مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
منابع پایان نامه در رابطه با نقد ساختارگرایانۀ ...
ارسال شده در 10 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

* «اتاق نشیمن، منزل حبیب.
افراد خانواده که شامل کریم و زینت، همسرش، و آقازاده خانوم و فروغ هستند، همگی زیر کرسی نشستهاند ، حبیب وارد میشود و در کنار دیگران مینشیند.» (مجموعه آثار علی حاتمی :۵۷۶)
* «کریم: چه برفی.
حبیب: پیداست آسمونم دل پری داره امسال.
آقازاده خانم: چلّه کوچیکهاس مادر، سنگ ترک برمیداره.» (مجموعه آثار علی حاتمی :۶۰۲)
سایر زمان های نام برده شده در فیلمنامه، به اسامی کلّیای مانند «شب جمعه»، «روز جمعه»، «شب اول ماه» و… محدود میشود و بیان زمان دقیق مورد توجه نویسنده نیست.
* «فروغ: …ده، چهارده سال پیش که از شیراز اومدم، زمستون بود، برف سنگینی میاومد.» (مجموعه آثار علی حاتمی :۶۰۴)
مکان: عنصر دوم، مکان است. صحنهی اصلی رخ دادن حوادث اصلی داستان، شهر تهران است. نخستین مرتبهای که از مکان اصلی وقوع حوادث در داستان سخن رفته است، در سخنان مشتری عزادار است:
* «مشتری: جنازه دیشب رسید تهران …» (مجموعه آثار علی حاتمی :۵۶۸)
علاوه بر این مکان اصلی، مکان فرعی دیگری نیز به چشم میخورد؛ رفت و آمدهای «حبیب» و «مجید» به «امامزاده داوود» برای بهبود «مجید» ما را با این مکان رویارو میکند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

توصیف: یکی از مهمترین عناصر و عواملی است که در صحنهپردازی داستان نقش مهمی داشته است. در این فیلمنامه با توصیفهایی از صحنهها و منظرهها، ظاهر شخصیتها و جایها مواجه میشویم. در مورد توصیفهای این داستان، نکات زیر قابل توجه است:

    1. نویسنده در توصیف چهرهی شخصیتهای داستانش به صورت مستقیم عمل نکرده است و ما تنها از میان گفتگوهای افراد داستان پی به پارهای از خصوصیات ظاهری شخصیتها میبریم. در واقع، نویسنده در توصیف غیرمستقیمش از چهرهها، به صورت دقیق و جزئی نپرداخته است.
    1. نویسنده در توصیفات خود دچار درازگویی و اطناب نشده است. این را میتوان با توجه به این نکته که اثر نوشتاری مورد نظر، به منظور نمایش بر روی صحنه نگاشته شده است، توجیه نمود. نویسندهی اثر در نظر دارد توصیفات در زمینه های مختلف را در مقابل چشمان مخاطب و از طریق ارتباط تصویری، به صورت واضح و کامل نمایش دهد. برای مثال، جملات زیر تصویری کلّی از اتاق «مجید» را در اختیار خواننده قرار میدهد:

* «مجید در اتاق خودش با خرت و پرتهایش ور میرود و با خودش حرف میزند.
مجید: …این مال و منال مفتی، همچی هلو برو تو گلو گیر نیومد، حاصل یه عمر جوب گردیه، میخ زنگ زده، زنجیر زنگ زده، تارزان زنگ زده، ساعت زنگ زده …» (مجموعه آثار علی حاتمی :۵۷۶)
در صحنهای که «فروغالزمان» و«حبیب»، برای آخرین بار به گفتگو میپردازند، در صحبتهای آن دو توصیف را کاملتر و طولانیتر از جاهای دیگر میبینیم؛ آن هم به این دلیل که گفتگوهای آنان، ذکر یاد و خاطرههای گذشته است و نویسنده برای توصیف صحنههای گذشتهای که برای مخاطب قابل نمایش دادن نیست، ناچار به توصیف و شرح بیشتر شده است.
* «فروغ: …ده، چهارده سال پیش که از شیراز اومدم، زمستون بود، برف سنگینی میاومد.
حبیب: انگار دیروز بود، مجید رو یخا سُر میخورد، کریم تیرکمونو نشونه گرفته بود به کلاغایی که رو چنار نشسته بودن. آقازاده خانوم باقالی پاک میکرد.
فروغ: ها، یادمه، نهار دمی باقله داشتیم.
حبیب: پیرمرد قوز کرده بود تو پوستینش، نون ریز میکرد برای گنجیشکا، یه مشت استخون بود، اما سرنخ همهمون دست اون بود. من میخواستم جای باباههرو بگیرم، میخواستم مرد خونه باشم، هه، همه رو خونه خراب کردم، هی، هی، هی… میخواستم اینجا رو واسه خودمون درست کنم، واسه تو.
فروغ: طاقش اومده پائین، زمینش نشست کرده، اون سال زمستون، ده چهارده سال پیش، همون روز که ناهار دمی باقله داشتیم، رخت نظام برتون بود، میخواستین برین باغ شاه، دکمه فرنجتون افتاده بود، گفتین…
حبیب: آقازاده خانوم چشمش سو نداره، میشه دگمه فرنجمو بدوزی خانوم خیاط، تو گفتی…
فروغ: خانوم خیاط، اسم داره.
حبیب: سرخ و سفید بودی، مثل برف و خون.» (مجموعه آثار علی حاتمی :۶۰۵-۶۰۴)
۳: توصیفات داستان، جدا از عناصر دیگر به کار نرفته که موجب آسیب دیدن ساختار داستان گردد.
نکتهی قابل توجه در باب شیوهی داستانپردازی دراین فیلمنامه است که نویسنده به شیوهی داستاننویسان امروز رفتار کرده است، به طوری که برخی از صحنهپردازیهای او غیرمستقیم وقوع واقعهای را به خواننده القا میکند. برای مثال در صحنههای آغازین فیلم، شاهد گفتگوهای «حبیب آقا» با یکی از مشتریهایش هستیم که در سوگ برادرش نشسته است. صحبتهای او در مورد مرگ برادرش، به ویژه شعر پایانیای که میخواند، همه، پیشدرآمدی راجع به مرگ نهایی «مجید» است.
* «مشتری: جنازه دیشب رسید به تهران، شبانه اقوام خبر شدند، خبر بد زود میرسد، خانه را کردهاند صحرای کربلا، بله، قدر چمن را بلبل افسرده میداند/ غم مرگ برادر را برادر مرده میداند.» (مجموعه آثار علی حاتمی :۵۶۸)
همچنین در مراسم عروسی، این جملهی مجری که «شب زفاف کم از صبح پادشاهی نیست، به شرط آنکه پسر را پدر کند داماد»، این مطلب را در ذهن خواننده القا میکند که «حبیب» و «مجید» از جشن عروسی، به سبب بیبهره بودن از پدر، محروم میمانند.
«لحن»
توجه به عنصر لحن، تا حد زیادی به تقویت و پرجاذبه کردن داستان کمک میکند. در این فیلمنامه، «لحن» از تنوع برخوردار است. همان گونه که شخصیتهای گوناگونی در داستان حضور مییابند، لحن هر یک از آنها نیز متنوع و متناسب با ویژگیهای اخلاقی و اجتماعی هر یک از آنها است. نویسنده در نمایش ویژگیهای شخصیتها در لحن هر یک، موفق عمل نموده است. در زیر به چند مورد اشاره میکنیم:

    1. لحن «حبیب آقا»: به دلیل موقعیتش در خانواده که فرزند اول و عهدهدار مسئولیت خانواده است، لحن او لحنی جدی و تا حدی آمرانه است. به عنوان مثال:

* «دکان حبیب .
مجید بسیار خوشحال است و کارت عروسی خود و اقدس را برای برادرش آورده است. حبیب با دیدن کارت، آن را بیتفاوت به کناری میاندازد.
حبیب: میگه به هر چمن که رسیدی، گلی بچین و برو. آدم نباید زود پابند بشه. موقوف میکنم اون زنیکهی خونهپام دیگه از این هفته نیاد. اگه به حرف آقامون اختیارت دست منه، من میگم نه. توام باید مثِ یه بچه حرف شنو بگی چشم. چیزی که تو دنیا فراوونه زن، تازه من برادر بزرگترم، تا من زن نگرفتم که نمیشه تو داماد باشی، اگرم حالت خوب نیست، یه چند روز میریم امامزاده داود.» (مجموعه آثار علی حاتمی :۶۰۰)
او به دلیل شرایط دشوار زندگی و پایبند کردن خود به پارهای از اصول اخلاقی، از احساسات کناره گرفته است؛ چنان که در گفتگو با «فروغالزمان» که مورد علاقهی او است نیز، کلام او بوی احساس به خود نمیگیرد.
* «حبیب: دل من پیش توئه.
فروغ: میگن پس چرا پا پیش نمیگذاره.
حبیب: بگو یه برادر علیل داره، همه رفتن سیِ زندگی خودشون، بگو میمونه حبیب، حبیب هم باید قوم و خویش و یار و غار و کس و کار اون باشه، اونه که بیکسه.
فروغ: اگه تو بخوای، من به خوبی تو و بدی اون میسازم، تر و خشکش میکنم، اگه بخواد سرشم میجورم، تو که یار بیکسونی، حبیب عالم، من از همه بیکسترم.
حبیب: تنهایی تو و اون توفیر داره، مثل تنهائی من و خدا، خدام تنهاست.» (مجموعه آثار علی حاتمی:۵۸۰-۵۷۹)
جملاتی که «حبیب» به کار میبرد، جملات خبری و امری هستند و احساس و تمنّا در آنها به چشم نمیخورد.

    1. لحن «فروغالزمان»: لحن «فروغالزمان» در تمام طول داستان، نرم، آرام و لطیف است؛ با همهی اندوه و رنجی که به سبب عشق کهنهاش نسبت به «حبیب» متحمل میشود، این آرامش و لطافت همواره در شخصیت و کلام او مشاهده میشود. گذشته از این، شیرازی بودن او مورد توجه نویسنده بوده و آن را به طور کامل در کلام او به نمایش گذاشته است.

* «فروغ: پس بگو، مجیدو صبح به صبح بادیه شو میزد زیر بغلش راه میافتاد گاوداری، شیر بونهاش بود. برا عسل میومد. پناه به خدا، چه زیر ابرویی ورداشته جونم مرگ شده، اگه خودوم یه دست لباس از تو جورنال براش بدوزم کلّی مقبول میشه…» (مجموعه آثار علی حاتمی: ۶۰۶)

    1. لحن مجید: «مجید» به دلیل کودکی و صفای درونیاش، لحنی کودکانه و ساده دارد. او همچون یک کودک به دنیای پیرامون خود مینگرد و صداقت کودکانه کاملاً در کلام او نمود یافته است. برای مثال، در دادن خبر ازدواجش به «فروغالزمان» چنین میگوید:

* «مجید: واسه همین، کارت پستالشم اینه، این کارت پستالشه، اینها، اینم عکسشه، نیگاش کن، من حالم خوبه، دیگه جنّام رفتن، اون شبم که نیومدم خونه، هیئت نبودم، رفته بودم پیش این زنم، رفته بودم پیش این زنم، رفته بودم پیش این، پاشو بیا خونه، خونمونو نشون بدم، خونمون تو گاوداریه، بیا خودت ببین.» (مجموعه آثار علی حاتمی :۶۰۶)

نظر دهید »
پایان نامه در رابطه با بررسی تاثیر ...
ارسال شده در 10 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

در رابطه با فواید مصرف دوغ باید متذکر شد که این فرآورده به دلیل دارا بودن مقدار کافی اسیدلاکتیک و ریز سازواره‌های مفید جهت پیشگیری از عفونت‌های روده‌ای و نیز به خاطر دارا بودن نمک برای جبران تعریق (جهاندیده و جعفری، ۱۳۸۴) و حفظ تعادل نمک بدن در فصل تابستان نوشیدنی بسیار مفیدی است (نیلسون و همکاران، ۲۰۰۶). اضافه کردن نعناع خشک و پونه چنان که معمول است، نه تنها طعم مطلوبی به آن می‌دهد بلکه از نفخ نیز جلوگیری می‌کند (جهاندیده و جعفری، ۱۳۸۴). به علاوه دوغ محتوی درصد پائین چربی است که این محصول را به عنوان یک نوشیدنی رژیمی مطرح ساخته است (نیلسون و همکاران، ۲۰۰۶).
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

به‌طور کلی ثابت شده است که شیر اسیدی بیش از یک شیر معمولی قابل هضم بوده که علت این امر مربوط به شکسته شدن مولکول‌های بزرگ پروتئین به مولکول‌های کوچکتر می‌باشد. از طرفی به دلیل تبدیل بخشی از لاکتوز به اسید لاکتیک، اسیدیته آن به میزان قابل توجهی بالا می‌رود. در گذشته شیرهای تخمیر شده را به خاطر خاصیت درمانی آن در درمان ناراحتی معده و روده مصرف می‌کردند (جهاندیده و جعفری، ۱۳۸۴).
۲-۱-۶- میکروارگانیسم‌های موثر دوغ
از نظر میکروبیولوژیک می‌توان گفت که دوغ حاوی همان میکروارگانیسم‌هایی است که در ماست وجود دارد ولی باید به این نکته توجه داشت که میزان این میکروارگانیسم‌ها در دوغ کمتر از ماست است. باکتری‌های آغازگر ماست، استرپتوکوکوس ترموفیلوس و لاکتوباسیلوس دلبروکی زیر گونه بولگاریکوس می‌باشند که این باکتری‌های آغازگر در مقابل کشت‌های پروبیوتیک در اصطلاح، کشت‌های سنتی نامیده می‌شوند (مرتضویان و سهراب‌وندی، ۱۳۸۵).
در میان نژادهای مختلف استرپتوکوکوس ترموفیلوس و لاکتوباسیلوس بولگاریکوس تنوع و گوناگونی فراوان در قابلیت اسیدسازی و رایحه‌سازی به چشم می‌خورد (تمیم و رابینسون، ۲۰۰۶). در کل، باکتری لاکتوباسیلوس بولگاریکوس نسبت به استرپتوکوکوس ترموفیلوس به عنوان باکتری با قدرت اسیدسازی بیشتر و سریعتر، فعالیت پروتئولیتیک و حتی رایحه‌ سازی بیشتر یاد می‌شود، اما نوع نژاد را نیز نباید از نظر دور داشت (مرتضویان و سهراب‌وندی، ۱۳۸۵). هر چه درصد تلقیح بیشتر باشد (به خصوص بیشتر از ۳ درصد)، نسبت لاکتوباسیلوس بولگاریکوس به استرپتوکوکوس ترموفیلوس در فرآورده‌ نهایی بیشتر می‌شود (تمیم و رابینسون، ۲۰۰۶). افزایش این نسبت موجب ازدیاد سرعت اسیدی‌سازی و ایجاد فرآورده‌ای با طعم تیز‌تر می‌گردد. نسبت تلقیح بهینه ۱:۱ در نظر گرفته می‌شود. هر چند این نسبت می‌تواند بسته به عواملی چون ویژگی‌های نژاد باکتری‌ها، درصد تلقیح و شاخص‌های گرمخانه‌گذاری یعنی درجه‌حرارت و زمان متغییر باشد (مرتضویان و سهراب‌وندی، ۱۳۸۵).
۲-۱-۷- مشکلات عمده فیزیکی، حسی و میکروبی دوغ
۲-۱-۷-۱- هوا در دوغ (دوغ کف‌دار)
در بسته‌ها یا ظروف دوغ که کاملا پر نشده‌اند، به علت فضای بازی که در آن‌ ها وجود دارد مقداری هوا داخل فرآورده می‌شود. از جمله علل پر نشدن مناسب می‌توان به بسته نشدن صحیح پمپ‌ها، لوله‌ها و یا درست تنظیم نشدن دستگاه پرکنی اشاره کرد.
اختلاط هوا در دوغ به علت هم‌زدن شدید یا پمپاژ کردن غیرصحیح نیز می‌تواند صورت گیرد. بعضی از هم‌زن‌ها هوای زیادی به مخلوط وارد می‌کنند در حالی که انواع جدید هم‌زن‌ها میزان ورود هوا در دوغ را به حداقل می‌رسانند. در هر حال کنترل پمپ و داشتن هم‌زن مناسب، یک ضرورت است (کوزیکووسکی، ۱۳۷۴).

۲-۱-۷-۲- زیادی رایحه اسیدی

در ماست، لاکتوز یا قند شیر توسط باکتری‌های استرپتوکوکوس به اسید لاکتیک تبدیل و تخمیر می‌شود. تولید اسید حتی بعد از تولید دوغ نیز ادامه دارد. موقعی که مقدار اسید زیادتر از حد معمول شود دوغ دارای طعم تند و گزنده خواهد شد. در بعضی جاها زیادی اسیدیته به عنوان عیب تلقی نمی‌شود چون مصرف‌کننده با گذشت زمان، نسبت به این طعم عادت کرده است. برای تقلیل طعم تند می‌توان مقداری نمک به فرآورده اضافه کرد (کوزیکووسکی، ۱۳۷۴).

۲-۱-۷-۳- رایحه فلزی

در موقع چشیدن فرآورده حالتی مشابه جمع‌شدن نوک زبان به وجود می‌آید که معرف رایحه فلزی است. این رایحه، در نتیجه واکنش‌های شیمیایی پروتئین و چربی اکسیده شده به وجود می‌آید که با آلودگی به مس تانک‌ها و لوله‌ها تسریع می‌گردد، به ‌خصوص موقعی که اسیدیته‌ی دوغ بیشتر از ۸۵/۰ درصد باشد. این عیب را می‌توان با به کار بردن وسایل شیشه‌ای یا زنگ نزن برطرف کرد. در وسایل مورد استفاده بایستی از روکش یا سفیدی فلز اطمینان حاصل کرد، چون آن‌ ها مشابه فلز زنگ نزن بوده، ولی در حقیقت مس سفید شده می‌باشند. در صورت بروز رایحه‌ی فلزی باید به جای سترون کردن به وسیله‌‌ی کلر، از آب گرم و بخار استفاده کرد (کوزیکووسکی، ۱۳۷۴).

۲-۱-۷-۴- دوغ با کیفیت یکنواخت

یک حالت مهم که اغلب در تهیه‌ی دوغ غیرقابل قبول است عدم یکنواخت بودن آن است و بهترین طریقه‌ی برطرف ساختن آن، رعایت کیفیت استاندارد دوغ و تعیین اسیدیته قابل عیار سنجی یا اندازه‌گیری pH است. اسیدیته دوغ به طور مستقیم و غیرمستقیم با تمام عیوب ممکنه بیشتر از هر عامل دیگری در ارتباط است. اندازه‌گیری اسیدیته و pH بایستی در هر مرحله که فرآورده تهیه می‌شود انجام گرفته و میزان آن ثبت گردد (کوزیکووسکی، ۱۳۷۴).
۲-۱-۷-۵- رایحه نامطلوب
این رایحه توسط گروه باکتری‌های اشریشیا و ائروباکتر به‌وجود می‌آید کثرت تولید گاز کربنیک توسط این ریزسازواره‌ها باعث تشکیل حباب یا کیسه‌های هوا در داخل مایع غلیظ یا ژله‌ای می‌شود. کنترل آن‌ ها با اجرای کامل بهداشت و پاستوریزه کردن اصولی انجام می‌گیرد.
برای جلوگیری از رایحه نامطلوب و تلخ بایستی کشت مادر ماست را از گردش خارج ساخته، از کشت جدید استفاده کرد. همزمان با این کار بایستی احتیاط بیشتری در سترون کردن وسایل به کار برد (کوزیکووسکی، ۱۳۷۴).

۲-۱-۷-۶- کمبود رایحه خوب

معمولا دوغ دارای رایحه بی‌مزه و صاف است. این صافی به علت حضور ریزسازواره‌های مولد رایحه است. دوغ باید علاوه بر ریزسازواره‌های مولد اسید مانند استرپتوکوکوس لاکتیس و یا استرپتوکوکوس کرموریس دارای لوکونستوک سیترووروم، لوکونستوک دکسترانیوم و یا استرپتوکوکوس دی استیل لاکتیس باشد. سه ریزسازواره‌ی آخری بر روی اسید سیتریک تاثیر کرده و ترکیبات رایحه‌ای به اضافه‌ی دی‌استیل به وجود می‌آورند. اضافه کردن خامه، نمک، سیترات سدیم به مواد اولیه، در جاهایی که مجاز است رایحه‌ی دوغ را بهتر می‌کند (کوزیکووسکی، ۱۳۷۴).

۲-۱-۸- دو فاز شدن یا جدا شدن آب دوغ

دوغ در حدود ۹۴% آب دارد که در فرآورده به صورت آزاد می‌باشد، منتهی پروتئین‌ها آن را مثل اسفنجی که رطوبت را جذب کرده باشد، در خود نگه می‌دارند، مایع آزاد، آب نبوده، بلکه مشابه آب پنیر است که دارای مواد معدنی، لاکتوز، پروتئین و ویتامین‌ها نیز هست.
مهمترین و بیشترین پروتئین موجود در شیر کازئین‌ها هستند که گروه‌های فسفوپروتئینی ناهمگن می‌باشند که در pH 6/4 در دمای ۲۰ درجه سانتی‌گراد در شیر رسوب می‌کنند. کازئین‌ها در pH شیر معمولی (۶/۶) دارای بار منفی بوده و همین بار منفی با ایجاد دافعه، یکی از عوامل اصلی پایداری می‌باشد. در pH 65/4 که به نقطه‌ی ایزوالکتریک (PI) پروتئین‌ها موسوم است تعداد بارهای منفی و مثبت برابر شده و این امر منجر به تجمع و رسوب می‌شود. در دوغ به دلیل pH پائین، پروتئین‌ها به نقطه ایزوالکتریک خود می‌رسند در نتیجه شروع به تجمع و رسوب می‌نمایند. در این حالت پروتئین‌ها آب را در خود نگه نمی‌دارند که این امر سبب ناپایداری و ایجاد حالت دو فازی و آب اندازی در دوغ می‌گردد (ترامپ و همکاران، ۲۰۰۴). جدا شدن آب دوغ ممکن است یا به دلیل روش تهیه آن باشد که در این صورت آب جداشده در قسمت فوقانی ظرف جمع می‌شود یا مربوط به فعالیت باکتری‌هاست که در این حالت در قسمت تحتانی ظرف جمع می‌شود (کوزیکووسکی، ۱۳۷۴).
سال‌های متمادی این فرضیه مورد قبول بوده که اسیدیته‌ی زیاد باعث جداشدن آب از دوغ می‌شود اما همان طوری که کوزیکورسکی و بروکنز معتقد هستند که ازدیاد اسیدیته با مقدار آب جدا شده نسبت معکوس دارد و جلوگیری از جدا شدن آب از دوغ، در دوغی که اسیدیته‌ زیاد بوده و در درجه حرارت پایین نگهداری می‌شوند بهتر صورت می‌گیرد. در صورتی که اسیدیته دوغ پایین باشد به طور مشخص جدا شدن آب در فرآورده زیاد می‌شود (کوزیکووسکی، ۱۳۷۴).

۲-۱-۹- گرانروی بالا

بعضی از دوغ‌ها مثل سفیده‌ی تخم‌مرغ غلیظ هستند و تحت این شرایط، خالی کردن ظروف و بسته‌ها خالی از اشکال نیست. کمبود حالت سیالی که برای ماست خیلی جالب، ولی برای دوغ مطلوب نیست کیفیت خنک‌کنندگی آن را کاهش می‌دهد. مهمترین دلیل این مسئله بالا بودن اسیدیته است و به همان نسبتی که اسیدیته بیشتر شود، قوام دوغ نیز افزایش می‌یابد. انبار کردن در درجه‌حرارت پایین باعث ازدیاد گرانروی می‌شود. بعضی از سوش‌های استرپتوکوکوس کرموریس به علت تمایل آن‌ ها برای تشکیل زنجیره‌های کوکسی فرآورده‌ای چسبنده و غلیظ به وجود می‌آورند. وجود بعضی از سوش‌های استرپتوکوکوس لاکتیس از شرایط چسبنده و غلیظ بودن جلوگیری می‌کنند. هر گونه ازدیاد ماده‌ی خشک کل دوغ باعث ازدیاد گرانروی می‌گردد. برای جلوگیری از گرانروی زیاد دوغ باید درجه‌ی اسیدیته‌ی قابل عیار سنجی بین ۸/۰-۷۵/۰ و حداکثر ۸۵/۰ درصد باشد. علاوه بر آن در صورت بروز گرانروی بالا محیط کشت ماست باید تعویض شود. رعایت کامل جنبه‌های بهداشتی و نظافت در مورد وسایل می‌تواند در بروز معایب موثر باشد (کوزیکووسکی، ۱۳۷۴).
۲-۱-۱۰- گرانروی پایین
رقیق بودن بیش از حد دوغ هم مثل غلظت زیاد آن می‌تواند مورد اعتراض مصرف کننده واقع شود که این عیب ممکن است به خاطر اسیدیته‌ی پایین، ماده‌ی خشک بدون چربی کم، هم‌زدن زیاد، درجه‌حرارت نگهداری بالا و وجود باکتری‌های تجزیه کننده پروتئین اتفاق بیافتد. در بعضی از موارد می‌توان با اضافه کردن ژلاتین و چربی گرانروی فرآورده را بهبود بخشید (کوزیکووسکی، ۱۳۷۴).

۲-۲- هیدروکلوئیدها (صمغ‌ها)

برای رفع ناپایداری دوفاز شدن و رسوب پروتئین‌ها در فرآورده‌های تخمیری از هیدروکلوئیدها یا صمغ‌ها استفاده می‌شود. گرانروی مورد نیاز، خواص ژله‌ای، قدرت امولسیون‌کنندگی، سرعت جذب آب، احساس دهانی، شرایط فرایند مثل درجه حرارت، اندازه‌ی ذرات، در دسترس بودن و هزینه‌ی هیدروکلوئیدها مهمترین عوامل در انتخاب یک هیدروکلوئید می‌باشد.

صمغ‌های جاذب چند قندی‌هایی هستند که در سطح پروتئین‌ها قرار گرفته و ضمن واکنش با ترکیبات سطحی کازئین به صورت فضایی به آن‌ ها متصل می‌شوند (مانند کارآگینان و صمغ عربی) ولی صمغ‌های غیرجاذب به چند قندی‌هایی گفته می‌شود که با پروتئین‌ها هیچ واکنشی نداشته (مانند گوار و زانتان) بیشتر از طریق افزایش گرانروی سبب افزایش پایداری می‌شوند (سیرب و همکاران، ۱۹۹۸). تقسیم‌بندی هیدروکلوئیدها براساس منشا در جدول ۲-۲- آورده شده است.

جدول ۲-۲- تقسیم‌بندی هیدروکلوئیدها بر اساس منشا (نصیرپور، ۱۳۹۱)
Cellulose Trees Botanical
Arabic,karaya,ghatti,tragacanth Tree gum exudates  
نظر دهید »
مطالب پژوهشی در رابطه با بررسی اثر بخشی ارزیابی ...
ارسال شده در 10 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع
  • این که هر مراجع تا چه حد به اهداف موردنظر مشاوره رسیده باید قابل مشاهده باشد.

فرض مشاوری که نظریه رفتاری را به کار می‌برد آن است که رفتار مراجع معلول شرطی سازی است و هر فردی بسته به آنچه فرا گرفته نسبت به محرک یاشرایط معین به شیوه‌ای قابل پیش بینی واکنش نشان می دهد. به نظر هورن[۳۴] (۱۹۸۹) بدیهی است که هدف مشاوره رفتاری معطوف به تصمیم گیری اتخاذ یک تصمیم است. پاترسن عنوان می‌کند. هدف رفتار درمانی ایجاد مجموعه کاملی از اصول روان شناختی است. که از اولین مرحله عرض حال بیمار تا هنگام مرخصی او به کار گرفته می‌شود. این امر مستلزم روش‌های منظم جمع آوری اطلاعات به مظور ارزیابی مشکلات بیمار و تصمیم گیری در مورد برنامه درمان است. چارچوب مبتنی بررفتار گرایی مستلزم آن است که درمانگر:

  • مشکل را موضع یابی کند.
  • عرض حال اولیه بیمار را به زبان یک مجموعه سؤالات متناسب با تکنولوژی رفتاری امروز ترجمه نماید (هورن ۱۹۷۹؛ ۲۲۶ – ۲۲۵ به نقل از گیبسون؛ میشل؛ ترجمه ثنایی. ۱۳۸۸، ۱۷۶).

نظریه منطقی – عاطفی:

نهضت درمان منطقی – عاطفی توسط آلبرت[۳۵] الیس به وجود آمده است. این نظریه متکی است بر این فرض که انسان می‌تواند به شیوه‌ای منطقی عمل کند. رفتار منطقی رفتاری مفید و بالقوه ثمر بخش تلقی می‌شود در حالی که رفتار غیر منطقی به ناخرسندی و بطالت منجر می‌گردد. فرض الیس بر این است که بسیاری از انواع مشکلات عاطفی نتیجه الگوهای تفکر غیر منطقی است. الگوهای غیر منطقی از همان اوایل زندگی توسط اشخاص مهم زندگی فرد و کل فرهنگ و جامعه تقویت می‌شود. بنا به نظر الیس، اشخاص دچار مشکلات عاطفی به منظومه باوری می‌رسند که باعث تکلم مکنون و با خودگویی‌های مبتنی بر مفروضات و منطق غلط منجر می‌شود و آنچه که فرد با خود می‌گوید رابطه نزدیکی با احساس و عمل او دارد.
مبنای اساسی نظریه پردازی الیس در الگو AB.CD به شرح زیر خلاصه می‌شود.
A: مربوطه به یک واقعه خارجی است که شخص مشمول آن قرار می‌گیرد.
B: مربوط به سلسه افکار یا با خودگویی هایی است که شخص در پاسخ واقعه خارجی بدان می‌پردازد.
C: به احساسات و رفتارهای ناشی از B مربوط می‌شود.
D: به تلاش درمانگربرای تغییر سلسله افکار با خودگوییها بر می‌گردد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

E: پیامدهای رفتاری و عاطفی مفروض ناشی از مداخله درمانی درمانگر است.
به طور خلاصه مشاوره منطقی – عاطفی مبتنی بر این فرض است که اکثر افراد جامعه دچار روش‌های متعدد افکار غیر منطقی می‌شوند. همین افکار غیر منطقی به رفتارهای غیر منطقی منجر می‌گردد. لذا هدف مشاوره باید کمک به اشخاص جهت شناسایی و تغییر همه عقاید غیر منطقی باشد. تحقق این هدف مستلزم وجود مشاوری فعال موجه و مقتدر است که بتواند از یک مجموعه فنون گوناگون استفاده کند (هانس و دیگران ۱۹۹۰، ۱۷۳ به نقل از گیبسون، میشل. ترجمه ثنایی. ۱۳۸۸٫ ۱۷۵).
در روش منطقی – عاطفی مشاور بیشتر یک معلم و مراجع بیشتر یک دانش آموز تلقی می‌شود و روش‌های مشاوره نه فقط شامل تدریس و فعالیت‌های وابسته به آن مانند مطالعه یا سایر تکالیف، بلکه سؤال کردن وزیر سؤال بردن حتی تاکتیک‌های مواجهه، عقد قرار داد، تلقین و ترغیب را هم شامل می‌شود. مشاوره منطقی – عاطفی را می‌توان نه فقط در درمان فردی بلکه در گروه درمانی، گروه‌های مواجهه ماراتون، مشاوره زناشویی و خانواده درمانی هم به کار گرفت. (گیبسون؛ میشل؛. ترجمه ثنایی.۱۳۸۸؛ ۱۷۷: ۱۷۸).
مبنای بنیادی درمان عقلانی – عاطفی و رویکردهای هم خانواده آن این دیدگاه است که واکنش‌های عاطفی و رفتاری انسان را باورهای اشخاص هدایت می‌کنند. فرایند رشد اجتماعی، بسیاری از باورها و ارزش‌هایی را که فرد نسبت به آنها هوشیار نیست و به روشنی بیان نشده‌اند (مانند آزادی، انصاف و حقوق فردی)، به وی تحمیل می‌کنند؛ بنابراین اشخاص به بسیاری از باورهای مهم دیگر به صورت آشکار معتقدند و با توجیه عمل خود از آنها استفاده می‌کنند (حسینی نژاد ۱۳۸۹؛ ۱۵۱).

نظریه واقعیت درمانی:

نظریه واقعیت درمانی توسط ویلیام گلسر[۳۶] تدوین شده است. رویکرد گلسر یک رویکرد نسبتاً صریح است که در آن مراجع برای پرداختن به نیازهایش از طریق یک روند منطقی یا واقع بینانه اعتقاد دارد. مشاوره از دید واقعیت درمانی صرفاً یک نوع تعلیم یا کارآموزی ویژه است به فرد آنچه را که باید طی رشد طبیعی خود فرا گیرد در یک مدت زمان نسبتاً کوتاه بیاموزد.
واقعیت درمانی از بسیاری جهات به گشتالت درمانی و درمان مراجع – محوری شباهت دارد. در همه نظریه‌های یاد شده نحوه دریافت واقعیت از سوی مراجع و شیوه ارزشیابی درونی او از واقعیت مورد تأکید قرار می‌گیرد. به نظر گلاسر، مراجع در دنیای بیرونی (دنیای واقعی) و درونی خود زندگی می‌کند و دنیای واقعی بر رفتار فرد تأثیر نمی‌گذارد، بلکه دریافت و ادراک او از دنیای واقعی بر رفتار او تأثیر گذار است. انسان آزاد است و توان انتخاب دارد و باید مسئولیت پیامد انتخاب‌های خود را بر عهده بگیرد. در این روش درمانی، مواجه شدن با واقعیت، مسئولیت ‌پذیری و ارزشیابی در مورد رفتارهای درست نادرست مورد تأکید قرار می‌گیرد. فرد نه تنها در مقابل اعمال خود، بلکه در برابر تفکرات واحساسات خود نیز مسئول است. فرد قربانی گذشته و حال خود نیست، مگر این که خود بخواهد. این رویکرد درمانی هم در مورد رفتارهای بهنجار و هم در مورد رفتارهای نابهنجار و هم در مورد تدوین شیوه‌های مناسب تعلیم و تربیت به کار می‌رود (خدایاری فرد ۱۳۸۷؛ ۲۰۷).
واقعیت درمانی بر رفتار فعلی تأکید دارد و لذا به تاریخچه گذشته مراجع تکیه نمی‌کند. واقعیت درمانی بر این فرض مبتنی است که در سراسر زندگی یک نیاز روانی وجود دارد: نیاز به هویت (که شامل نیاز به احساس منحصر به فرد بودن، مجزا بودن و متمایز بودن) است. نیاز به هویت به عنوان محرک رفتار در تمام فرهنگ‌های عمومیت دارد.واقعیت درمانی مبتنی بر این پیش بینی است که مراجع مسئولیت شخصی سلامت خود را خواهد پذیرفت. قبول این مسئولیت به یک معنا به شخص برای حصول استقلال و یا بلوغی کمک می‌کند که نتیجه آن اتکا به حمایت درونی خود اوست. گلسر معتقد است که آموزش و پرورش می‌تواند کلید روابط انسانی موثر باشد و در کتاب مدارای بدون شکست، برنامه حذف شکست، تأکید بر تفکر به عوض کار حفظی، طرح ایده مرتبط بودن برای برنامه درسی قرار دادن انضباط به جای تنبیه، ایجاد محیط یادگیری یعنی جایی که کودک بتواند تجارب موفق و منتهی به هویت موفق خود را به اوج برساند. ایجاد انگیزش، درگیر شدن، کمک به کسب رفتار مسئولانه دانش آموز و برقراری شیوه‌های فعال شدن والدین و جامعه در مدارس را عنوان کرده است. کری رویکرد واقعیت درمانی را چنین خلاصه می‌کند: یک درمان فعال، دستورالعملی، آموزشی، شناختی و رفتار – محورانه اغلب از روش عقد قرارداد استفاده می‌شود و هنگامی که قرارداد انجام شد درمان خاتمه می‌یابد. این رویکرد می‌تواند هم حمایتی و هم مواجه ای باشد از سؤالات چه و چطور ولی نه از سؤالات چرااستفاده می‌شود (کری ۱۹۸۷؛ ۴۹ به نقل از لندرث، ترجمه آرین. ۱۸۷، ۱۳۸۹، ۱۸۹).

نظریه تحلیل مراوده‌ای:

تحلیل مراوده‌ای یک رویکرد رفتاری – شناختی و مبتنی بر این فرض است که انسان از قابلیت انتخاب و تصحیح مسیر یا دوباره شکل دادن سرنوشت خود برخوردار است. این نظریه برای کمک به مراجعان جهت مرور وارزیابی تصمیمات اولیه و اتخاذ تصمیمات جدید و مناسب ‌تر تدوین شده است. تحلیل مراوده‌ای تکیه زیادی بر خود دارد که بنا به این نظریه دارای سه حالت والد، بالغ و کودک است.
در تحلیل مراوده‌ای، از پرسش‌نامه، نمایش‌نامه زندگی، تحلیل ساختی، نقش بازی، تحلیل بازی‌ها استفاده می‌گردد. تحلیل مراوده‌ای بر فرد متمرکز است اما روشی است که طی آن مشاوره فردی در محیط گروه صورت می‌گیرد. مشاوره روش تحلیل مراوده‌ای بر آن است که گروه روند عرضه بازخورد به اشخاص در مورد مناسبات و روابط آنان را تسهیل می‌کند. لذا گروه مشاوره‌ای تجلی جهان کوچکی از عالم واقعی است. در این محیط تک تک اعضای گروه برای کار روی اهداف خود حضور دارند و نقش مشاور در گروه رهبری آنان است (لندرث، ترجمه ارین. ۱۳۸۹، ۱۱۱، ۱۱۲).
نام دیگر این نظریه، نظریه تحلیل رفتار متقابل[۳۷] است که توسط اریک برن[۳۸] عنوان شده است. در این روش تأکید ضروری بر رفتارهای متقابل است که آن را برای کار خانواده ومهارت‌های اجتماعی و رفتارهای اجتماعی و رفتارهای ضد اجتماعی و برخی از مشکلات فردی، مناسب می‌سازد. گرچه محدودیت‌های فنی سبب می‌شود که این روش برای درمان مشکلاتی که به راه حل‌های اضطراری نیاز دارند (نظیر گرایش به خشونت) به کار نبریم.در این روش درمانی، مقدار زیادی اصطلاح تخصصی غیر ضروری وجود دارد. در این روش برای تفسیر ومرور ذهنی، تسلط بر مفهوم‌های پیچیده بازی‌ها و تمرین‌های مربوطه، لازم است. این موضوع، مستلزم آموزش‌های تخصصی است و از این رو کاربرد این روش‌ها را محدود می‌سازد.
از سوی دیگر مبنای نظری و تصوراتی که در این روش درمانی به کار گرفته شده به عنوان ابزاری تحلیلی، انگیزاننده بسیار سودمند است. در روش درمانی تحلیل رفتار متقابل به تأکیدی به جا، بر اهمیت «خود پنداره» در شیوه‌های تعیین کننده تعامل بین کودکان و دیگران بر می‌خوریم. این روش به علت تأکید مشابهی که به شناخت و باورهای تغییر پذیر دارد، به ایجاد ابراز وجود و توانایی شخصی در تعامل‌ها تأکید دارد. برای اجرای این روش، شرایط ویژه‌ای نیاز نیست و می‌توان آن را در مورد طیف وسیعی از افراد در سن‌های متفاوت و با مشکلات مختلف و هم چنین به صورت فردی یا گروهی به کار برد؛ اجرای این شیوه در مقایسه با شیوه‌های دیگر، نگرانی‌های اخلاقی یا حرفه‌ای ایجاد نمی ‌کند. (حسینی نژاد ۱۳۸۹؛ ۱۵۰ – ۱۴۹).

نظریه و مشاوره گشتالتی:

گشتالت درمانی از روش‌های مشاوره است که فردریک پرلز[۳۹] (۱۹۷۰ -۱۸۹۳) و همسرش لورا[۴۰] آن را ارائه دادند. آنها از مکاتب اصالت وجود، پدیدار شناسی و روان شناسی گشتالت تأثیر گرفته بودند. در مکتب اصالت وجود، بر تجارب زمان حال فرد، در روان شناسی گشتالت بر ادراک و کلی نگری و در پدیدار شناسی بر ادراک فرد از هستی واقعیت تأکید می‌شود. در حالی که گشتالت درمانی، ضمن توجه به اهمیت تجربه، ادراک فرد از هستی خود در زمان حال، بر ارگانیزم، به عنوان یک کل، هم چنین چگونگی ارتباط ارگانیزم با محیط و چگونگی کسب تجربه از جانب فرد تأکید می‌شود.
گشتالت درمانی بر افکار و احساسات و برداشت فرد از دنیا در زمان حال تمرکز دارد وبه گذشته‌ی فرد توجهی ندارد. در این روش بیش از این که به گفنگوهای انتزاعی در مورد وقایع وموقعیت‌های مختلف توجه شود بر ایجاد زمینه برای تجربه مستقیم تأکید می‌شود. در گشتالت درمانی درمانگر به مراجع کمک می‌کند که رفتارهای اجتنابی را به سطح آگاهی بیاورد تا بدین وسیله حالت تعادل در فرد ایجاد شود. زیرا هنگامی که فرد از امیال، تحریکات و عواطف ناخواسته خود مطلع شود می‌تواند بامحیط تعادل مناسب‌ تری داشته باشد. توجه به مکان و زمان موجود (حال) و ایجاد حداکثر آگاهی اساس گشتالت درمانی است. فرد پس از کسب آگاهی قادر خواهد بود به کمک اصول گشتالت رابطه بین مشکل و زمینه را وسعت بخشد و موقعیت‌های ناتمام را تشخیص داده و در صدد اصلاح آن برآید. منظور از موقعیت‌های نا تمام، نیازهای ارضا نشده‌ای است که معمولاً فشار روانی زیادی بر فرد وارد می‌کند و رفتارش را تحت تأثیر قرار می‌دهد (کری ۲۰۰۵٫ به نقل از خدایاری فرد ۱۳۸۷؛ ۲۰۱).
روانشناسی گشتالت یک شیوه درمانی است که مشاور طی آن به مراجع برای حصول یک پارچه خود و آموختن طرز استفاده از انرژی خود برای رشد، کمال و خودشکوفایی کمک می‌کند. هدف عمده مشاور گشتالتی یکپارچگی فرد است و این امر را بنا به اصطلاح متدوال می‌توان منسجم کردن کل وجود قلمداد کرد. مشاور برای رسیدن به انجام وجود متر صد آن است که خودآگاهی مراجع را افزایش دهد. در نتیجه مشاور به شیوه‌ای عمل می‌کند که مراجع در اتمسفری قرار گیرد که به کشف نیازهای او و شرایطی منجر شود که مراجع در آن شرایط می‌تواند شناخت و رشد لازم را پیدا کند.مشاور گشتالتی بر این باور است که مردم همواره در راستای سازماندهی محرک‌ها در قالب تصاویر کلی یا کل‌ها عمل کنند. تمرکز این نظریه بر خودآگاهی نسبت به تجارب کنون اینجایی است. هانس استوسک و وارنر[۴۱] (۱۹۸۶) سه اصل تبیین کننده این روند را بیان کرده‌اند:
اصل بندش: وقتی که ما تصاویر ناقصی دریافت می‌کنیم ذهن ما برای تکمیل کردن آن و ادراک آن به صورت کامل فعال می‌شود.
اصل مجاورت: فاصله نسبی محرک‌ها از یکدیگر در حیطه ادراکی مشخص کننده چگونه دیدن آنهاست.
اصل مشابهت: محرک‌هایی حیطه ادراکی باعث می‌شود ما آنها را با هم گروهبندی کنیم.
پارسونز[۴۲] (۱۹۸۵) هشت فریضه درباره ماهیت انسان بر می‌شمارد که مبنای مشاوره گشتالتی را تشکیل می‌دهند:

  • انسان یک کل متشکل از اجزای به هم مرتبط است. هیچ یک از این اجزا بدن، عواطف، افکار حواس و ادراکات را نمی‌توان خارج از بافت کل انسان درک کرد.

۲-انسان جزئی از محیط خویش است وجدای از آن قابل درک نیست.

  • انسان طرز پاسخ خود را به محرک‌های درونی وبرونی انتخاب می‌کند، انسان کنش گراست نه واکنش گرا.
  • انسان از قابلیت خود آگاهی کامل نسبت به حواس، افکار، عواطف و ادراکات خود برخوردار است.
  • انسان به علت خودآگاهی قادر به انتخاب است.
  • انسان از قابلیت اداره مفید زندگی خود برخوردار است.
  • انسان نمی‌تواند گذشته و آینده را تجربه (ادراک واحساس) کند او فقط می‌تواند خود را در زمان حال تجربه کند.
  • انسان اساساً نه خوب و نه بد است.

می‌توان چنین نتیجه گرفت که درمانگر گشتالتی نسبت به قابلیت انسان برای خود رهبری، نظریه مثبت دارد. علاوه بر این باید مراجعان را برای استفاده از این قابلیت وقبول مسئولیت زندگی خود تشویق کرد و آنها باید کار را هم اینک در زمان حال انجام دهند باید «اکنون و اینجا» را تجربه (ادراک و احساس) کنند (گیبسون، میشل. ترجمه ثنایی. ۱۳۸۸؛ ۱۸۳ – ۱۸۲).

نظریه لوگوتراپی:

نظریه لوگوتراپی یا معنا درمانی نیز توسط ویکتور فرانکل در اتریش پی ریزی شد. گذشته از نظریه لذت جویی فروید و قدرت طلبی آدلر؛ فرانکل معنی خواهی از زندگی را جهت کمک به افراد برای یافتن معنی از دست رفته در زندگی مطرح نمود.
مطابق این نظریه؛ افراد دارای ابعاد جسمی؛ روانی و روحی می‌باشند که دارای اختیار و اراده بوده و مسئول یافتن معنی در حیات می‌باشند. و اگر افراد دچار پوچی درونی و خلاء وجودی شوند؛ نمیتوانند هدف زندگی را تشخیص داده و رفتار مطلوب داشته باشند. بنابراین روش‌های زیر را پیشنهاد می‌دهد:
انجام یک کار بزرگ و کسب موفقیت جهت احساس وجود و لذت معنوی و یا احساس رنجش جهت مفهوم بخشیدن به مرگ و شکست؛ تمسخر اضطراب ساختگی جهت غلبه بر آن واز بین بردن ترس و نگرانی ناشی از ناتوانی در برآوردن توقعات و انتظارات سایرین تا شخص به زندگی خود آگاهی یابد و با هدفمند کردن آن به زندگی معنی دهد. (نقل از یزدی ۱۳۹۰).

نظریه‌های تلفیقی:

نظر دهید »
راهنمای نگارش مقاله در مورد تحلیل و بررسی نمادین گیاهان ...
ارسال شده در 10 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

در خوان سوم اسفندیار نیز اژدها نشانه های آتشفشان را دارد:
یکـی اژدهـا پیشـت آمــد دژم که مــاهی بــرآرد ز دریــا بـدم
همی آتش افــروزد از گــام او همـی کــوه خـاراست انــدام او
( همان/ ۴۳۴/ ۹ - ۸ )
بهرام چوبین، نیز دیگر پهلوان اژدها کش، اژدهایی موسوم به شیر کپی که دختر خاقان چین را بلعیده است می کشد که این اژدها نیز نماد همان آتشفشان است:
چو دید اژدها کین سوار دلیـر همی آید از دور چون نرّه شیر
بکین کرد دندان و چنگال تیـز شد از کینه او سـرش پـر ستیز
بغرّیدو برزد برآن سنگ دست همی آتش از کوه خارا بجست
همـی آیــد آن اژدهــای دژم که بهــرام را انــدر آرد بــدم
کمـانـرا بمـالیـد بهــرام گـرد بتیـر از هــوا روشنـایـی ببـرد
خدنگـی بینـداخت شیـر دلیـر دل شیـر کپی شد از جنگ سیر
…… بــزد نیــزه بـر میـان دده که شد سنگ خـارا بخـون آژده
از آنپس به شمشیر یازید دست تـن اژدهـا زد بـدو نیـم گشت
سر از تنش ببرید و بفگند خوار وز آنپس فرود آمد از کـوهسار
( ش/ ۷۶۳ – ۷۶۲ / ۲۳ - ۱۲ )
دیگر قهـرمانان اژدها کش شاهنـامه: رستم، اسکندر، و اردشیـر بابکان، گشتاسب و ….، می باشند.
اژدها در شاهنامه از یک سو اهریمنی و نماد پلیدی و خشکسالی است و از سوی دیگر می تواند نماد قدرت و شجاعت باشد. نگاره درفش رستم اژدهایی هفت سر است. « در شاه نامه رستم با آن که پسر زال و از دودمان سام است درفشی با نقش اژدها دارد که نماد و دودمان مهراب شاه کابلی است و این نکته اشاره به نهادی ابتدایی است که فرزند متعلق به دودمان مادر بود و چون رستم از جانب مادر نژادش به اژی دهاکه می رسید اژدها توتم خانوادگی او بود. » ( هنیلز، ۱۳۸۳: ۱۵۷ )
پدید آمد آن اژدها فش درفش شب تیره و روی گیتی بنفش
( ش/ ۲۵۱/ ۶ )
این که چرا رستم که در خوان سوم، اژدها را می کشد خود درفشی با نگاره ی اژدها دارد جای بحث دارد. دکتـر مهـرداد بهـار در اثـر گرانقدر خود، از اسطوره تا تاریخ، رستم و زال را برخاسته از قوم سکا می داند که به حماسه ملی ایران راه یافته اند. « حدود صدو سی سال پیش از مسیح، اقوام سکایی از شمال می آیند، از ماوراءالنهر و جیحون می گذرند، حکومت یونانی بلخ را بر می اندازند و حدود ۱۲۰ سال بعد، حکومت کوشان ها را در شرق به وجود می آورند. » ( بهار، ۱۳۸۴: ۲۳۵ )
« کوشان سرزمینی است برای جمع آمدن فرهنگ های مختلف جهان متمدن آن روز: ایرانی، یونانی، رومی، چینی، هندی و فرهنگ خود این سرزمین یعنی فرهنگ سکایی. به این ترتیب، در سرزمین کوشانی، سکاها امکان تلفیق این فرهنگ ها و جا افتادن عناصر تلفیقی کهن تر به وجود می آید. » ( همان: ۲۳۵ )، حماسه های زال و رستم در چنین محیط اجتماعی و فرهنگی رشد می کند. پس می توان به این نتیجه رسید که درفش اژدها پیکر رستم و تقدس اژدها در دیدگاه او احتمالاً به واسطه قوم سکا و تحت تأثیر اساطیر چین شکل گرفته است، زیرا همان گونه که قبلاً اشاره شد اژدها در اسطوره های چینی نماد قدرت و طراوت و ترسالی است.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۴-۱-۵ کرم هفتواد
داستان کرم هفتواد نیز از داستان های شگفت انگیز شاهنامه است، این کرم اژدهایی است که اردشیر بابکان با آن می جنگد، دکتر مهرداد بهار این کرم اژدهاوش را نیز نماد خشکسالی می داند که اردشیر با آن می جنگدو از آن پس شاه ایران می گرددو نبرد آن ها را نیز با نبرد پهلوانان دیگر مقایسه می کند. « ایندره با ورتره که اژدهای بازدارنده آب ها است می جنگد و ابر را آزاد می کند، تیشتر، ایزد باران ایرانی، با اپوش که دیو خشکسالی است، می جنگد و ابرها را به آسمان می برد. فریدون با اژدهای سه سر ( ضحاک ) نبرد می کند و خواهران جمشید را رها می سازد، گرشاسب با اژدها می جنگد و آب ها را آزاد می کند …. گشتاسب با اژدهایی در روم می جنگد، اسفندیار با اژدهایی و با ارجاسب می جنگد و خواهرانش را که در بند اند آزاد می سازد. اردشیر با کرم هفتواد، که اژدهایی است، می جنگد و از آن پس شاه مسلم ایرانشهر می گردد. » ( بهار، ۱۳۷۶: ۳۸ )، دکتر رستگار فسایی می نویسد: کرم هفتواد، در واقع اژدهایی اهریمنی و پلید است که داستان آن درکارنامه اردشیر بابکان آمده و فردوسی آن را در شاهنامه می آورد. هفتواد، مردی از اهالی کجاران بودکه هفت پسر و یک دختر داشت. روزی دختر او سیبی را که افتاده گاز می زند و کرمی در آن سیب می بیند، دختر که نخ ریسی می کرد، کرم را برمی دارد و بر دوک دان خود می نهد تا آن روز با بخت کرم پنبه بریسد و آن روز دو برابر روزهای دیگر پنبه ریسید، دختر در روزهای دیگرپنبه بیشتری می ریسید و چون همه را از بخت کرم می دانست هر روز کمی سیب به کرم می داد، کرم به هیولایی عظیم الجثه تبدیل شد. هفتواد به پشتوانه کرم، ستم آغاز کرد و حتی در برابر اردشیر قد علم کرد. چون اردشیر را یارای نبرد با کرم هفتواد نبود به حیله متوسل شد و در هیأت بازرگانان به دژ هفتواد رفت و گفت من از بخت خوش کرم سودها دیده ام و می خواهم سه روز او را پرستاری کنم. آن گاه ارزیر گرم به او خوراند و به این وسیله کرم را کشت. ( رستگار فسایی، ۱۳۷۹: ۲۵۰- ۲۴۶ )
بیـاورد ارزیـز و روئیـن لـوید بــرافــروخت آتش بـروز سپید
چو آن کـرمـرا بود گاه خورش از ارزیـزجــوشان بدش پـرورش
زبانش برون کرد همرنگ صنج برآنسان که از پیش خوردی گرنج
فـرو ریخت ارزیـز مرد جـوان بحـوض اندرون کــرم شد ناتوان
طـراقی بـرآمـد ز حلقـوم اوی که لـرزان شد آن کنده و بـوم اوی
( ش/ ۵۳۳/ ۵۱ – ۴۷ )
برخی از محققان این کرم را با ضحاک یکی می دانند. « دار مستتر حدس می
زند که کرم، در داستان هفتواد، یک اشاره تلویحی باشد با اژدهای موسوم به « اژی دهاک ». » (رستگار فسایی،۱۳۷۹: ۱۴۰ )
۴-۱-۶ شیر
شیر تقریباً در همه تمدن ها به عنوان سمبل قدرت و شجاعت است، در شاهنامه نیز شیر به عنوان همین نماد به کار رفته است. « شیر در نماد شناسی کهن، نشانه آفرینش آتشین و آسمان بوده است. شیر نمایانگر خورشیدو آتش بوده است در برابر گاو … » ( کزازی، ۱۳۶۸: ۸۱ )
در شاهنامه، بهرام گور ارتباط زیادی با شیر دارد و یکی از شکارهای دایمی او شکار شیران بوده و این نشان دهنده ی دلیری بهرام است:
بـزد بـر سر شیر شمشیر تیـز سبک جفت او جست راه گریز
ز سر تا میانش به دو نیم کرد دل نـرّه شیـران پـر از بیـم بـود
بیامـد دگـر شیـر غـرّان دلیـر همان جفت او بچّه پرورده زیر
بـزد خنجـری شاه بـر گردنش سر شیـر نـر کـرد دور از تنش
( ش/ ۵۹۶/ ۴۳ – ۴۰ )
همچنین، بهرام برای رسیدن به پادشاهی، تاج شاهی را از میان دو شیر می رباید:
دو شیر ژیان داشت گستهم گـرد بــزنجیـر بستـه بمـوبـد سپـرد
ببــردنـد شیـــران جنگـی کشان کشنده شد از بیـم چـون بیهشان
ببستنـد بــر پـایـه تخـت عــاج نهـادنـد بـر گــوشه عـاج تـاج
جهـانی نظاره بـر آن تاج و تخت که تا چون بود کار پیـروز بخت
… بدو گفت بهرام کای دین پژوه تـو زین بی گناهی و دیگر گروه
همــاورد ایـن نــره شیــران منم خــریـدار جنگ دلیــران منــم
… همی رفت با گـرزه گـاو روی چـو دیدند شیـران پـرخاشجوی
یکـی زود زنجیــر بگست و بنـد بیــامـد بـــر شهـــریـار بـلنــد
بـزد بـر سرش گـرز بهـرام گـرد ز چشمش همـه روشنـایـی ببــرد
بـر دیگـر آمـد بــزد بـر سـرش فرو ریخت از دیده خون بر سرش
جهاندار بنشست بـر تخت عـاج بسر بـر نهـاد آن دلافــروز تــاج

نظر دهید »
راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی با موضوع  مطالعه تطبیقی محاربه در حقوق کیفری ...
ارسال شده در 10 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

اما از طرف دیگر، مقنن در مواردی که به مصداقی از مفسد فی الارض یا در حکم آن بودن می رسد، تردیدی از مجازات اعدام به خود راه نمی دهد. به عنوان مثال در ماده ۹ قانون اصلاح مبارزه با مواد مخدر مصوب ۱۷/۸/۱۳۷۶ آمده است که «… در مرتبه چهارم چنانچه مجموع مواد مخدر در اثر تکرار به سی گرم برسد، مرتکب در حکم مفسد فی الارض است و به مجازات اعدام محکوم می شود».
از این ماده، به روشنی استنباط می شود که جرم افساد فی الارض، جرمی مستقل در نظر قانونگذار است. همانگونه که در اصلاحیه سال ۱۳۷۶، در ماده ۹ تغییر اساسی ایجاد نشد و تنها به حذف عنوان «مفسد فی الارض» از ماده ۶ قانون مبارزه با مواد مخدر اکتفا کرد که البته مجازات اعدام برای قاچاقچیان مواد مخدر، به قوت خود باقی ماند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

به هر حال، اگر عنوان محاربه و مفسد فی الارض، در نظر قانونگذار یکی هستند، باید حکم آن دو دارای وحدت باشند که در ماده ۱۹۰ قانون مجازات اسلامی حد هر یک از آن دو را، مجازات اربعه بر می شمارد.
با عنایت به تعاریفی که قبلاً در مورد محاربه عنوان کردیم، مشهور فقها قائل بر این هستند که «محارب کسی است که برای ترساندن مردم دست به اسلحه ببرد». می توان تعریف قانونگذار از محارب و مفسد فی الارض در ماده ۱۸۳ قانون مجازات اسلامی را فی الجمله بر گرفته و متأثر از نظر مشهور فقها دانست. چرا که کلمه ی «هرکس» در متن ماده مذکور شامل زن، مرد، مسلمان و غیره می شود و فرقی نمی کند عمل مجرمانه در شب، روز، خانه، خیابان، خشکی، دریا، شهر و غیر شهر به وقوع بپیوندد هر چند که مالی را اخذ نکرده باشد. به عنوان نمونه، می توان به نظر مرحوم کاشف الغطا اشاره کرد که می فرماید: «محارب کسی است که برای اخافه مردم سلاح بکشد و به ناحق بخواهد مردم را بترساند، خواه سلاح تیر باشد یا نیزه یا شمشیر یا سنگ و عصا، در شب باشد یا در روز که هدف فقط ترساندن یا فساد یا اراده ی کشتن، هتک عرض آبرو و ترس باشد…»[۷۰]
اما در مورد اینکه چرا گفتیم، تعریف مقنن، فی الجمله با نظر مشهور فقها مطابقت دارد؛ از آن روی است که جز صاحب جواهر، به نوعی و حضرت امام خمینی (ره) به صراحت تمام، متعرض جمله «ومفسد فی الارض» در تعریف محاربه و به تعبیر بهتر، عطف بر کشیدن سلاح نشده اند.
صاحب جواهر می فرماید: «هر کس برای ترساندن مردم اسلحه بکشد یا حمل کند، محارب است؛ ولو اینکه یک نفر علیه نفر دیگر باشد، بر وجهی که اراده فساد بر آن عمل صادق باشد».[۷۱] یا اینکه حضرت امام (ره) در تحریر الوسیله می گوید: «محارب کسی است که برای ترساندن مردم سلاح خود را بر کشد و از غلاف بیرون آورد یا آماده تیر اندازی سازد و قصد افساد فی الارض کند».[۷۲]
و در نهایت اینکه بیان کردیم «هر چند که مالی را اخذ نکرده باشد»؛ به این علت است که، تعریف محاربه به قطع طریق، مستلزم ربودن مال افراد در گردنه ها و راه های خارج از شهر و آبادی می باشد، در اقوال فقهای امامیه چندان وارد نشده؛ بلکه مستند این اقوال، در تعابیر و گفته های اهل سنت است.
ج: در قانون جدید مجازات اسلامی
در لایحه پیشنهادی قانون مجازات اسلامی در ماده ۲۸۰ تعریف محاربه اینگونه بیان شده: «محاربه عبارت از کشیدن سلاح به قصد جان، مال یا ناموس مردم یا ارعاب آنهاست، به نحوی که موجب نا امنی در محیط گردد.. هرگاه کسی با انگیزه شخصی به سوی یک یا چند شخص خاص سلاح بکشد و عمل او جنبه عمومی نداشته باشد و نیز کسی که به روی مردم سلاح بکشد، ولی در اثر ناتوانی موجب سلب امنیت نشود، محارب محسوب نمی شود».
در این تعریف، قانونگذار تنها به تعریف محاربه پرداخته و نامی از مفسد فی الارض نبرده است. این نوع بیان در واقع تبیین دقیق و تمایز دو عنوان محاربه و افساد فی الارض است که در این رابطه می توان به ماده ۲۸۷ لایحه مذکور اشاره داشت که یکسری جرایم را مفسد فی الارض به شمار آورده و به مجازات مقرر در ماده ۲۸۷ محکوم کرده است.
ماده ۲۸۷ لایحه مذکور مقرر می دارد: «هرکس بطور گسترده، مرتکب جنایت علیه تمامیت جسمانی افراد، جرایم علیه امنیت داخلی یا خارجی کشور، نشر اکاذیب، اخلال در نظام اقتصادی کشور، احراق و تخریب، پخش مواد سمی و میکروبی و خطرناک یا دایر کردن مراکز فساد و فحشا یا معاونت در آنها گردد، به گونه ای که موجب اخلال شدید در نظم عمومی کشور، نا امنی یا ورود خسارت عمده به تمامیت جسمانی افراد یا اموال عمومی و خصوصی، یا سبب اشاعه فساد یا فحشا در حد وسیع گردد مفسد فی الارض محسوب و به اعدام محکوم می گردد.
تبصره: هرگاه دادگاه از مجموع ادله وشواهد قصد اخلال گسترده در نظم عمومی، ایجاد نا امنی، ایراد خسارت عمده و یا اشاعه فساد یا فحشا در حد وسیع و یا علم به موثر بودن اقدامات انجام شده را احراز نکند و جرم ارتکابی مشمول مجازات قانونی دیگری نباشد، با توجه به نتایج زیانبار جرم، مرتکب به حبس تعزیری درجه پنج یا شش محکوم می شود».
در این لایحه، برای نخستین بار در تقنین قوانین کیفری بعد از پیروزی انقلاب اسلامی قانونگذار از واژه و تعبیر «بغی» استفاده کرده وتفاوت آن را با محاربه بیان کرده است.
در ماده ۲۸۸ لایحه پیشنهادی چنین آمده است: «گروهی که بر مبنای نظریه سیاسی در برابر نظام جمهوری اسلامی ایران، قیام مسلحانه کنند باغی محسوب و در صورت استفاده از سلاح، اعضاء آن به مجازات اعدام محکوم می گردند».
و نیز در ماده ی ۲۸۲ لایحه مزبور بر بعضی از مصادیق محاربه تأکید می ورزد که در واقع، تعبیر دیگر و توسعه مصادیق محارب، از ماده ۱۸۵ قانون مجازات اسلامی است که می توان از راهزنان- تعبیر و معنای قطاع الطریق- وقاچاقچیان و اشرار در توسعه مصادیق محارب نام برد.
همچنین در لایحه جدید انتخاب هر یک از مجازات های اربعه را بدون رعایت تناسب در اختیار قاضی قرار داده است به گونه ای که در ماده ۲۸۴ لایحه مقرر گردیده: «انتخاب هر یک از امور چهارگانه مذکور در ماده (۲۸۳) به اختیار قاضی است».
ماده ۲۸۳ لایحه مقرر می دارد: «حد محاربه یکی از چهار چیز است.
۱- اعدام ۲- صلب
۳- قطع دست راست و پای چپ ۴- نفی بلد».
به هر ترتیب امید آن می رود که در جهت رفع نواقص از تعاریف محاربه و افساد فی الارض و تلاش در ارائه مفاهیم ضابطه مند قانونگذار به رفع ابهام از واژه هایی که احتمال برداشت متفاوت از آنها می رود، اهتمام ورزیده تا جلوی منشاء اختلاف در تعابیر گرفته شده و انسجام و هماهنگی بین مواد قانونی حاکم شود.
گفتار دوم: نارسائی های تقنینی
در این گفتار به نارسائی ها و ابهاماتی که در زمینه ی ارتباط محاربه با افساد فی الارض و در زمینه تحقق شرایط محاربه و همچنین در خصوص اختلاط محاربه با بغی وجود دارد نیز پرداخته می شود.
الف: ابهامات تقنینی موجود
۱- در ارتباط محاربه با افساد فی الارض
بحث مهمی که در خصوص ارتباط محاربه با افساد فی الارض وجود دارد این است که بین محاربه و افساد فی الارض چه نسبتی بر قرار است. آیا این نسبت تساوی است یا عموم و خصوص مطلق؟
افساد فی الارض به تمامی گناهانی اطلاق می شود که دارای مفسده عمومی هستند از قبیل اشاعه فحشا و منکرات.[۷۳]
لذا باید توجه داشت که هر چند مقنن این دو مقوله را در کنار هم ذکر کرده است لکن محاربه و افساد فی الارض دو جرم جداگانه هستند که ارتباط بین این دو را می توان عموم و خصوص مطلق دانست[۷۴]، بدین معنا که هر محاربه ای افساد فی الارض می باشد در حالیکه هر افسادی محاربه محسوب نخواهد شد. در این خصوص نظر یکی از حقوقدانان معاصر این است که: افساد منحصر به محاربه نیست و خروج از اعتدال با هر کیفیت، میزان، شیوه و روشی که صورت گیرد فساد تحقق می یابد و افزودن قید فی الارض نشان دهنده گستردگی و وسعت فساد حاصل از عمل فرد است. آنچه به عنوان مصادیق محاربه است مثل نا امن کردن شهرها، قتل و غارت و… همگی از مصادیق افساد فی الارض است و دامنه افساد فی الارض خیلی گسترده تر از محاربه است.[۷۵]
همانطور که قبلا بیان شد، شرط اصلی فارق بین محاربه و افساد فی الارض همان به کار بردن سلاح است. بدین توضیح که در تحقق محاربه وجود این شرط لازم بوده ولی در تحقق افساد فی الارض وجود چنین شرطی ضرورت ندارد بلکه استعمال سلاح یا هر وسیله ی دیگر می تواند از موارد تحقق آن باشد به عبارت دیگر در افساد فی الارض چنین تقیدی وجود ندارد بلکه مهم قصد مرتکب است.[۷۶]
اما علی رغم اختلافاتی که بین دو عنوان محاربه و افساد فی الارض وجود دارد، اما موارد تشابهی نیز بین این دو عنوان وجود دارد که باعث ارتباط این دو با یکدیگر شده است که این موارد عبارتند از:
۱- هم محاربه و هم افساد فی الارض می تواند از طریق بر هم زدن امنیت جامعه و نظام اسلامی تحقق یابد. ۲- محاربه و افساد فی الارض هم از طریق فرد و هم از طریق گروه یا تشکیلات قابل تحقق است به عبارت دیگر؛ هر دو عنوان هم بصورت فردی و هم بصورت گروهی قابل وقوع و تحقق است. ۳- مجازات محارب و مفسد فی الارض به استناد آیه ی ۳۳ سوره ی مائده می باشد و با تحقق این دو جرم، حاکم شرع یکی از مجازات های اربعه ی صلب، قتل، قطع دست راست و پای چپ و تبعید را برای مرتکب آن تعیین می کند. ۴- توبه محارب و مفسد فی الارض قبل از دستگیری مسقط حد می باشد….[۷۷]
لذا با توجه به مطالب بیان شده می توان گفت که افساد فی الارض عنوانی عام است که دایره ی شمولش گسترده تر از محاربه است به عبارت دیگر افساد فی الارض می تواند از طریق محاربه نیز تحقق یابد، فلذا بین این دو را می توان رابطه عموم و خصوص مطلق از نسبت اربعه دانست.
۲- در زمینه تحقق شرایط محاربه
تحقق بزه محاربه از دیدگاه اکثریت فقها همواره منوط به ایجاد شرایط اصلی آن بوده است. این شرایط که مرتکبین آنها، وجود سوء نیت خاص در جهت بر هم زدن امنیت عمومی و به کارگیری ابزاری که عرفاً سلاح تلقی شود، می باشد، همواره سبب می گردد تا دایره ی وقوعی این بزه محدود و محصور باشد. نگاهی اجمالی به عناوین مجرمانه علیه امنیت کشور در قانون مجازات اسلامی و نیز قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح نشان می دهد که تحقق بزه فوق با چنین محدودیتی روبه رو نبوده و قانونگذار تحقق این جرم را در قلمروهای مختلف قانونگذاری و بدون احساس ضرورت به تحقق شرایط اصلی این جرم، امکان پذیر دانسته است.[۷۸] لذا با توجه به بیان قانونگذار در ماده ۱۸۳ قانون مجازات اسلامی که مقرر می دارد: «هر کس که برای ایجاد رعب و هراس و سلب آزادی و امنیت مردم دست به اسلحه ببرد محارب و مفسد فی الارض می باشد». معلوم می شود که وجود دو شرط اصلی برای تحقق جرم محاربه لازم و ضروری است به گونه ای که تحقق محاربه موکول به تحقق این دو شرط نیز شده است که این دو شرط عبارتند از: ۱- لزوم وجود قصد بر هم زدن امنیت عمومی و ۲- لزوم بکارگیری اسلحه می باشد.
در خصوص شرط اول اگرچه برخی از فقهای امامیه، قصد اخافه و ارعاب را برای تحقق جرم محاربه ضروری نداسته اند[۷۹]. لیکن قانونگذار در ماده ۱۸۳ قانون مجازات اسلامی به تبعیت از اکثریت فقهای امامیه، لزوم تحقق سوء نیت خاص اخافه وارعاب را در این زمینه لازم دانسته است. این بیان قانونگذار ما را ملزم می سازد تادر مواردی که مرتکب اقدام برای انجام عملی نموده، لیکن قصد وی ازانجام عمل انجام شده ترساندن و امنیت عمومی مردم نبوده است، باعث می شود که درتحقق محاربه تردید نماییم و از طرف دیگر با توجه به اینکه بزه محاربه در زمره جرائم حدی و مشمول قاعده مشهور فقهی «الحدود تدرأ بالشبهات» می گرددو نیز با وجود مجازات های سنگین و شدید این جرم، باید بر آن بود که تحقق محاربه تنها مربوط به وجودقصد ارعاب و اخافه در قالب قصد مستقیم و به صورت صریح می باشد[۸۰].
نکته دیگری که مرتبط باتحقق قصد بر هم زدن امنیت عمومی می باشد عمومی بودن تهدید است. باید توجه داشت که محاربه زمانی محقق می شود که مرتکب دارای قصد خصومت نسبت به عده مخصوصی نباشد، بنابراین هرگاه مرتکب براساس عدوات شخصی و با اقدام مسلحانه، فرد یا افرادی را به قتل برساند،عمل وی تنها به جهت جرائم علیه اشخاص، قابل تعقیب می باشد. به همین جهت است که مقنن در تبصره ۲ ماده ۱۸۳ قانون مجازات اسلامی مقرر نموده که اگر کسی سلاح خود را با انگیزه عداوت شخصی به سوی یک یا چند نفرمخصوص بکشد و عمل او جنبه عمومی نداشته باشد محارب محسوب نمی شود. پس اگر شخصی به سوی فردی به جهت عداوت شخصی سلاح بکشد و موجب رعب و هراس در او شود، این جرم چون فاقد جنبه عمومی است و موجب برهم زدن نظم و امنیت جامعه نمی شود، مرتکب آن مستحق مجازات محارب نخواهد بود. ولی اگر این عمل جایی صورت گیرد که محل رفت و آمد عموم است هرچند که سلاح کشیدن به سوی چند نفر مخصوص باشد در این صورت عمل وی مشمول حکم محارب قرار خواهد گرفت. اما درخصوص شرط دوم، با توجه به اینکه محاربه در زمره جرائمی است که به کارگیری سلاح در آن نقش مهمی را دارد لذا مهمترین مسئله ای که در خصوص به کارگیری اسلحه وجود دارد و ذهن فقها و حقوقدانان را به خود مشغول نموده این است که منظور از سلاح چیست؟
در برخی از فرهنگ های لغت، سلاح به هروسیله ای تعبیر شده است که برای جنگ و قتال از آن استفاده می شود[۸۱]. فقهای امامیه در این زمینه دارای سه دیدگاه متفاوت می باشند. گروه نخست مقصود از سلاح را در این زمینه محدود به سلاح آهنین مانند تفنگ، شمشیر و چاقو نموده اند. گروه مزبور پیرامون مصادیق سلاح آهنین، تفاوتی را بین سلاح و گرم سرد قائل نشده اند. همین دیدگاه است که مورد پذیرش اکثر فقهای امامیه قرار گرفته و قانونگذار نیز در تبصره ۳ ماده ۱۸۳ قانون مجازات اسلامی از آن تبعیت نموده است. گروه دوم از فقها کسانی هستند که علاوه بر سلاح آهنین مصادیق دیگری همچون سنگ، عصا و چوب که عرفاً سلاح تلقی نمی شود را نیز برای تحقق محاربه کافی دانسته اند. گروه سوم نیز دراین زمینه کسانی هستند که استفاده از سلاح را تا به کاربردن زور و قهرو غلبه نیز توسعه داده اند[۸۲]. براساس این دیدگاه بطور کلی در محاربه به کاربردن وسیله ای مانند سلاح، شرط نمی باشد.
علی رغم وجود اختلافات یاد شده در زمینه مفهوم سلاح، قانونگذار به ابهامات موجود در این زمینه پایان داده و با پذیرش دیدگاه نخست، تحقق محاربه را موکول به بکارگیری سلاح نموده است.
سوال دیگری که در خصوص سلاح مطرح می شود این است که اگر کسی به قصد ارعاب و سلب امنیت با وجود دیگر عناصرجرم محاربه، از مشابه پلاستیکی یک اسلحه کمری برای تهدید مردم استفاده کند و برای هیچکس جز خودش تقلبی بودن اسلحه معلوم نباشد، آیا بر عمل ارتکابی این شخص می توان عنوان محارب اطلاق نمود یا خیر؟
در این خصوص به دو طریق می توان پاسخ داد[۸۳]: نخست آنکه در ماده ۱۸۳ قانون مجازات اسلامی صرف ارعاب و سلب امنیت و آرامش مردم با دست بردن به سلاح کافی است، هرچند که اسلحه تقلبی باشد. چرا که حصول نتیجه که همانا ایجاد رعب و هراس و سلب امنیت و آرامش مردم است، حاصل شده و افرادی که مورد تهدید قرار گرفته اندآن را یک اسلحه واقعی پنداشته و بدین ترتیب مرتکب این عمل محارب شناخته می شود.
پاسخ دیگر این است که شخص مذکور را نمی توان محارب شناخت و اگر چنین عمل شود این امر نتیجه تفسیر موسع قانون جزا و دور از منطق حقوقی است. بنابراین در هرجا که شک و شبهه ای پدید آمد، می بایست براساس قاعده«ادرو الحدود بالشبهات» جلوی اجرای حد را گرفت و عمل ارتکابی مستوجب مجازات محارب نمی باشد.
به همین ترتیب اگر شخصی به روی مردم اسلحه بکشد، بدون اینکه تیراندازی نماید و یا اقدام به تیراندازی کند ولی تیرش به کسی برخورد ننماید در این صورت اگر اسلحه کشیدن به روی مردم جنبه عمومی داشته باشد و باعث رعب و هراس و سلب آزادی و امنیت مردم باشد حکم محارب را خواهد داشت ولی اگر تیراندازی و یا صرف کشیدن سلاح جنبه عمومی نداشته و هدف مورد نظر، فرد بخصوصی باشد، مرتکب، محارب محسوب نمی شود.
همچنین محاربه از جرائم مطلق است و برای تحقق آن حصول نتیجه مجرمانه یعنی ایجاد رعب و وحشت و خوف در مردم لازم نیست. به عبارت دیگر موضوع جرم محاربه عملی است که قابلیت سلب آسایش و ایجاد رعب و وحشت برای مردم را داشته باشد[۸۴] و اینکه تبصره یک ماده ی ۱۸۳ قانون مجازات اسلامی مقرر داشته: «کسی که به روی مردم سلاح بکشد ولی دراثر ناتوانی موجب هراس هیچ فردی نشود محارب نیست».دلیل بر آن نیست که برای تحقق محاربه نتیجه مجرمانه شرط است بلکه حاکی از آن است که چنین افرادی اصولا نمی توانند قصد اخافه داشته باشند، یعنی برای قصد اخافه داشتن لازم است که مرتکب بالقوه امکان انجام چنین قصدی وجود داشته باشد و به مجردی که باقصد مذکور حرکت کند محارب است ولو اینکه موجب خوف شود یا نه و نیز بردن مال مردم یا کشتن آنها تاثیری در محارب بودن او ندارد.
ب: در اختلاط محاربه بابغی
همانطور که قبلابیان شد، مهمترین تفاوت عمل فرد محارب نسبت به باغی، به اختلاف آنها در هدف بر می گردد. ارتکاب بزه محاربه به قصد اقدام علیه امنیت و آسایش مردم و ایجاد رعب و وحشت عمومی انجام می پذیرد امابغی به جهت خروج علیه امام و یا نائب او انجام می شود هرچند که مرتکب قصد ارعاب و اخافه را برای مردم نداشته باشد. نگاهی اجمالی به برخی از مواد مربوط به جرم محاربه در کتاب حدود از قانون مجازات اسلامی نشانگر این نکته است که قانونگذار در برخی از مواد قانونی به داخل نمودن عناوین مجرمانه بغی و محاربه در یکدیگر اقدام نموده است. برای مثال قانون گذار در ماده ی۱۹۸ قانون حدود و قصاص، که عینا در ماده ی ۱۸۶ قانون مجازات اسلامی نیز تکرار شده به بزه قیام مسلحانه علیه حکومت اسلامی اشاره نموده است: «هرگروه یا جمعیت متشکل که در برابر حکومت اسلامی قیام مسلحانه کند مادام که مرکزیت آن باقی است تمام اعضا و هواداران آن، که موضع آن گروه و یا جمعیت و سازمان را می دانند و به نحوی در پیشبرد اهداف آن فعالیت و تلاش موثر دارند محاربند اگرچه در شاخه نظامی شرکت نداشته باشند.» با توجه به بیانی که در مورد ارکان تشکیل دهنده جرم محاربه مطرح شد، به خوبی معلوم می شود که قانونگذار درماده ی ۱۸۶ قانون مجازات اسلامی یکی ازمصادیق جرم بغی را در قالب جرم محاربه مطرح کرده است. از طرف دیگر بیان قانونگذار در این ماده برخلاف شرایط اصلی است که در ماده ۱۸۳ قانون مجازات اسلامی درباره تعریف جرم محاربه ذکر شده است. علاوه بر این قانونگذار حکم محاربه را تنها محدود به کسانی که در قیام مسلحانه شرکت نموده اند، ندانسته، بلکه تمامی اعضا و هواداران آنها را نیز مشمول عنوان محاربه دانسته، هرچند که در شاخه نظامی شرکت نداشته باشند. همین سیاست کیفری را قانون گذار در تبصره ی ماده ۱۸۶ قانون مجازات اسلامی اعمال نموده است.
تبصره ی مذکور بیان می نماید که جبهه ی متحدی که از گروه ها و اشخاص مختلف تشکیل شود در حکم یک واحد می باشد. برخی از نویسندگان با اطلاق این تبصره مخالفت نموده اند و دراین زمینه تصریح کرده اند که مستفاد از کلمه فقها این است که اگر جبهه متحدی تشکیل شود، تنها افراد مسلح آنها مشمول عنوان محاربه قرار می گیرند و بنابراین به طور مطلق حکم یک واحد را دارا نخواهند بود[۸۵].
این اختلاط از این جهت مهم ارزیابی می شود که عناوین مجرمانه بغی ومحاربه دارای مجازات های متفاوتی از جهت نوع و کیفیت می باشند و این اختلاط موجب شده است تا مجریان قانون، احکام محاربه را بر مجرمینی که احتمالا دارای مجازات سبک تری می باشند نیز اجرا نمایند. همچنین از طرف دیگر، این اختلاط مفاهیم سبب شده است تادایره وقوعی عنوان مجرمانه محاربه از محدوده فقهی آن تا حوزه های مختلف گسترش یابد.
به عنوان نتیجه می توان گفت که قانونگذار پس از پیروزی انقلاب در جهت توسعه ی دامنه جرم انگاری محاربه به عنوان جرم علیه امنیت تا چه میزان آن را با جرم بغی به عنوان جرم علیه حاکمیت اسلامی به هم آمیخته است. لزوم رعایت این تفکیک در مواد قانونی صرف نظر از موافقت بیشتر با اقوال فقهای امامیه، از آن جهت که نشان دهنده ی سیاست مداری اسلامی با مخالفان خود است، بسیار مهم ارزیابی می شود. اقدامی که در زمینه های آغازین آن در لایحه ی جدید قانون مجازات اسلامی مطرح شده که تصویب آن گامی به جلو در این راستا ارزیابی می شود[۸۶].
مبحث دوم: رکن مادی
رکن مادی این جرم فعل مثبت خارجی است و با ترک فعل تحقق نمی یابد اجزاء رکن مادی جرم محاربه را در سه گفتار شامل: رفتارمجرمانه، اهمیت وسیله و موضوع جرم و قصد مجرمانه و شروع به جرم در بزه محاربه را مورد بررسی قرار می دهیم.
گفتار نخست: رفتار مجرمانه
الف: لزوم فعل مثبت
با توجه به تعریف محاربه در ماده ۱۸۳ قانون مجازات اسلامی، رفتار محارب بایستی به صورت فعل مثبت مادی (عمل) صورت پذیرد. بنابراین ترک فعل و فعل مثبت معنوی (گفتار) و نیز معتقدات درتحقق محاربه موثرنیستند. زیرا همه مصادیقی که در روایات آمده است و تعاریفی که فقها از محاربه کرده اند حاکی از آن هستند که فعل مثبت مادی مورد نظر است.
خصیصه رفتار محارب آن است که باید علنی باشد. وسیله ارتکاب جرم در محاربه موضوعیت دارد و محدود به سلاح است. لذا محاربه به عنوان یکی ازجرایم مستوجب حد، دارای حدود و چارچوب خاصی است که در قانون نیز دقیقاً مشخص شده است و نمی توان خارج از مقصود قانونگذار مصادیق دیگری را به آن اضافه کرد. بنابراین چه در محاربه کاربرد سلاح را شرط بدانیم و چه مصادیق اسلحه را به عصا و سنگ و نظایر آن توسعه دهیم و چه اصولا در محاربه سلاح را شرط ندانیم و اعمال قهر و غلبه را کافی بدانیم، به هرحال برای تحقق محاربه، تجرید وتشهیر سلاح لازم است و یا علاوه بر آن مجهز شدن به سلاح و آماده نمودن آن و یا حمل هم کافی است که در هر حال همه آنها فعل مثبت مادی هستند[۸۷].
ب: لزوم توانایی ایجاد ترس
یکی از مباحثی که فقها در مورد آن بحث نموده اند و درقانون نیز به آن اشاره شده است. توان محارب درایجادرعب و وحشت است، به این معنی که هرگاه شخصی به قصد ترساندن مردم با گرفتن اموالشان سلاح بکشد ولی به واسطه ضعف خود یا نیرومندی طرف مقابل موفق به ایجاد ترس و ارعاب در خارج نشود، آیا مشمول حکم محارب خواهد شد؟
در این مورد نیز دونظر بین فقها وجود دارد[۸۸]. برخی ایجاد خوف و هراس را شرط می دانند و برخی آنرا شرط نمی دانند. تبصره ۱ ماده ۱۸۳ قانون مجازات اسلامی نظر اول را پذیرفته است و اشعار می دارد «کسی که روی مردم سلاح بکشد ولی در اثر ناتوانی موجب هراس هیچ فردی نشود، محارب نیست.» ناتوانی که باعث عدم هراس دیگران می شود ممکن است ناتوانی جسمی، روحی یا مهارتی باشد. دراین خصوص صاحب جواهر می گوید: «به هر صورت دراینکه آیا محارب شامل کسی می شود که به قصد ارعاب سلاح خود را برهنه کند ولی از ایجاد ترس ناتوان است یا خیر؟ تردید وجود دارد. براساس عمومات، حکم محارب در حق چنین کسی به واقع شبیه تر و نزدیک تر است. بنابراین او به جهت اینکه قصد ارعاب داشته مجازات می شود ولی با فرض ناتوانی از ایجاد هرگونه ارعابی نسبت به هیچ کس چه بسا گنجاندن چنین موردی در اطلاق آیه وروایات ممنوع باشد؛ به ویژه اینکه در کتاب «قواعد» داشتن شوکت و قدرت نیز شرط شده است در حالی که در فرض مذکور شوکت و قدرت قطعاً منفی است.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 143
  • 144
  • 145
  • 146
  • 147
  • 148
  • ...
  • 149
  • ...
  • 150
  • 151
  • 152
  • 153
  • 154

آخرین مطالب

  • فایل های پایان نامه در مورد ارائه ی ...
  • اثر تمرین تناوبی سرعتی و تمرین اکسنتریک بر آپوپتوزیس ...
  • فایل ها در مورد مقایسه ی نگرش به ازدواج ...
  • منابع تحقیقاتی برای پایان نامه  شناسایی و رتبه ...
  • پژوهش های پیشین در مورد جایگاه-عدالت-ترمیمی-در-قانون-آیین-دادرسی-کیفری- فایل ۱۹
  • پایان نامه درباره : عوامل موثر بر رضایت گردشگران چینی ...
  • طرح های پژوهشی انجام شده درباره : مسئولیت مدنی رسانه ...
  • مسوولیت مدنی ناشی از نقض حریم خصوصی- فایل ۴
  • تحقیقات انجام شده درباره بررسی اثر جاشیر ...
  • مطالب پایان نامه ها درباره  تحلیل پایداری شیروانی های ...
  • نگارش پایان نامه درباره مدل سازی ...
  • راهنمای نگارش پایان نامه درباره اولویت‎بندی تاثیر ابزارهای ...
  • پایان نامه با موضوع بررسی اثر جاشیر ...
  • نگارش پایان نامه در مورد  بررسی اثر جاشیر بر خصوصیات فیزیکوشیمیایی و ...
  • پژوهش های کارشناسی ارشد درباره نقش صنایع دستی در افزایش ...
  • آموزه های تربیتی ادعیه پیامبران در قرآن- فایل ...
  • مقالات و پایان نامه ها درباره روش های هوشمند ...
  • طرح های پژوهشی انجام شده در مورد شرح مشکلات دیوان ...
  • راهنمای نگارش مقاله در رابطه با مطالعه تطبیقی واژه مَلَک در ...
  • پایان نامه در رابطه با : بررسی رابطه بین تسهیم ...
  • منابع تحقیقاتی برای پایان نامه  شناسایی اجزای مدل کسب‌وکار الکترونیکی در ...
  • راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی با موضوع  مطالعه تطبیقی محاربه در حقوق کیفری ...

مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

 آموزش حمله سگ گارد
 سگ های عروسکی نادر دنیا
 کسب درآمد بازی سازی هوش مصنوعی
 راهکار بازاریابی درون‌گرا
 درآمدزایی طراحی لوگو هوش مصنوعی
 شرایط قانونی نگهداری سگ آپارتمانی
 ابراز احساسات بدون سرزنش
 کسب درآمد طراحی سایت
 پولسازی از مقالات آنلاین
 فرصت درآمدی بازی سازی هوش مصنوعی
 درآمدزایی دوره های آموزشی هوش مصنوعی
 کسب درآمد کتاب الکترونیکی
 نشانه های پایان رابطه پرتنش
 تحقیق کلمات کلیدی تکنیک
 نشانه های عشق واقعی
 خصوصیات سگ کاوالیر کینگ چارلز
 علل اسهال سگ از روی رنگ
 حافظه خرگوش و تقویت آن
 تغذیه بچه خرگوش های یتیم
 راهکارهای لینک سازی سایت
 ویژگی های گربه سیامی
 نشانه های غفلت عشق در مردان
 شکست طراحی قالب وردپرس
 خسارت عکس های استوک
 درآمدزایی طراحی سایت کسب‌وکارها
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان