوصی: حضرت نسبت به اموال خصوصی به همان اندازه احساس مسئولیت می‌کند که نسبت به حفظ اموال عمومی تأکید داشت. اگر به دلایلی ارتش مجبور می‌شد از غذای مردم استفاده کند باید پول آن را پرداخت می نمود. ایشان می فرمود: “اگر حیوانات شما را برداریم جای خراج حساب می‌کنیم” .
مولا خطاب به یکی از کارگزاران خود که به اموال خصوص مردم تعرض کرده بود می‌فرمایند: “مرا خبر داده‌اند که زمین را از محصول عاری کرده‌ای و هرچه زیر پایت بوده برگرفته‌ای و هرچه به دستت آمده خورده‌ای. حساب خود را نزد من بفرست و بدان که حساب کشیدن خدا از حساب کشیدن آدمیان شدیدتر است”[۱۸۳] (شریف‌رضی، ۱۳۸۴: ن۴۰).
“آرزو و توقع بیجا در فضیلت و مزیتی که خدا به آن بعضی را بر بعضی برتری داده مکنید که هر که از مرد و زن از آنچه اکتساب کنند بهره‌مند شوند و هر چه خواهید از فضل خدا درخواست کنید نه از خلق (تا به شما اعطا کنند) که خدا فیاض و به همه چیز داناست”[۱۸۴] (نساء، آیه ۳۲).
“مال یکدیگر را به ناحق مخورید و کار را به محاکمه قاضیان نیفکنید که به وسیله رشوه و زور پاره‌ای مال مردم را بخورید با اینکه شما بطلان دعوی خود می‌دانید”[۱۸۵] (بقره، آیه ۱۸۸).
“و نمی‌داند برای آدمی جز آنچه به سعی خود انجام داده نخواهد بود؟”[۱۸۶] (نجم، آیه۳۹).
“ای اهل ایمان (بدانید که) بسیاری از علماء و راهبان (یهود و نصاری) اموال مردم را به باطل طعمه خود می‌کنند و خلق را از راه خدا منع می‌کنند و کسانی که طلا و نقره را گنجینه و ذخیره می‌کنند و در راه خدا انفاق نمی‌کنند از حب دنیا آنها را (ای رسول بر این کار) به عذاب دردناک بشارت ده”[۱۸۷] (توبه، آیه۳۴).
ماده هیجدهم
“هرکس حق دارد از آزادی فکر و وجدان و مذهب‏ برخوردار باشد.این حق شامل آزادی عقیده و ایمان بوده و هرکس آزاد است منفردا و یا بطور اجتماع و در خلوت و یا در حضور جمع از طریق‏ تعلیم و انجام مراسم و یا از طریق عبادت و رعایت اصول مذهبی، کیش و ایمان خود را آشکار سازد".
آزادی فکر وعقیده
در یک جامعه متنوع به لحاظ مذهبی چه باید کرد؟ آیا همه باید دست از عقاید خود بردارند و عقیده اکثریت یا حکومت را بپذیرند؟ اگر با یک کودتا حکومت تغییر کرد و حاکمان جدید دین یا مذهب جدیدی داشتند باز مردم باید فکر و دین خود را مطابق فکر و دین حاکمان تغییر دهند؟ یا اینکه اندیشه انسان محترم است و نباید بازیچه دست سیاست غالب و اکثریت باشد؟ ممکن است در شرایطی که جامعه از اقلیتی محدود و اکثریتی قابل اعتنا برخوردار است و اکثریت، اقلیت را برنتابد و در حقوق شهروندی حداکثر حقوق انسانی را به خود اختصاص دهد و در رقابتی با اقلیت و برای ترغیب آنان برای رسیدن به حقوق حداکثر برای آنان حداقل حقوق ‌بشری را در نظر گیرد، تبعیض در حقوق‌بشر برای اقلیت‌های دینی و مذهبی قابل توجیه باشد.
در جامعه جهانی کنونی که همگان فکر می‌کنند از رشد نسبی برخوردارند و دارای باور و اندیشه‌های خود هستند و کسی راغب نیست دست از عقاید خود بردارد و دلیلی قاطع بر برتری یک دین و مذهب و یا مذهب دیگر نیز برای هیچ یک از طرفین وجود ندارد، لذا آیا می‌شود به ادعای اینکه ما برتر هستیم دیگران را از حقوق مساوی محروم کنیم؟
فکر، اندیشه، دین و مذهب باید آزاد باشد تا آدمیان در شرایطی برابر به آنچه در نظر و عمل برتری خود را نشان می‌دهد برسند. اجبار در فکر و مذهب نه ممکن است و نه مطلوب. این همان چیزی است که ادیان توحیدی نیز آن را تبلیغ کرده‌اند. آزاد گذاشتن انسان‌ها برای پذیرش تفکر و مذهب و آزادی تبلیغ، غیر از تأیید همه اندیشه‌ها و ادیان ولو متناقص است بلکه نشان از اعتماد به انسان در انتخاب تفکر صحیح و فراهم ساختن زمینه برای بروز و ظهور و گسترش اندیشه و دین درست‌تر دارد. اجبار مردم در پذیرفتن اندیشه و دین خاص، نشان از عدم باور به حقیقت جویی انسان و عدم باور به مدارا و تحمل آن اندیشه و دین خاص در مقابل اندیشه ها و ادیان دیگر دارد.
این اعلامیه آزادی دین و اندیشه را تا حد انکار و تغییر دین مجاز شمرده است و این بدین معناست که حکومت و دولت حق ندارد علی‌رغم باور عقلی و قلبی کسی را به قهر و جبر مجبور به ترک یا پذیرش عقیده و یا دین خاصی نماید. این اعلامیه درصدد بیان این مطلب نیست که باور یا عدم باور به خدا یا دین خاص از نظر اعتبار یا اثر معنوی بر انسان یکسان است بلکه خواسته است به اندیشه و فکر و قدرت انتخاب آدمیان اصالت داده باشد.
در این قسمت سعی بر نقد علمی دین یا مذهب است نه اهانت، هتک مقدسات، ترویج خرافات و فسق که مخالف منافع و مصالح جامعه است و باید جرم محسوب شود. همان‌طور که در کنوانسیون بین‌المللی حذف تبعیض نژادی مصوب ۱۹۶۵ سازمان ملل، انتشار عقاید مبتنی بر برتری نژادی یا تحریک تنفر نژادی را جرم قابل مجازات محسوب می‌کند (اداره اطلاع رسانی سازمان ملل متحد، ۱۳۷۹: ۸) چون آزادی انتشار این نوع عقاید با اصل برابری و برادری بشر که از اصول حقوق‌بشر است در تعارض است، اهانت به مقدسات مورد توجه آدمیان نیز به همین دلیل جرم است.
به نظر می‌رسد که جرم ارتداد در فرهنگ اسلامی دقیقاً به همین منظور بوده است. در اسلام اگر کسی از دین دیگر ارتداد پیدا کند جرم نیست، چرا باید دینی که بر حقانیت خود یقین دارد از ارتداد یاران خود وحشت داشته باشد؟ چه بسیار از اهل کتاب یا مشرکینی که در عصر پیامبر در مدینه کنار مسلمانان زندگی می کردند و مسلمان نبودن آنان جرم محسوب نمی‌شد. در گذشته ارتدادی که محصول فکر فرد باشد و جنبه شخصی و فردی داشته باشد جرم تلقی نمی‌شده است، ولی هنگامی که ارتداد پا به عرصه جامعه‌ای می‌گذاشت که اکثریت آنها را مسلمانان تشکیل می‌دادند و بوی توطئه از آن به مشام می‌رسید جرم محسوب می‌شد.
در زمان حکومت مولا همه مذاهب، افکار و ادیان در کنار یکدیگر زندگی می‌کردند. معتقدین به عقاید یا مذاهب اقلیت تا هنگامی که به صورت مسلحانه علیه حکومت اقدام نمی کردند مورد تعرض قرار نمی‌گرفتند. مولا بارها به کارگزاران خود سفارش یهود و نصارا و حتی مشرکین را می‌نمود. اهل ذمه تحت حمایت دولت علی(ع) بودند و امام همانطور که از تعرض به مسلمانان خشمگین می‌شد از تعرض به آنان نیز به خشم می‌آمد. نکته مهم در این خصوص قائل شدن حق شهروندی حتی برای مشرکین و ترتیب اثر دادن به شکایت آنهاست. مولا خطاب به یکی از کارگزاران می‌نویسد: “دهقانان شهر تو، از درشت‌خویی و سخت‌گیری تو شکایت کرده اند؛ گفته‌اند که ایشان را تحقیر می‌کنی و بر ایشان ستم روا می داری. نگریستم ودیدم که آنان هنوز مشرک‌اند و سزاوار آن نیستند که به خود نزدیکشان سازی ولی چون در پناه اسلام‌اند نشاید که آنان را از خود برانی یا برایشان ستم روا داری”[۱۸۸] (شریف‌رضی، ۱۳۸۴: ن۱۹).
بنابراین اسلام از آزادی عقاید متکی بر تفکر و اندیشه پشتیبانی می‌کند و با وجودی که کفار را مجبور به مسلمان شدن نمی‌کند، تفتیش عقاید و تجسس در عقاید مردم را حرام می‌داند.
“در (پذیرش) دین، اکراهی نیست. همانا راه رشد از گمراهی روشن شده است”[۱۸۹] (بقره، آیه۲۵۶).
“و اگر پروردگارت می‌خواست، (به اجبار) همه‌ی مردم روی زمین یک جا ایمان می‌آوردند. (اکنون که سنت خدا بر ایمان اختیاری است)، پس آیا تو مردم را مجبور می‌کنی تا ایمان آورند؟”[۱۹۰] (یونس، آیه۹۹).
“پس اگر روی گردانند (غمگین مباش) ما ترا بر آنان نگهبان نفرستادیم، (تا به اجبار آنان را به ایمان واداری) جز رساندن پیام، مسئولیتی بر تو نیست”[۱۹۱] (شوری، آیه ۴۸).
“شما مؤمنان دشنام به آنان که غیر خدا را می‌خوانند مدهید تا مبادا آنها نیز لز روی دشمنی و جهالت خدا را دشنام دهند همچنین ما عمل هر قومی را در نظرشان زینت داده‌ایم پس بازگشت آنها به سوی خداست و خدا آنان را به کردارشان آگاه می‌گرداند”[۱۹۲] (انعام، آیه ۱۰۸).
“و شما مسلمانان با (یهود و نصاری و مجوس) اهل کتاب جزء به نیکوترین طریق بحث و مجادله مکنید مگر با ستمکاران از آنها با اهل کتاب بگوئید که به کتاب آسمانی قران که بر ما نازل شده و به کب آسمانی شما به همه ایمان آورده‌ایم و خدای ما و شما یکی است و ما مطیع و تسلیم اوئیم”[۱۹۳] (عنکبوت، آیه۴۶).
همان طور که دیدیم در این ماده آزادی فکری، اعتقادی، دینی و مذهبی و آزادی در تغییر آن مطرح شده است و این آزادی مصادیق فراوان دارد که کلیت و همه مصادیق آن در اسلام مورد تأیید است که می‌فرماید: «لا اکراه فی الدین» اساساً ایمان، فکر با درون و باور انسان در ارتباط است اکراه و اجبارپذیر نیست و از نظر اسلام نیز همه مصادیق آن آزاد و اختیاری است جز یک مورد یعنی ارتداد و تغییر دین که بعد از مسلمان شدن و یا مسلمان متولد شدن، تغییر دین که موجب وهن اسلام و مسلمین است مجاز نمی‌باشد و دارای مجازات است گرچه در این مورد نیز مباحث و گفتگوهای فراوانی در میان فقها و علمای اسلام وجود دارد و بر پایه برخی تفاسیر و برداشت‌ها بین اسلام و حقوق‌بشر تعارض وجود دارد و همچنین اگر اطلاق آزادی بیان کاملاً مطلق و بی‌قید و شرط تلقی شود و شامل آزادی در توهین، افتراء، تهمت به دیگران، نشر دروغ و اکاذیب و توهین به دین و مقدسات گردد از نظر اسلام مردود می‌باشد. زیرا این‌گونه آزادی‌ها در اسلام ممنوع و غیر مجاز است ولی منظور از آزادی بیان در این ماده آنچنان مطلق و بی‌قید و شرط نیست و شامل این‌گونه موارد نمی‌شود زیرا در ماده ۲۹ جلو سوء استفاده از این نوع آزادی‌ها را بسته و حقوق و آزادی‌های مذکور در اعلامیه را تابع اخلاق، نظم عمومی، رفاه همگانی و محدودیت‌های قانونی نموده است بنابراین آزادی بیان مذکور در این ماده مقید است و هیچ منافاتی با اسلام ندارد.
نفس برداشت متفاوت از دین، اجتهاد و فهم غیر معمول را نه تنها باعث ارتداد نمی‌داند، بلکه تشویق نیز می‌کند و بر ضرورت باز بودن باب اجتهاد در اصول و فروع تأکید می نماید. اسلام اندیشمندان را مکلف می‌کند که با عرضه فکر و اندیشه منطقی، نامعقول بودن عقاید خرافی و تقلیدی را برملا سازند. عقایدی که برپایه تقلیدهای کور و بی‌مبنا و خرافی شکل گیرد و با عقلانیت سازگار نباشد، ضد آزادی و تعالی انسان‌هاست و باید با عرضه اندیشه درست در بازار انتخاب و رقابت و آزادی گفت وگو، خود به خود از اعتبار ساقط شود.
ماده نوزدهم
“هرکس حق آزادی عقیده و بیان دارد و این حق‏ متضمن اینست که شخص آزادانه و بدون مداخله دیگران به عقائد خود پای‏بند بوده و در کسب اطلاعات و افکار و انتشار آن بتمام وسائل ممکن و بدون ملاحظات مرزی، آزاد باشد".
آزادی انتقاد
آزادی عقیده، پرسش و بیان آزاد عقاید که از حقوق اساسی بشر است یکی از مهمترین عوامل کنترل و نظارت بر دستگاه حکومتی است. حضرت علی(ع) به کسی که از دلایل برخی از اقدامات ایشان سؤال میکرد می‌فرمایند: “شما نسبت به رهبری حق پرسش و سؤال دارید” (شیخ‌مفید، ۱۳۴۱: ۲۹۲). مولا مردم را به بیان آزادی عقاید خود بدون هیچ ترس و خوفی تشویق می‌نمود و از ستایش بی‌مورد خود منع می‌کرد؛ “مرا به سبب فرمان بردن از خدا و نیز رفتار نیکویی که با شما داشته‌ام به نیکی مستایید زیرا هنوز حقوقی است که من ادایشان نکرده‌ام و فرایضی بر گردن من است که باید آنها را بگزارم. آن گونه که با جباران سخن می‌گویید با من سخن نگویید. آنچه را از مردم خشمگین به هنگام خشم آنها پنهان می‌دارند از من پنهان مدارید، به چاپلوسی و تملق با من آمیزش مکنید و مپندارید که گفتن حق بر من گران می‌آید. نمی‌خواهم که مرا بزرگ انگارید زیرا هرکه شنیدن حق بر او گران آید یا نتواند اندرز کسی را در باب عدالت بشنود، عمل کردن به حق و عدالت بر او دشوارتر است. پس با من از گفتن حق یا رأی زدن به عدل بازنایستید زیرا من در نظر خود بزرگتر از آن نیستم که مرتکب خطا نشوم و در اعمال خود از خطا ایمن باشم” (شریف‌رضی، ۱۳۸۴: خ۲۰۷).
مولا خطاب به مردم کوفه از آنها می‌خواهد که نسبت به او نگرشی انتقادی داشته باشند لذا می‌فرمایند: “اگر سیرتی نیکو داشتم یاریم کنید و اگر بدکردار بودم از من بخواهید تا به حق باز گردم” (شریف‌رضی، ۱۳۸۴: ن۵۴). ایشان کسی را که هیبت فرمانروا او را نگیرد و آزادانه سخن بگوید انسان ارزشمندی معرفی کرده و خطاب به مالک اشتر می‌فرمایند: “برگزیده‌ترین وزیران تو کسانی هستند که سخن حق بر زبان آورند، هر چند تلخ باشد و در کارهایی که خداوند بر دوستان خود نمی‌پسندد کمتر تو را یاری کنند” (شریف‌رضی، ۱۳۸۴: ن۵۳).
اقشار و گروه های فکری آزاد هستند عقاید و نظرات خود را ابراز نمایند. مولا خود، آنها را بر این کار ترغیب می نمود و آن را حق مردم می‌دانست: “پیشوایان را برای قوام دین خود یاری کنید و امامان خود را نصحیت و خیرخواهی نمایید” (دینوری، ۱۹۹۸: ۴۷).
مروان بی حکم در ضمن اشعاری که بازتاب وسیعی نیز پیدا کرده بود از مولا و حکومت او انتقاد می‌کند. این اعتراض تا انجا بود که حتی دوست وی «ولید بن عقبه» نیز از نحوه بیان او ناراحت می‌شود. یاران از امام می‌خواهند تا او را به قتل برساند. حضرت می‌فرمایند: “دست از او بدارید و وی را مرنجانید. او مرا بد گفته است نه شما را". همه مردم بصره با عایشه بیعت کردند جز قبیله بنی سعد که قول داده بودند بی‌طرف باشند (آیتی، ۱۳۷۴: ۱۸۰) همین‌طور «ابو موسی اشعری» مردم کوفه را تحریک می‌کرد که در جنگ جمل شرکت نکنند (آیتی، ۱۳۷۴: ۱۸۱) با این حال حضرت هیچ تعرضی به عایشه، ابوموسی و یا مردم بصره نداشت.
مردم در دوران حکومت مولا حتی در شرایط بحرانی و جنگ آزادانه نظرات خود را بیان می‌کردند. عده‌ای به جنگ جمل اعتراض می‌کردند (کوفی، ۱۳۷۲: ۴۴۴)، عده ای به جریان پذیرش حکومت اعتراض داشتند ولی حضرت با هیچ یک از آنها برخورد خشونت‌آمیزی نداشت.
خوارج در زمان سخنرانی امام علی(ع) یا در بین نماز از جا برمی خاستند و آشوب می‌کرند و شعار «لا حکم الا الله» می‌دادند یا آیه ۶۵ سوره زمر را تلاوت می‌کردند که مفاد آن این بود: اگر شرک‌ورزی اعمال گذشته‌ات حبط می‌شود و از خاسرین می‌شوی. حضرت حتی پس از جنگ نهروان می‌فرمایند: “پس از من خوارج مرا مکشید زیرا کسی که خواستار حق بوده و به خطا رفته است همانند کسی نیست که به طلب باطل برخیزد و به آن دست یابد” (شریف‌رضی، ۱۳۸۴: خ۶۰).
حضرت آزادی بیان و اظهار نظرات انتقادی از حکومت را نعمت بزرگی برای کارگزاران می‌داند که به زبان افکار عمومی جاری می‌شود. از نظر ایشان افکار عمومی معیار سنجش حقانیت حکومت‌هاست و از این طریق می‌توان نظام کارآمد را از ناکارآمد و صالح را از ناصالح باز شناخت: “نیکوکاران را ازآنچه خداوند درباره آنها بر زبان مردم جاری ساخته، می‌توان شناخت” (شریف‌رضی، ۱۳۸۴: ن۵۳) “مرا به اندرزهای خود یاری دهید. اندرزهایی عاری از نابکاری و در امان از هر ریب و ریا” (شریف‌رضی، ۱۳۸۴: خ۱۸۳).
قرآن نیز، آزادی فکر و عقیده و اظهار بیان را به رسمیت می‌شناسد و طرفدار احترام به عقاید دیگران است.
“و انسان را خلق کرد. و به او تعلیم و نطق وبیان فرمود”[۱۹۴] (الرحمن، آیه۳و۴).
“هیچ فایده و خیری در سخنان سری آنها نیست مگر آنکه کسی طبق مصلحت در صدقه دادن و نیکوئی کردن به اصلاح میان مردم سخن سری گوید (و هر که بر این کار در طلب رضای خدا چنین کند) به زودی خدا به او اجر عظیم کرامت فرماید”[۱۹۵] (نساء، آیه ۱۱۴).

نظر دهید »
مقالات و پایان نامه ها در ...
ارسال شده در 11 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

۲- کسر مبلغ کالایی که سفارش داده اید ولی نخریده­اید.
۳- کسر مبلغ بیش از قیمت اصلی کالا.
۴- کسر مبلغ کالایی که شما آن را نه سفارش داده­اید و نه خریده­اید.
۵- کسر مبلغ خدماتی که به طور کامل ارائه نشده است.
۲- کارت بدهکاری:کارت های بدهکار از جمله کارت­هایی است که موارد استفاده زیادی دارند، این کارت به لحاظ عملیاتی شبیه کارت­های اعتباری می­باشد و از نظر ماهیت معادل چک عمل می­ کند. میزان اعتبار کارت بدهکار براساس حساب بانکی دارنده کارت(حساب دیداری یا حسابی مشابه) تعیین می­ شود. به عبارت دیگر، قبل از اینکه دارنده کارت خرید خود را انجام دهد باید معادل مبلغ خرید در حساب مربوطه وجه نقد داشته باشد. مکانیزم کار به این شکل است که دارنده کارت بدهکار کالا و خدمات مورد نظر خود را انتخاب می­ کند و صورتحساب مربوطه را حساب می­ کند. این کار به این معنی است که به بانک دستور می­دهد که معادل مبلغ صورتحساب از حسابش کسر و به حساب پذیرنده کارت واریز گردد. به عبارت دیگر عملکرد آن مانند صدور یک چک در وجه فروشنده می­باشد با این تفاوت که زمان صدور و دریافت چک، در اینجا وقتی که از پایانه فروش استفاده می­ شود به صفر می­رسد. از کارت­های بدهکار برای دریافت وجه از طریق خودپرداز نیز می­توان استفاده کرد. نکته­ای که درمورد کارت­های بدهکار بسیار مهم است این است که دریافت وجه یا خرید کالا و خدمات به اندازه موجودی حساب دارنده کارت، امکان پذیر می­باشد و اضافه بر موجودی امکان پذیر نمی ­باشد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۳-کارت هزینه: کارت­های هزینه بسیار شبیه کارت­های اعتباری می­باشند، تفاوت آنها این است که در کارت­های اعتباری میزان اعتبار، تعیین می­ شود و دارنده کارت مجاز است به اندازه اعتبار کارت، خرید انجام دهد و یا پول دریافت نماید، ولی کارت هزینه حد مشخص اعتباری ندارد و دارنده آن هر چقدر بخواهد می ­تواند کالا و خدمات خرید نماید ولی پس از دریافت صورتحساب باید بدهی خود را تادیه کند. تفاوت دیگر این نوع کارت با کارت­های اعتباری این است که به وسیله این کارت­ها نمی­ توان وجه نقد دریافت نمود. رایج­ترین نوع این کارت­ها در ایالت­متحده آمریکا آمریکن-اکسپرس و دانیرزکلوپ می­باشد.( فرنود حسنی، سهیلا سلطانی، فرشته ضرابیه،۱۳۹۲)
۲-۲-۶ کانال­های عمده ارائه خدمات بانکداری الکترونیکی به مشتریان
۲-۲-۶-۱ بانکداری خانگی
با گسترش رایانه­های شخصی[۵۰] و نفوذ این نوع از رایانه­­ها به منازل و افزایش قابلیت ­های سخت­افزاری و متعاقباَ طراحی نرم­افزارهای سازگار با رایانه­های شخصی و توسعه برنامه ­های نرم­افزاری تحت وب و عدم وابستگی برنامه ­های کاربردی تحت وب به سکوی رایانه[۵۱] و همچنین گسترش اینترنت و اینترانت موجب شد تا نوعی از بانکداری الکترونیکی به نام بانکداری خانگی ایجاد گردد. به عبارت دیگر مشتریان بانک­ها از طریق رایانه­های شخصی که در منازل خود دارند و با بهره گرفتن از مودم[۵۲] و همچنین یک خط تلفن می­توانند به اطلاعات رایانه مرکزی بانک­ها در اینترنت و یا اینترانت دسترسی پیدا کرده و آن گاه عملیات بانکی خود را انجام دهند. به عبارت دیگر بانکداری خانگی عبارت است از انجام کلیه عملیات بانکی از طریق رایانه­های شخصی موجود در منازل و خطوط عمومی مخابراتی.
۲-۲-۶-۲بانکداری بر اساس اینترنت
بانکداری اینترنتی شیوه­ای است که به طور معمول به وسیله یک رایانه شخصی که از طریق اینترنت به وب سایت بانک متصل می­ شود، صورت می­گیرد. به عنوان نمونه، مشتری در خانه به وسیله یک مودم، یک خط تلفن(یا سایر روش­های مخابراتی اتصال) و یک سرویس­دهنده خدمات اینترنتی به وب سایت بانک مورد نظر خود دسترسی پیدا می­ کند. بانکداری اینترنتی همچنین می ­تواند مبتنی بر فناوری بی­سیم از طریق دستیارهای دیجیتال شخصی [۵۳]یا تلفن­های همراه باشد.
نیازی به توضیح این که چرا اینترنت یک کانال ارتباط الکترونیکی بسیار مهم محسوب می­ شود، نیست. امروزه با بهره گرفتن از بانکداری اینترنتی شما می­توانید خدماتی همچون دسترسی به اطلاعات حساب، مرور صورت­حساب­ها، جا به ­جایی وجوه، درخواست اعتبار یا داد و ستدهای امن را ارائه دهید. با بهره گرفتن از بسترهای بانکداری مبتنی بر وب در اینترنت شما می­توانید مشتریان خود را از صحت چک­­ها، سررسید بدهی­ها، ضمانت­نامه­ ها، بهترین راهکارهای دریافت وام و مقایسه خدمات بیمه آگاه سازید. در کنار همه این امکانات که بدون محدودیت زمانی و به صورت شبانه روزی و ۳۶۵ روز در سال قابل ارائه است به تعداد زیادی از مشتریان است این ارزش برای مشتریان فراهم خواهد شد تا دیگر وقت خود را در صف­های طولانی صرف نکنند.
بانک های صد درصد اینترنتی با هدف قبول سپرده، به عنوان بانک­های بدون شعبه یا دستگاه خودپرداز می­باشند که با بهره گرفتن از وب سایت، مشتریان را جذب و خدمات خود را ارائه می­ دهند. زمانی که بانک [۵۴]SFNB برای اولین بار در ۱۸ اکتبر ۱۹۹۵ ارائه حساب­های سپرده و قبول پرداخت قبوض، خدمات خود را آغاز کرد، ایده بانکداری با بهره گرفتن از وب، اقدام و حرکت جدیدی بود. در حقیقت بانک SFNB هرگز شعبه­ای به صورت فیزیکی ایجاد ننمود و به جای آن، با بهره گرفتن از وب سایت به پذیرش حساب­های جدید دست زد. در آن زمان، اندک بانک عادی در آمریکا امکان بررسی مانده­های حساب را از طریق شبکه اینترنت به مشتریان می­داد و هیچ کدام از خدمات پرداخت قبوض را هنوز ارائه نمی­نمودند.
در این سال­ها، بانکداری از طریق شبکه، هم زمان با بانک­های عادی رشد کرد. از آنجایی که بانک­های اینترنتی اقدام به راه ­اندازی شعبه و دستگاه­های خودپرداز نمی­کنند و بانک­های عادی به طور مرتب بر شعبه­ها و دستگاه­های خودپرداز خود می­افزایند، بعضی ممکن است فکر کنند، بانک­های عادی فعالیت و خدماتی را که بانک­های اینترنتی ارائه می­ دهند را نیز انجام می­ دهند. اما وظیفه اصلی بانک­های اینترنتی ارائه خدمات به مشتریان با بهترین برنامه برای انجام تراکنش بر روی خط اینترنت می­باشد. با اینکه وظیفه اصلی این بانک­ها ارائه خدمات از طریق اینترنت است، مشتریان محدود به این شیوه از ارتباط نیستند، بلکه از طریق تلفن و پست نیز می­توانند تماس برقرار کنند.
۲-۲-۶-۲-۱ انواع بانکداری اینترنتی
استفاده از سرعت و سادگی منحصر به فرد اینترنت در انجام تراکنش­های بانکی را در اصطلاح بانکداری اینترنتی گویند. در این راستا مشتریان سرویس مورد نیاز خود یا هرگونه تراکنش با بانک را از طریق وب سایت بر روی اینترنت انجام می­ دهند. از سوی دیگر بانک نیز سرویس­های خود را روی وب سایت قرار می­ دهند. شرکت­های ثالث نیز با فراهم سازی فناوری، سامانه­های بانکداری تحت وب در بانکداری اینترنتی سهیم می­باشند. برای انجام عملیات بانکی تحت وب، لازم است مشتریان دانشی در مورد بانک مربوطه، سرویس­های مورد نیاز و مشخصه­های آنها داشته باشند. بانک­ها نیز همچنان که از فعالیت­ها و راهبردهای تجاری بهره می­برند، از زیرساخت­های فناوری جهت پشتیبانی از وب سایت­هایشان استفاده می­ کنند(مانندسرورها، سامانه­های اطلاعاتی، پایگاه داده، سامانه­های پرداخت و مکانیسم­های امنیت و محرمانگی). برخی از خدمات پایه مانند نمایش اطلاعات بانکی، فرایند انجام تراکنش­های بانکی و پشتیبانی از مشتریان (قبل، در طول و بعد از انجام عملیات بانکی) باید از طریق وب سایت­ها فراهم شوند. مدل­های مختلفی از بانکداری اینترنتی وجود دارد که در زیر تشریح می­ شود:
الف- اطلاعاتی[۵۵]: تنها اطلاعاتی در مورد خدمات بانکی که به صورت سنتی در حال انجام است را ارائه می­ دهند. این نوع بانکداری اینترنتی دارای ریسک کمتری است.
ب- اطلاع رسانی[۵۶]: اطلاعات مربوط به حساب­های بانکی را ارائه می­ کند و در صورت امکان عمل به روز رسانی اطلاعات ایستا مانند نشانی مشتریان را نیز انجام می­دهد. در این نوع بانکداری اینترنتی زمانی که دسترسی به سامانه اصلی بانک مجاز باشد، ریسک مسئله ساز است.
ج- تراکنشی[۵۷]: به مشتریان اجازه اجرای تراکنش­های مالی را می­دهد و بیشترین ریسک را متحمل می­ شود بعضی از مدل­های تراکنشی، ریسک بیشتری دربر دارند. مانند وقتی که مشتری تا به حال شعبه­ای را در راستای روابط خود ندیده می­خواهد که تمام تراکنش­های خود را از راه دور انجام دهد(فرنود حسنی، سهیلا سلطانی، فرشته ضرابیه،۱۳۹۲).
۲-۲-۶- ۳دستگاه­های خود پرداز(ATM)
دستگاه­های خودپرداز، پردازنده­ها یا پایانه ­های الکترونیکی هستند که توسط بانک­ها برای تسهیل کار مشتریان بانک، در مکان­های خاصی نصب می­شوند و به طور ۲۴ ساعته در دسترس مشتریان می­باشند. مشتریان از طریق این دستگاه­ها می­توانند کارهای زیر را انجام دهند:
برداشت وجه از حساب
جا به ­جایی وجه بین دو حساب
درخواست صورتحساب بانکی
به حساب گذاشتن چک یا وجه نقد
پرداخت قبض­های خدمات عمومی
تغییر رمز
یک دستگاه خودپرداز به عنوان یک شعبه از بانک عمل می­ کند و بسیاری از وظایف اصلی بانکداری را انجام می­دهد. بخش عظیمی از مبادله­ها با حداقل دخالت نیروی انسانی انجام می­گیرد. علاوه بر این، خودپرداز به گونه ­ای طراحی شده است که به صورت ۲۴ ساعته و بدون توقف کار می­ کند. با به کارگیری ماشین­های خودپرداز در هزینه­ های کارکنان و بعضی هزینه­ های سربار[۵۸] شعبه بانک صرفه­جویی می­ شود. با توجه به هزینه­ های بالای این ماشین­ها به منظور افزایش کارایی و بهره برداری موثر از هزینه­ های این دستگاه­ها، بهتر است بانک­ها به جای رقابت برای در اختیار گرفتن بازار خودپردازها، با هم بر سر یک سامانه مشارکتی استفاده از این دستگاه ها به توافق برسند. زیرا چنانچه بانک­های یک کشور بتوانند با هم به توافق برسند، می­توانند با وصل کردن خودپرداز بانک­های مختلف به یک شبکه سوییچ که به بانک میزبان مرتبط می­گردد، کارایی و اثربخشی این دستگاه­ها را به میزان قابل توجهی افزایش دهند.( فرنود حسنی، سهیلا سلطانی، فرشته ضرابیه،۱۳۹۲).
۲-۲-۶-۴دستگاه­های پایانه فروش (EFTPOS)
یکی دیگر از شیوه­ هایی که برای ارائه خدمات بانکی در قالب الکترونیکی مورد استفاده قرار می­گیرد، به کارگیری دستگاه پایانه فروش است. دستگاه پایانه فروش[۵۹] دستگاهی است که از طریق ارتباط تلفنی یا شبکه­ ای به سیستم بانکی امکان انتقال اتوماتیک مبلغ خریداری شده از حساب مشتری (دارنده کارت) به حساب فروشنده(پذیرنده کارت) را فراهم می­سازد. به طور کلی پایانه ­های فروش به معنی انتقال الکترونیکی وجوه در نقطه فروش می­باشد. به عبارت دیگر، پایانه فروش دستگاهی است که طبق آن یک مشتری در نقطه­ای از زمان و مکان که در آنجا کالا یا خدماتی را می­خرد، با بهره گرفتن از اشکال مختلف تعیین هویت ایمن و حلقه اتصال الکترونیکی مطمئن، وجه را از حساب خود در یک بانک یا موسسه مالی، به فروشنده منتقل می­ کند. یکی از اشکال رایج تعیین هویت ایمن موجود، کارت پلاستیکی با یک نوار مغناطیسی می­باشد که روی آن مشخصه­های فردی تعبیه شده است(فرنود حسنی، سهیلا سلطانی، فرشته ضرابیه،۱۳۹۲).
دستگاه­های EFTPOS در دهه هفتاد میلادی در آمریکا مرسوم شد، در دهه­های هشتاد و نود میلادی دستگاه­های جدیدتری از آنها عرضه شد، و مورد استقبال مردم قرار گرفت. در آمریکا و کشورهای پیشرفته نظیر فرانسه و سوئیس این دستگاه­ها را در ایستگاه­های قطار، مترو و سایر مکان­ها نصب کردند؛ هرچند که استفاده از این دستگاه­ها معمول است ولی نرخ رشد آن از ATM کمتر است.
۲-۲-۶-۵ بانکداری تلفنی
بانکداری تلفنی، عبارت است از انجام یک معامله تجاری خرده بین بانک و مشتریان از طریق تلفن. در بانکداری تلفنی به طور معمول سه روش اصلی مورد استفاده قرار می­گیرد که به شرح زیر است:
الف- واکنش صوتی[۶۰]: برای این منظور مشتری شماره رایانه مرکزی بانک را می­گیرد، پس از برقراری ارتباط، رایانه بانک به طور گویا از مشتری می­خواهد که شماره حساب و شماره عبور را وارد کند. پس از تایید این مراحل، مشتری می ­تواند با فشار دادن کلیدهای شماره گیری تلفن، اطلاعات مختلف مانند مانده و گردش حساب خود را دریافت و یا دستور پرداخت صادر کند.
ب- تشخیص صدا[۶۱]: بعضی از سامانه­ها، صدای تماس گیرنده را تشخیص می­ دهند و پس از تایید صدای مشتری متعاقبا پاسخ مناسب را به دستورات او می­ دهند. در این سامانه مشتری با رایانه بانک تماس برقرار می­ کند، رایانه پس از تایید صدای مشتری، به او اجازه می­دهد دستورات لازم را (مانند دریافت گزارش مانده و گردش حساب، دستور پرداخت) به صورت شفاهی صادر نماید.
ج- تلفن­های قابل برنامه­ ریزی[۶۲]: تلفن­های قابل برنامه ریزی به تماس گیرنده اجازه می­دهد که به حسابش در بانک با بهره گرفتن از کلیدهای تلفن دسترسی داشته باشد. رایانه بانک پس از مراحل کنترلی، به مشتری اجازه استفاده و برنامه­ ریزی در مورد حسابش را می­دهد. خدماتی که به طور معمول یک سامانه تلفن بانک ارائه می­ کند عبارت است از:
۱- بررسی مانده و گردش حساب
۲- پرداخت صورت­حساب­ها
۳-مدیریت وجوه نقد
۴-خدمات پیام
۵- انتقال وجه نقد به سایر حساب­ها
۲-۲-۶-۶ بانکداری از طریق تلفن همراه [۶۳]
بانکداری با تلفن همراه عبارت است از به کارگیری تلفن همراه در دریافت خدمات بانکی و مالی، بدین معنی که موسسه یا بانک می ­تواند خدمات خود را از طریق اینترنت در اختیار مشتریان قرار دهد و مشتریان برای دریافت خدمات مورد نیاز خود می­توانند، با اتصال به اینترنت از طریق تلفن همراه خود، خدمات عرضه شده بانک یا موسسه عامل را مستقل از زمان و مکان دریافت نماید.
در شکل ساده آن، امکان مشاهده تراز حساب توسط مشتری از طریق دریافت پیام کوتاه توسط بانک عامل است که روی صفحه تلفن همراه مشتری قابل مشاهده بوده و مشتری می ­تواند بدون نیاز به مراجعه مستقیم به بانک و با بهره گرفتن از ابزارهای دیگری نظیر اینترنت، رایانه و…. از آخرین وضعیت حساب­های خود مطلع شود. با توسعه فناوری و قابلیت اتصال به شبکه جهانی و سیستم­های ارتباطی بدون سیم و اینترنت، این امکان فراهم شده که انواع مختلفی از خدمات بانکی و مالی از قبیل نقل و انتقال بین حساب­ها، معاملات و داد و ستدهای بازار سهام، اطلاع یافتن از موجودی و گردش حساب­ها بدون نیاز به دریافت پیام کوتاه و همچنین پرداخت وجه با بهره گرفتن از تلفن­های همراه عملی شود (عباسی نژاد و مهرتوش ، ۱۳۸۵).
۲-۲-۶-۷خدمات بانکی مبتنی بر تلویزیون
در این روش با بهره گرفتن از تلویزیون­های ماهواره­ای، اطلاعاتی در مورد حساب­های مشتریان بر روی صفحه تلویزیون آنها ارائه می­ شود. در سال ۱۹۹۷ آزمایش­های متعددی در مورد ارائه خدمات بانکی به خانه مشتریان از طریق تلویزیون صورت گرفت. با به وجود آمدن تلویزیون­های دیجیتالی و امکانات موجود در دامنه ارائه اینگونه خدمات به سرعت افزایش یافته است. با بهره گرفتن از این فناوری، ارتباط با حساب از طریق فشار یک دکمه میسر می­ شود. با این اوصاف در حال حاضر فقط انجام مجموعه محدودی از عملیات بانکی از این مسیر امکان پذیر است. امتیاز عمده این نوع خدمات در این است که نیازمند استفاده از کامپیوترهای شخصی نبوده و این امر توسعه بازاری این سیستم­ها را تشویق می­ کند. علاوه بر این تلویزیون با زندگی افراد آمیخته شده است. افراد تلویزیون را دوست دارند و اوقات فراغت خود را با آن می­گذرانند، در حالی که افراد به کامپیوتر شخصی اینگونه نگاه نمی­کنند (انگلر[۶۴]، ۲۰۰۰)
۲-۳ اهمیت بانکداری الکترونیکی
اهمیت یک موضوع، در درجه نخست به حوزه فعالیت و میزان اثربخشی آن در فعالیت­های اقتصادی و اجتماعی بستگی دارد. هرچند ممکن است که با ظهور یک پدیده، اهمیت آن در ابتدای امر مورد توجه قرار نگیرد؛ اما با گسترش و همگانی شدن، بر ارزش و اهمیت آن پدیده افزوده می­ شود و کشورها را به تکاپو وامی­دارد تا جهت حفظ موقعیت جهانی خود(و بهره­مندی از مزایای آن از جمله کاهش هزینه­ها و افزایش کیفیت و بهره­وری و رضایت مشتریان ) از آن پدیده جدید در فعالیت­های اقتصادی و اجتماعی خود استفاده کنند. بانکداری الکترونیکی دارای چنان قدرت بالقوه­ای است که به طور ریشه­ای موجب تحول در فعالیت­های اقتصادی-اجتماعی گردیده است.
با توسعه فناوری و گسترش اینترنت، بهره­مندی از شبکه اینترنت امکان ارائه خدمات در بستر اینترنت، موجب شده که اینترنت به عنوان پیش نیاز اصلی بانکداری الکترونیکی به شمار آید. در نتیجه ضریب نفوذ اینترنت در کشورها نیز به عنوان شاخص آمادگی بستر لازم برای تحقق بانکداری الکترونیکی شناخته می­ شود. لذا در این قسمت ابتدا نگاهی به وضعیت کاربران اینترنت در سطح جهان انداخته و سپس به آمارهای ارائه شده توسط موسسات تحقیقاتی در زمینه ضریب نفوذ اینترنت در کشورهای مختلف و آمار استفاده کاربران اینترنت برای انجام بانکداری الکترونیکی پرداخته و در نهایت نگاهی به چشم انداز آتی بانکداری الکترونیکی خواهیم داشت.
۲-۳-۱وضعیت اینترنت و رشد کاربران
نمودارهای شماره ۲-۱ الی ۴-۲ به ترتیب وضعیت تعداد کاربران اینترنت در سطح جهان، تعداد کاربران اینترنت در سطح جهان به تفکیک مناطق مختلف، نسبت تعداد کاربران هر منطقه به کل کاربران جهان و ضریب نفوذ اینترنت در مناطق مختلف جهان را نشان می­ دهند.
نمودار شماره ۲-۱وضعیت تعداد کاربران اینترنت در سطح جهان (www.internetworldstats.com2015)
نمودار شماره ۲-۲ نحوه توزیع تعداد کاربران اینترنت در سطح جهان بر اساس مناطق مختلف جغرافیایی(,www.internetworldstats.com2015)

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 60
  • 61
  • 62
  • ...
  • 63
  • ...
  • 64
  • 65
  • 66
  • ...
  • 67
  • ...
  • 68
  • 69
  • 70
  • ...
  • 154

آخرین مطالب

  • مطالب پایان نامه ها درباره ارزیابی عملکرد عوامل مؤثر ...
  • فایل ها در رابطه با :بررسی رابطه بین بهنگام ...
  • منابع تحقیقاتی برای نگارش مقاله بررسی و نقد شیوه ...
  • برنامه ریزی توسعه گردشگری در شهر صد ...
  • مطالب درباره : مطالعه تطبیقی میزان مشارکت سیاسی در بین ...
  • مطالب پژوهشی در رابطه با بررسی اثر بازاریابی رابطه ...
  • طرح های پژوهشی انجام شده درباره بررسی اثرات محافظت ...
  • فایل ها در رابطه با : بررسی اثر جاشیر ...
  • منابع تحقیقاتی برای نگارش مقاله تخصیص-منابع-مدیریت-کیفیت-به-استراتژی های-کیفیت-با-استفاده-از-تحلیل-شبکه ای-فازی-و-برنامه ریزی-آرمانی- ...
  • پایان نامه در مورد : بررسی و تحلیلی در ...
  • منابع پایان نامه در مورد بررسی تاثیر سرمایه فکری ...
  • نگارش پایان نامه درباره بررسی اثر جاشیر بر ...
  • قلمرو صلاحیت فرهنگی دولت در چارچوب نظریه ...
  • مطالب پژوهشی در رابطه با تحلیل فقهی ...
  • راهنمای پروژه های پژوهشی در مورد بررسی تأثیر استقلال ...
  • پژوهش های انجام شده در رابطه با بررسی اثر جاشیر ...
  • پروژه های پژوهشی در رابطه با بررسی خاصیت تحمل پذیری ...
  • نگاهی به پایان نامه های انجام شده درباره ...
  • اثر نیتروژن و تغییرات نسبت مبدأ-مقصد بر ویژگی ...
  • تحقیقات انجام شده با موضوع  فراوانی نسبی ...
  • فایل های پایان نامه درباره بررسی تاثیر هوش رقابتی بر ...
  • پایان نامه با موضوع بررسی شبکه های بدنی ...

مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

 آموزش حمله سگ گارد
 سگ های عروسکی نادر دنیا
 کسب درآمد بازی سازی هوش مصنوعی
 راهکار بازاریابی درون‌گرا
 درآمدزایی طراحی لوگو هوش مصنوعی
 شرایط قانونی نگهداری سگ آپارتمانی
 ابراز احساسات بدون سرزنش
 کسب درآمد طراحی سایت
 پولسازی از مقالات آنلاین
 فرصت درآمدی بازی سازی هوش مصنوعی
 درآمدزایی دوره های آموزشی هوش مصنوعی
 کسب درآمد کتاب الکترونیکی
 نشانه های پایان رابطه پرتنش
 تحقیق کلمات کلیدی تکنیک
 نشانه های عشق واقعی
 خصوصیات سگ کاوالیر کینگ چارلز
 علل اسهال سگ از روی رنگ
 حافظه خرگوش و تقویت آن
 تغذیه بچه خرگوش های یتیم
 راهکارهای لینک سازی سایت
 ویژگی های گربه سیامی
 نشانه های غفلت عشق در مردان
 شکست طراحی قالب وردپرس
 خسارت عکس های استوک
 درآمدزایی طراحی سایت کسب‌وکارها
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان