مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
بررسی نظریه تباین ذاتی موجودات در ابن سینا و ...
ارسال شده در 11 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

عضدالدین ایجی
قاضی عضد الدین عبد الرحمن ایجی شیرازی.هم حکیم بوده و هم متکلم و هم اصولی.نظریات او در علم اصول و همچنین در برخی مسائل فلسفی و کلامی مطرح است.کتاب معروف او مواقف است که هر چند عنوان کلام دارد نه فلسفه،ولی می دانیم که بعد از دوره خواجه نصیر الدین طوسی و تالیف کتاب تجرید،کلام به نسبت زیادی به فلسفه نزدیک شد،یعنی هدفهای کلامی با معیارهای فلسفی نه با معیارهای کلامی توجیه می شد و بسیاری از مسائل الهیات بالمعنی الاعم و بالمعنی الاخص فلسفه در کتب کلامی طرح می شد،لهذا مواقف از این نظر جای شایسته ای دارد.این کتاب را میر سید شریف جرجانی شرح کرده و مکرر با متن چاپ شده است.قاضی عضد الدین شاگردانی تربیت کرده است از قبیل تفتازانی،شمس الدین کرمانی،سیف الدین ابهری.او در سال ۷۰۰ یا ۷۰۱ متولد شده و در سال ۷۵۶ یا ۷۶۰ درگذشته است. (وب سایت حوزه علمیه قم به نشانی hauzeh.net)
بهمنیار
ابوالحسن بهمنیار ابن مرزبان کاتب آذربایجانی از پیروان فلسفه معلم اول و از بزرگترین شاگردان ابوعلی سینا بوده که ۳۰ سال بعد از فوت آن حکیم دانشمند در سال ۴۵۸ رحلت فرموده است. و کتاب المباحثات ابن سینا در پاسخ به سوالات او نوشته شده است. از مشاهیر فلاسفه و حکما ابو العباس لوکری استاد خواجه نصیر طوسی از جمله شاگردان وی است.
افکار او در اساس و پایه با آراء استادش ابن سینا یکی است، اگر چه در اعتراض و سوالات خود سخنانی مخالف او بیان می کند.
تألیفات: التحصیل: در منطق و حکمت طبیعی و الهی، البهجه و السعاده، رساله فی موضوع العلم المعروف بما بعد الطبیعه، رساله فی مراتب الموجودات، کتاب المفارقات و النفوس، رساله ای در اثبات عقول فعاله (حلبی، ۱۳۸۱، ص ۳۴۸ و ۳۴۹)
ملا رجبعلی تبریزی
رجب‌علی تبریزی (درگذشت ۱۰۸۰ قمری/۱۰۴۸ خورشیدی) از مشاهیر شهر تبریز است که در قرن یازدهم هجری می‌زیسته‌است. وی در نزد شاه عباس دوم و شاه سلیمان صفوی جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده‌بود؛ به‌طوری که شاه عباس برای دیدار با رجب‌علی، خودش به خانهٔ وی می‌رفت و با او ملاقات می‌نمود.
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

رجب‌علی در مدرسهٔ شیخ لطف‌الله مشغول به تحصیل شد و به‌دلیل هوش و ذکاوت بالا، در طی چند سال مشهور گشت و مورد احترام همگان قرار گرفت. از شاگردان وی می‌توان به «امیر قوام‌الدین محمد اصفهانی»، «قاضی سعید قمی»، «محمدحسین سعید قمی»، «محمدرفیع پیرزاده»، «ملا محمد تنکابنی» و «ملا محمد شفیع اصفهانی» اشاره کرد.
آثار متعددی از رجب‌علی برجای مانده که «اثبات واجب»، «الاصول الاصفیه»، «المعارف الالهیه»، «دیوان واحد تبریزی»، «تفسیر آیهالکرسی» و «کتاب فی الحکمه» از مهم‌ترین آن‌ ها هستند.
رأی مشهور رجب‌علی تبریزی، اعتقاد او به اشتراک لفظی وجود است، به این معنا که واجب‌الوجود و ممکنات در اطلاق لفظ «وجود» بر آنها اشتراک لفظی دارند. وی قائل به اصالت ماهیت بوده است و ترکیب وجود و ماهیت را انضمامی می‌دانسته است. تبریزی حرکت در جوهر و وجود ذهنی و عینیت ذات و صفات خداوند را انکار کرده است.
تبریزی را از فیلسوفان بزرگ سده یازدهم هجری و نیز متکلم و فقیهی به‌شمار آورده‌اند که بیش از معاصران خود در فلسفه ژرف‌اندیشی کرده و بسیار متأثر از معتزله بوده است. طریق تفکر او با سنت اشراقی پیش از وی متفاوت بوده است و نیز مخالف ملاصدرا در مبحث اصالت و اشتراک معنوی وجود به‌شمار می‌آید. اندیشه‌های او حوزهٔ مستقلی را تشکیل داد که می‌توان از آن با عنوان «جریان» یا «مکتب» رجبعلی تبریزی یاد کرد.(آشتیانی، ۱۳۶۳ ش، ج۱، ص ۲۲۰ و وب سایت حوزه علمیه قم)
سعدالدین تفتازانی
سعد الدین مسعود بن عمر بن عبد الله تفتازانی،معروف به ملا سعد تفتازانی.شهرت بیشتر او به کلام و علوم بلاغت است،ولی مردی جامع بوده و از علوم عقلیه فلسفیه بی اطلاع نبوده است.متنی در منطق،بسیار مختصر و شیرین به نام تهذیب المنطق تالیف کرده که از زمان خودش تاکنون در حوزه های علمیه تدریس می شده و می شود.تفتازانی کتب زیاد تالیف کرده است.بعضی مدعی اند که تفتازانی بعد از خرابی دوره مغول با نیروی حسن بیان بار دیگر به قسمتی از معارف اسلامی جان داد.بعلاوه منظور ما از طبقات فلاسفه تنها کسانی نیستند که در فلسفه صاحب نظرند،مقصود همه کسانی است که حامل این فن بوده و واسطه انتقال از دوره ای به دوره دیگر بوده اند.تفتازانی لااقل در منطق این شان را داشته است.وی در سال ۷۱۲ یا ۷۲۲ در دهی در نزدیکی شهر نساء متولد شد و در سال ۷۹۱ یا ۷۹۲ یا۷۹۳ در سرخس درگذشت. بعضی گفته اند در سمرقند درگذشت و جنازه اش به سرخس منتقل شد.(آشتیانی، ۱۳۶۳ ش، ج۱، ص ۲۲۰ و وب سایت حوزه علمیه قم)
ملا محمد صالح حائری مازندرانی
در ۲۸ رجب سال (۱۲۹۸ هـ . ق) در شهر مقدس کربلای معلا در خانه پاک و بی آلایش فقیهی اندیشمند دیده به جهان گشود. علامه حائری از خاندان اهل علم و دانش و تقوا و معرفت برخاسته است. جد اعلای ایشان مرحوم آیه الله آقا شیخ معین الدین قاسمی علامه مازندرانی از فقیهان معروف عصر خود و از دست پروردگان علامه مجلسی بوده است. جد دیگرش فقیه فرزانه آیه الله محمد حسن قاسمی بارفروشی ـ رحمه الله ـ است.
علامه حائری برادری با فرهنگ و فرهیخته به نام آیه الله شیخ علی علامه (متوفای ۱۳۹۲ هـ . ق) (صاحب کتاب حجه البالغه) داشت که سال ها از محضر او کسب فیض کرد. محمد صالح از همان آغاز کودکی به فراگیری دانش رغبت فراوان داشت و دارای نبوغ فکری و حافظه ای نیرومند بود. علم اندوزی را در کربلا نزد برادران خود به نام های مولا علی معروف به «سیبویه» و مولا عباس معروف به «اخفش» آغاز نمود.
او پس از این آموزش ها به تألیف «رساله غساله» پرداخت و کتاب هایی که خوانده بود، تدریس کرد. آخوند ملا محمد کاظم خراسانی، صاحب کفایه الاصول (متوفای ۱۳۲۹ هـ . ق) در ماه رجب سال (۱۳۱۲ هـ . ق) به قصد زیارت وارد کربلا شد. وی روزها در صحن مطهر سید الشهدا ـ علیه السلام ـ مبحث غساله را تدریس می کرد. شیخ محمد صالح فرصت را مغتنم شمرد و رساله غساله، و کلی طبیعی و تجری را که تألیف کرده بود، به مرحوم آخوند عرضه کرد. مرحوم آخوند پس از مطالعه تألیفات شیخ محمد صالح، به استعداد فوق العاده و نبوغ وی پی برد و در بازگشت به نجف؛ این جوان نابغه را نیز با خود برد. بدینسان شیخ محمد صالح به حلقه درس آخوند خراسانی وارد شد.
در حوزه نجف، علاوه بر درس آخوند، از دانشمندانی چون فقیه بزرگوار حاج میرزا حسین، حاج میرزا خلیل تهرانی ـ رحمه الله علیه ـ و از حکیم توانا مرحوم ملا اسماعیل بروجردی علوم عقلی را استفاده کرد و با دانش های گوناگون آشنا شد و هنوز به بیست سالگی نرسیده بود که به درجه رفیع اجتهاد نائل آمد. متأسفانه زمانی که حوزه نجف می بایست از مقام علمی او بهره برداری کند مصادف با بیماری چشم او شد. سرانجام پس از یک سده پژوهش، تألیف، تدریس، عبادت و پارسایی در ۲۱ دیماه ۱۳۵۰ برابر با ۲۳ دی قعده ۱۳۹۱ هـ . ق، در سن ۹۳ سالگی به لقاء الله پیوست.(مازندرانی، ۱۳۳۵ ش، ص ۲۰ تا ۲۵ و وب سایت حوزه علمیه قم)
فخر رازی
امام فخر الدین محمد بن عمر رازی، معروف به فخر رازی (۶۰۶-۵۴۴ ق) از جمله حکمای نادر مشرق زمین است که در مباحث فلسفی و کلامی سعی در استقلال رأی و آزادی از تقلید داشته است.
اگر چه فخر رازی از حکمای متقدم افلاطون و ارسطو را بیشتر در نظر داشته است اما در واقع بیشتر بر آراء فارابی و ابن سینا اعتراض کرده است، چنانچه خواجه نصیر الدین طوسی در مقدمه ی شرح اشارات و تنبیهات ابن سینا گفته است اگر چه او(فخر رازی) در تفسیر مشکلات و غوامض آن بهترین کوشش را کرده است و در این معنی به نهایت استقضا رسیده است اما در رد بر صاحب آن یعنی ابن سینا زیاده روی کرده است و در نقض آراء او پای از حد اعتدال فراتر نهاده است و از این روی کوششهای او جز ذم و قدح ابن سینا بار نیاورده است، تا آنجا که بعضی از ظریفان شرح او را «جرح» نام نهادند. (زریاب خویی ۱۳۶۵، ص۸۶).
ملا هادی سبزواری
حاج ملا هادی سبزواری. بعد از ملا صدرا مشهورترین حکمای الهی سه چهار قرن اخیر است.حاجی سبزواری در سال ۱۲۱۲ در سبزوار متولد شد.هفت ساله بود که پدرش مرد.در ده سالگی برای تحصیل به مشهد مقدس رفت و ده سال اقامت کرد.شهرت حکمای اصفهان او را به اصفهان کشانید.در حدود هفت سال از محضر ملا اسماعیل در بکوشکی اصفهانی استفاده کرد و ضمنا در همان وقت دو سه سالی اواخر دوره حکیم نوری را درک کرد.سپس به مشهد مراجعت کرد و چند سالی در مشهد به تدریس پرداخت.آنگاه عازم بیت الله شد.در مراجعت اجبارا دو سه سالی در کرمان اقامت کرد.در مدت اقامت کرمان برای این که نفس خود را تربیت کند و ریاضت دهد،سعی کرد ناشناخته بماند و در همه مدت به کمک خادم مدرسه به خدمت طلاب قیام می کرد.بعد دختر همان خادم را به زنی گرفت و رهسپار سبزوار شد.قریب چهل سال بدون آنکه حتی یک نوبت از آن شهر خارج شود در آن شهر توقف کرد و به کار مطالعه و تحقیق و تدریس و تالیف و عبادت و ریاضت نفس و تربیت شاگردان پرداخت تا عمرش به پایان رسید.
از نظر تشکیل حوزه گرم فلسفی و جذب شاگرد از اطراف و اکناف و تربیت آنها و پراکندن آنها در بلاد مختلف،بعد از حکیم نوری کسی به پایه حکیم سبزواری نمی رسد.صیت شهرتش در همه ایران و قسمتهای خارج ایران پیچید.طالبان حکمت از هر سو به محضرش می شتافتند.شهر متروک سبزوار از پرتو وجود این حکیم عالیقدر قبله جویندگان حکمت الهی گشت و مرکز یک حوزه علمی شد.
حکیم سبزواری فوق العاده خوش بیان و خوش تقریر بود،با شور و جذبه تدریس می کرد.او گذشته از مقامات علمی و حکمی،از ذوق عرفانی سرشاری برخوردار بود.بعلاوه،مردی با انضباط،اهل مراقبه،متعبد،متشرع و بالاخره سالک الی الله بود.مجموع اینها سبب شده بود که شاگردان او به او تا سرحد عشق ارادت بورزند.از نظر جاذبه استاد و شاگردی،حکیم سبزواری بی مانند است.بعضی از شاگردان او بعد از او با اینکه چهل سال از او فاصله گرفته بودند،باز هم هنگام یاد آوری او به هیجان می آمدند و اشک می ریختند.(سبزواری، ۱۳۶۰ ش، ص ۶۵ تا ۷۰ با مقدمه آشتیانی)
ابو اسحاق شیرازی
امام ابراهیم بن علی بن یوسف بن عبدالله فیروز آبادی شیرازی (۴۷۶ – ۳۹۳ق) در یکی از شهرهای فارس بنام جور بدنیا آمد و سپس به شیراز رفت. در مکتب شیخ ابن اعبدالله بیضاوی و ابی احمد بن عبد الوهاب ابن رامین در شیراز و نیز زیر نظر الخرزی درس آموخت.
درباره مذهب او معروف است که در اصول و فروع دین میان مذهب اشعری و شافعی جمع کرده است. و در اصول تابع استوار ابوالحسن اشعری است. از تألیفات مهم وی می توان به موارد زیر اشاره کرد: التبصره فی الصول الفقه، تلخیص علل الفقه، التنبیه فی فروع الشریعه، الحدود، الطب الروحانی، عقیده السلف، کتاب القیاس و . . . (شیرازی، ۱۴۲۵ق، ص ۳۶۳ و ۳۶۸)
غزالی
ابوحامد محمد بن محمد الطوسی (غزالی) (۴۰۵ تا ۵۰۵ هـ ق)
او پس از یک دوره صوفی گری، در خلال پژوهش به هدف کسب یقین سعی کرده در فلسفه به مطالعه ای تمام عیار دست بزند امام الحرمین جوینی استادش در این عرصه الهام بخش او بود. آثار نوافلا طونی عربی فارابی و ابن سینا در کانون مطالعات او قرار داشتند. نشان دادن ابعاد مختلف مغایرت این آموزه ها با اسلام سنی، هدف نهایی او بود. او در این راستا کتابی در نقد بر این آموزه ها تحت عنوان تهافت الفلاسفه (تناقض گویی فیلسوفان) نوشت. (دلیرپور و وات، ۱۳۸۵، ص ۱۲۳)
ملاعبد الرزاق لاهیجی
متوفی ۱۰۷۲ هـ ق شاگرد ملاصدرا بوده و مهم ترین آثار وی عبارتند از: مشارق الالهام فی شرح تجرید الکلام ، شرح هیاکل النور، رساله فی حدوث العالم، حاشیه ی بر حاشیه خفری بر الهیات شرح تجرید، تعلیقه بر شرح اشارات، الکلمات الطیبه (حلبی، ۱۳۸۱، ص ۶۷۴ و ۶۷۵)
حمید مفتی
ابو علی محمد ابن افضل بن محمد مشهور به حمید مفتی، در قرن ۸ و ۹ می زیسته و احتمالاً از علمای صاحب فتوای زمانه خود بوده است. وی به مبانی نظری امام فخر رازی گرایش داشته است و آراء او بیشتر با مبانی کلام اشعری منطبق می باشد. و البته گاهی در آثارش آرای فخر رازی را ابطال می کند و اندیشه های فخر رازی را به کنار می نهد. (مفتی، ۱۳۷۴، ش ، ص ۱۴)
فصل دوم:
نظریه تباین ذاتی موجودات در فلسفه ابن سینا و برخی حکمای مشاء
مقدمه
از جمله درخشان ترین مباحث فلسفه ی اسلامی که گامی اساسی در راستای پرورش اندیشه محسوب می شود، مباحث وجود شناسی است. بسیاری از فلاسفه ی مسلمان از جمله صدرالمتألهین شیرازی، فلسفه ی ابوعلی سینا را فلسفه ای وجودی دانسته اند؛ اگر چه«وجود» با اطلاق «حقیقت عینیه» – آنطور که در فلسفه ی صدرایی مورد توجه است – در فلسفه ی سینوی مطرح نیست و ابن سینا در سایه ی تحلیل «موجود» به«وجود» می پردازد و حتی موضوع علم «ما بعد الطبیعه» را هم «موجود» معرفی می کند.
دراین فصل درصدد آن هستیم تا پس از طرح مباحث «وجود» و «موجود» از نظر ابن سینا به این امر مهم بپردازیم که آیا شیخ الرئیس قائل به تباین ذاتی بین موجودات بوده است؟ و آیا وی قول به اشتراک لفظی را پذیرفته است یاخیر؟ در صورتی که وی قائل به تباین و اشتراک لفظی باشد، می بایست نتایج و لوازم آن در سراسر فلسفه اش به چشم بخورد، در ضمن ما دراین فصل می خواهیم بررسی کنیم که آیا با توجه به ساختار فکری ابن سینا قول به تباین و اشتراک لفظی از ناحیه ی وی ممکن است یا خیر؟ لذا ناچاریم تا به بررسی مسائل مربوط به «وجود» و «موجود» و برخی احکام و ویژگی های آن ها بپردازیم . چرا که این بررسی برای پاسخ دادن به این سوال که آیا مشائین و در رأس آن ها ابن سینا موجودات را وجودات عینی متباین می داند یا خیر، ضروری است. هم چنین پس از پاسخ به سوال اول، سوال دیگری مطرح است که اگر ابن سینا قائل به قول مذکور نیست، پس چه کسانی از حکمای مشاء چنین قولی را باور دارند وچرا؟ و به عبارت دیگر منشأ استناد این قول از طرف مرحوم سبزواری به مشاء چه کسی یا کسانی بوده اند؟. [۲]
به دنبال مطالب قبلی، دراین فصل برای شفاف تر شدن نظر ابن سینا به تبیین اجمالی نظر برخی از حکمای دیگر نیز می پردازیم.
۲-۱ نظریه ی تباین ذاتی موجودات در فلسفه ی ابن سینا
۲-۱-۱ «موجود» از لحاظ« موجودیت» موضوع فلسفه ی اولی
آن چه جهان خارج، عین و یا واقعیت را ساخته است، «موجود» می باشد و ابن سینا نیز همین موجود را با ملاحظه ی موجودیت موضوع فلسفه ی خود قرار داده است. یعنی «مطلق موجود» که البته با «موجود مطلق» متفاوت است؛ موجود بدون هیچ قیدی حتّی قید اطلاق. مطلق موجود اعم از «موجود مطلق» و «موجود مقید» است.
انتخاب واژه ی «موجود» به جای «وجود» این فایده را دارد که قول کسانی راهم که قائل به اصالت ماهیت اند، شامل می شود.
ابن سینا صریحا می گوید:« موضوع علم ما بعد الطبیعه «موجود بماهو موجود» است و مطالب آن اموری است که به موجود از لحاظ موجودیت و بدون هیچ شرطی ملحق می شود» (ابن سینا، ۱۳۷۱هـ ش، ص ۲۷۸.)
همچنین در «الهایت شفا» در مواردی بیان می کند که واجب است موضوع نخستین موجود از لحاظ موجودیت باشد و مسائل آن نیز اموری اند که بدون شرط بر آن عارض می شوند.[۳] (همو ۱۴۰۴ هـ ق، ص ۹ و ص۱۹)
به علاوه درمورد مسائل آن اینطور می گوید: «موجود» از حیث « موجودیت» موضوع علم الهی است ولازمه ی بحث از وجود بحث از علل نهایی آن و علت العلل و مبدأ المبادی و مجردات می باشد. پس موضوع فلسفه اشرف موضوعات است و خود آن نیز اشرف علوم است و همه ی علوم تکیه به آن دارند و یقینی بودن و قوتشان را از آن می گیرند.[۴] (همان، ص ۱۰)
آن طور که دیدیم «وجود» موضوع فلسفه ی ابن سینا نیست، بلکه وی در سایه ی نگاه درجه اولّی به «موجود» است که به «وجود» چشم دارد و همان گونه که می دانیم چنین نگاهی با نگاه درجه اوّلی صدرالمتألهین به «وجود» متفاوت است؛ ابن سینا در تحلیل «موجود» است که به «وجود» می پردازد و مانند ملاصدرا تاکیدها و تصریحات زیادی بر اصالت و عینیت و تحقق وجود با وصف حقیقت عینیه در خارج ندارد. البته صدرالمتألهین چندان قائل به این تفاوت نیست. و در مواردی از جمله تفاوت در مراتب وجود ابن سینا را با خود هم نظر می داند. (ملاصدرا، ۱۳۶۰ ش، ص ۷)
توجه ابن سینا به واقعیت خارجی در مورد موضوع فلسفه و اهمیت دادن به آن در مباحث خود می تواند یک ویژگی مهم فلسفه ی ابن سینا محسوب شود که به احتمال زیاد در مورد برخی ابهامات در فلسفه ی وی از جمله بحث «اصالت وجود» یا «اصالت ماهیت» را هگشا باشد.
۲-۱-۲ مفاهیم مترادف و متفاوت با «موجود»

نظر دهید »
تحقیقات انجام شده درباره مفهوم اعراض- فایل ۵
ارسال شده در 11 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

عمده ترین دلیل وجود اختلاف نظرات ، در زمینه امکان تشریط در ایقاع را می توان سکوت قانون گذار و نص قانون در این زمینه دانست که خود سبب استدلالات متفاوت در زمینه قبول یا رد این امر گشته است. استدلالات معتقدین به عدم امکان تشریط در ایقاعات در بند گذشته بررسی گشت ، که با توجه به موارد یافت شده عمده ترین دلیل ایشان را می توان دلایل فقها و اجماع آنان دانست و این گونه نتیجه گیری نمود که ایشان تنها زمانی این امکان را موجه تلقی می کنند که شرط همزمان و همراه با ایقاع صورت گیرد.
در حالی که اگر ایقاع را پس از انشاء موقع واقع شده تلقی کنیم ، از آن جا که ایقاع مستقلاً محقق گشته ،انضمام بعدی شرط به آن به عنوان شرط ضمن ایقاع امکان نخواهد داشت.
در مقابل اگر قبل از قبول طرف ایقاع کننده ، ایقاع را محقق ندانیم و پیدایش حقوقی آن را موکول به قبول مدیون سازیم، ناگزیر باید این حقیقت را قبول داشت که ایقاع ماهیت خود را از دست داده و تبدیل به عقد گشته است.[۷۳]
دسته ای دیگر از حقوق دانان ما تشریط در ایقاع را به نوعی قابل قبول می دانند. و بدین جهت و برای توجیه قابل قبول بودن این تشریط شروط ضمن ایقاع را به دو نوع تقسیم نموده اند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

    1. شروط تابع
    1. شروط التزام اضافی

شروط تابع؛آن دسته از شروط که تنها مفاد متعارف ایقاع را تغییر می دهد و اثر دیگری ندارد، را شروط تابع می نامند، مانند شرط اجل یا شرط تعلیق . از آن جا که اراده که خود نهادی را واقع می سازد ، اختیار تعیین و تنظیم آثار آن را دارد. بنابراین می توان چنین شروطی را معتبر دانست.همانند آن که موصی در ضمن وصیت خود اختیار و چگونگی اجرای وظایف را بر عهده بگیرد، یا طرفین قرار داد می توانند شرطی را که به سود ثالث می باشد موجل یا معلق سازد، بدیهی است که این شروط مسلماً معتبر خواهند بود.[۷۴]
شروط التزام اضافی؛هر گاه موقع در زمان انشاء ایقاع، الزامی را برای خود یا طرف دیگر قرار دهد شروط التزام اضافی واقع شده است ، که ایقاعی است همراه با پیشنهاد یا ایجاب وقوع شرط.[۷۵] در این شروط که در ضمن ایقاع می آیند ، ایقاع ماهیت اصلی خود را از دست نمی دهد و به عقد تبدیل نمی گردد .بدین گونه ایقاع و شرط تابع و متبوع یکدیگر خواهند بود. مانند طلاق خلع که ایقاعی است که سبب جدایی زن و شوهر و انحلال ازدواج می گردد و قرار دادی است که سبب تملک فدیه به شوهر در برابر اسقاط حق رجوع شوهر است.[۷۶]
برخی دیگر از نویسندگان ما در ابراء که یکی از مصادیق ایقاع است بیان می دارند که امکان درج شرط عوض در آن ممکن است ، و از این جهت شرط احتیاج به قبول پیدا می کند اما ابراء حقیقت حقوقی خود را از دست نمی دهد و اسقاط حق با ابراء معوض امکان پذیر خواهد گشت.
اما هرگاه عوض مستقیماً در مقابل ابراء قرار گیرد تبدیل تعهد می باشد و ابراء نیست. بنابراین در مواردی که شرط مستقیماً در مقابل ایقاع قرار نگیرد امکان درج آن وجود دارد.
در خصوص امکان درج شرط خیار در ایقاعات عده ای به طور صریح امکان درج این شرط را امکان پذیر نمی دانند وبر این نظرند که با توجه به قوانین و مقررات قانون مدنی در موارد مربوط به ایقاعات و نیز قوانین مربوط به خیارات چنین استنباط می شود که شرط خیار اختصاص به عقود و قراردادها دارد و وجود آن در ایقاعات تحقق نا پذیر است.[۷۷]
در مقابل دکتر کاتوزیان بیان می دارند ، از نظر رعایت قواعد ، تعارضی بین شرط خیار و طبیعت ایقاع وجود ندارد و می توان تصور کرد که طلبکار در ابراء مدیون، برای خود شرط خیار قرار می دهد . و سپس به بیان ایرادات فقها که قبلاً به آن اشاره شد پرداخته اند و در پایان ایشان این گونه نتیجه می گیرند که پذیرفته نشدن شرط خیار در ایقاع از جهت رعایت قواعد عمومی ، قوی تر به نظر می رسد و با توجه به مواد قانون مدنی ، نمونه ای از شرط خیار در ایقاع لازم دیده نشده است تا اذن قانون گذار از آن استنباط گردد. پس باید پذیرفت ایقاع خیاری نیاز به اذن ویژه قانون دارد.[۷۸]
یکی دیگر از دلایل عدم وجود درج شرط خیار در ایقاعات این است که ایقاعات قابل اقاله نمی باشد و در میان عقود تنها قرار دادهایی امکان اقاله برایشان وجود دارد که قابل فسخ می باشند و در مواردی که اقاله امکان پذیر نباشد اصولاً می توان گفت خیار شرط نیز در آن ها وجود ندارد.
گاهی عدم نفوذ اقاله در ایقاع چنان بدیهی است که اکثر نویسندگان از تصریح به آن گذشته اند.[۷۹]
از مجموع نظرات فقها و حقوق دانان به نظر می رسد ، اندراج شرط در ایقاعات امکان پذیر است واز این جهت هیچ تعارضی میان شرط و طبیعت ایقاع به صورت کلی وجود ندارد و در موارد بسیاری می توان تصور نمود که ایقاع کننده شرطی را در ضمن ایقاع و با توجه به تناسب داشتن با آن قرار می دهد. البته ایراداتی که مخالفان این موضوع بیان نموده اند قابل تامل و در برخی موارد بسیار قوی به نظر می رسد، اما اولاً با در نظر گرفتن قواعد عمومی هیچ تعارضی بین شرط و ایقاع وجود ندارد و منطقاً می توان تصور نمود که در ضمن ایقاعات شرط قرار گرفته شده باشد و ایقاع به صورت مشروط محقق گردد.
ثا
نیاً در خصوص اختلاف زمانی به هر حال پذیرفتن این موضوع که امکان درج شرط در ایقاع وجود دارد ، که بین شرط و ایقاع وجود دارد می توان این گونه بیان داشت که اختلاف زمانی باعث خروج موضوع نمی گردد و شرط در ضمن ایقاع عقلاً صحیح خواهد بود و عرفاً یک ماهیت حقوقی اصلی همراه با یک توافق تبعی صورت گرفته شده است که همان ایقاع مشروط است و ایقاع مشروط را می توان این گونه تعریف نمود ” اراده ایقاع کننده بعلاوه ایجاب و قبول مشروط له و مشروط علیه در ضمن آن “
پس شرط در ضمن ایقاعات امکان پذیر است ، به نظر می رسد نظر موافقین شرط در ضمن ایقاع را صحیح می دانند محکم تر و قوی تر از مخالفین است و ایقاعات قابلیت شرط در ضمن خود را همانند عقود ، البته نه به گستردگی آن، دارا می باشند.
ولی باید هر یک از این شروط در ضمن ایقاعات به طور جداگانه بررسی شوند .چه بسا که شرط در ایقاعی امکان پذیر است و اما در ایقاعی دیگر امکان پذیر نیست.همانند عقود که ممکن است شرطی در آن ها امکان پذیر باشد ولی در عقد دیگر خیر.
لذا در ادامه تشریط در ایقاعات مصادیقی از آن ،از جمله طلاق ، وصیت، ابراء به صورت تفصیل مورد بحث قرار می گیرد.
بخش دوم: تشریط در طلاق
پس از بیان مفاهیم کلی و آشنایی با موضوعات تخصصی بحث، اکنون به بررسی امکان تشریط در طلاق می پردازیم. در واقع سوال اساسی در این قسمت این است که، طلاق که از جمله ایقاعات مشهور قانون مدنی است، آیا می تواند مشروط باشد، در صورت مثبت بودن پاسخ چگونگی اعمال آن و محدودیتهای موجود چیست؟ آیا همانگونه که عقود به طور کلی امکان پذیرش شرط را دارند، در طلاق بعنوان احد از انواع ایقاع نیز امکان اندراج شرط وجود دارد؟
فصل اول این بخش را به تعریف و اقسام طلاق، در فصل دوم به ماهیت طلاق و در فصل سوم به امکان تشریط در انواع طلاق خواهیم پرداخت.
فصل اول: تعریف و اقسام طلاق و آثار و ماهیت آن
در این فصل به مفاهیم طلاق، رجوع و اقسام طلاق خواهیم پرداخت. طلاق بعنوان یکی از انواع ایقاعات که در ضمن عقد نکاح مطرح می شود دارای احکام و آثار خاص و ویژه ای است که پرداختن به آنها ضرورت دارد و به دقیق شدن مباحث کمک می کند. در انتها شرط ضمن طلاق و اثار شروط در ضمن آن بررسی خواهیم کرد.
مبحث اول: مفهوم طلاق و رجوع
بند اول: مفهوم طلاق
طلاق در زبان عرب از ریشه کلمه ( طلق) می باشد که به معانی مختلفی از جمله رهایی، آزاد کردن ، ترک کردن ، گشودن گره، … آمده است و در اصطلاح فقهی صاحب جواهر طلاق را ” ازاله قید النکاح صیغه طالق و شبهه هما”[۸۰] به معنی زایل نمودن قید و پیوند نکاح با صیغه طلاق یا شبیه آن ها می داند. برخی حقوق دانان وجود صیغه طالق یا صیغه مخصوص را در تعریف طلاق به آن دلیل می دانند که تعریف فوق از تعریف فسخ نکاح خارج شود.[۸۱]
با بررسی نص قانون می توان دریافت که قانون گذار از تعریف طلاق خودداری نموده است و تنها به بیان شرایط طلاق پرداخته است. برخی حقوق دانان طلاق را این گونه تعریف نموده اند ” طلاق عبارت از انحلال نکاح دائم با شرایط و تشریفات خاص از جانب مرد یا نماینده او.”[۸۲]
برخی دیگر از نویسندگان حقوقی طلاق را این گونه تعریف نموده اند ” طلاق ایقاعی تشریفاتی است که به موجب آن شوهر ، به اذن یا حکم دادگاه همسر دائمی خود را رها می سازد.”[۸۳]
به هر حال با توجه تعاریف حقوق دانان و موارد مربوط به طلاق به صراحت مبرهن است که طلاق عملی است تشریفاتی که باید حتماً تشریفات آن انجام شود، عدم رعایت تشریفات باعث بطلان طلاق می گردد. همان گونه که ماده ۱۱۳۴ قانون مدنی در بیان همین شرایط می گوید ” طلاق باید به صیغه طلاق و در حضور لااقل دو نفر مرد عادل که طلاق را بشنوند واقع گردد.”
تشریفات دیگر طلاق این است که طهر غیر مواقع باشد که در ماده ۱۱۴۰ قانون مدنی به آن تصریح شده است ” طلاق زن در مدت عادت زنانگی یا در حال نفاس صحیح نیست …” ملاحظه می گردد رعایت شرایط فوق باعث وقوع طلاق می شود و در صورت عدم رعایت آن طلاق صورت گرفته باطل است.
همان طور که در تعاریف فوق بیان شد طلاق مخصوص عقد دائم است و درنکاح موقت نمی توان زن را طلاق داد.
نکته حائز اهمیت این است که قید ( اذن یا حکم دادگاه) در برخی از تعاریف نویسندگان حقوقی وجود دارد، صحیح نمی باشد. زیرا ضمانت اجرای عدم تحصیل حکم یا اذن دادگاه، توسط شوهر و با رعایت احکام شرعی و قانون مدنی نمی تواند موجب بطلان طلاق باشد و دارای هیچ گونه ضمانت اجرای مدنی نیست و تنها مسئولیت کیفری برای شوهر در پی خواهد داشت.[۸۴] پس نمی توان تحصیل اذن را جزء تعریف طلاق دانست و تعریف نخست که آن را انحلال عقد نکاح دائم با رعایت تشریفات خاص به وسیله شوهر یا نماینده او می داند صحیح و مطابق اصول حقوقی می باشد و بیشتر مقبول می باشد.
بند دوم : مفهوم رجوع
رجوع در لغت به معنی باز گشتن ، باز آمدن آمده است .[۸۵] در اصطلاح حقوقی و فقهی رجوع به معنی برگرداندن زن مطلقه در زمان عده اش به نکاح سابق است.[۸۶] پس زوج می تواند پس از طلاق رجعی در دوران عده بدون
آن که لازم به نکاح جدید باشد به زن رجوع کند و رابطه زوجیت قبلی که با طلاق منحل گردیده دوباره مستمر گردد.
بر اعتقاد بسیاری از حقوق دانان رجوع یکی از اعمال حقوقی و از نوع ایقاع است[۸۷]، همانند رجوع در فدیه در طلاق خلع و مبارات که آن هم از نوع ایقاعات است.
رجوع به هر طریقی امکان پذیر است و از اعمال رضایی است. همان طور که قانون مدنی در ماده ۱۱۴۹ بیان داشته ” رجوع در طلاق به هر لفظ و فعلی حاصل می شود که دلالت بر رجوع کند . مشروط بر این که مقرون به قصد رجوع باشد.”
رجوع ممکن است لفظی باشد مانند این که ( رجوع کردم) ، که این لفظ بنابر فتوای فقها عربی بودنش لازم نمی باشد.[۸۸] و یا رجوع می تواند فعلی باشد مانند این که زوج با فعل رجوع را اعلام می دارد. همانند بوسیدن و لمس کردن یا برداشتن روسری.
قانون گذار جمله ( مقرون به قصد رجوع باشد) را مورد توجه قرار داده و رجوعی را که قصد نتیجه نداشته باشد نپذیرفته ، که به نظر بر خلاف نظر برخی فقها که قصد نتیجه را لازم نمی دانند[۸۹] ، می باشد و در مقابل نظر این فقها، قانون گذار قصد نتیجه را لازم دانسته .
بنابراین هر گاه در رجوع ، زوج به اشتباه رجوع نماید مانند این که زوجه دیگر او باشد، یا این که زوج قصد فعل آن عمل را نداشته باشد و در حالت خواب یا مستی اقدام به این عمل نماید ، رجوع محسوب نمی گردد و بر طبق نظر فقها هر گاه زوج در دعوی زن به طلاق رجعی ، منکر طلاق گردد، حتی اگر دروغش آشکار گردد این انکار را رجوع محسوب می کنند.[۹۰]
نکته آخر این که امکان توکیل در رجوع وجود دارد زیرا از اعمالی نیست که مباشرت شخص شرط شده باشد ، پس در صورت توکیل در رجوع و اقدام وکیل به رجوع چنین رجوعی صحیح است.[۹۱]
مبحث دوم : اقسام طلاق
برخی فقها طلاق را به چهار قسم تقسیم کرده اند که عبارت است از طلاق حرام، طلاق مکروه و واجب و سنت .[۹۲] اما در مقابل اکثر غریب به اتفاق فقها طلاق را به دو نوع طلاق بدعی یا حرام و طلاق سنت تقسیم نموده اند.[۹۳]
قانون گذار در قانون مدنی ایران تنها طلاق های صحیح را تقسیم نموده است که عبارت است از طلاق بائن و طلاق رجعی ( ماده ۱۱۴۳) اما به نظرمی رسد تقسیم بندی فقهی کامل تر باشد ، لذا با توجه به تقسیم بندی فقها به بررسی هر یک از اقسام طلاق می پردازیم.
بند اول: طلاق بدعی
طلاق بدعی طلاقی است که بدون رعایت شرایط و احکام شرعی طلاق، صورت گرفته باشد لذا چنین طلاق هایی از نظر فقها باطل و بلا اثر خواهد بود از نظر فقها طلاق های بدعی به سه نوع تقسیم می شوند :[۹۴]

    1. طلاق زنی که در عادت یا نفاس است مگر در شرایط قانونی و شرعی:

این حکم در ماده ۱۱۴۰ قانون مدنی آمده است و در آن مقرر گردیده است ” طلاق زن در مدت عادت زنانگی یا در حال نفاس صحیح نیست مگر این که زن حامل باشد یا طلاق قبل از نزدیکی با زن واقع شود یا شوهر غایب باشد به طوری که اطلاع از عادت زنانگی زن نتواند حاصل کند.” با استناد به این ماده قانون مدنی طلاق در مدت عادت زنانگی و نفاس مگر با مجوز شرعی باطل است.

    1. طلاقی که در طهر که در آن با زن نزدیکی کرده است:

طلاق زن در موقعی که در طهر است و با وی نزدیکی شده صحیح نمی باشد، مگر این که زن یائسه یا حامل باشد ( ماده ۱۱۴۱ قانون مدنی ) که اصطلاحا به آن طهر مواقعه می گویند و از شرایط صحت طلاق می باشد. طلاق هایی که در طهر واقع شوند باطل و بلا اثر خواهند بود. در خصوص زنانی که در سنی قرار دارند که با وجود اقتضای سنشان عادت زنانگی نمی بیند باید سه ماه از آخرین نزدیکی آن ها گذشته باشد، که اصطلاحا به آن طلاق مسترابه می گویند ، و در غیر این صورت طلاق فوق نیز باطل است. ( ماده ۱۱۴۲ قانون مدنی )

  1. سه طلاقه:
نظر دهید »
تحقیقات انجام شده با موضوع پارامتر چگالی تراز هسته ای ...
ارسال شده در 11 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

(۳-۲۷)
دراین معادله  مربوط به یک ذره و  مربوط به ذره دیگر است.
برهم­کنش زوجیتی در هسته باعث ایجاد یک شکاف آشکار در طیف انرژی سیستم در نزدیکی حالت پایه می­ شود. جمله دوم معادله (۳-۲۷) یک جمله آشنا در فیزیک حالت جامد است. این جمله مشابه جمله هامیلتونی زوج الکترون­ها یا به عبارت دیگر جفت کوپر در پدیده ابررسانایی است ]۲۹[.
۳-۵ محاسبه ویژه مقادیر هامیلتونی
در این بخش ما می­خواهیم هامیلتونی معادله (۳-۲۷) را حل کنیم و ویژه مقادیر آن را محاسبه کنیم. برای این کار ما ایده­های اصلی نظریه ابررسانایی را حفظ می­کنیم. اما برای ساده­سازی محاسبات ریاضی فرض می­کنیم که برهم­کنش زوجیتی بسته به اینکه اعداد کوانتومی  و  متعلق به زیر مجموعه اعداد کوانتومی مجموعه  باشند یا نه، دارای مقادیر  یا صفر هستند.  را قدرت برهم­کنش می­نامیم. به عنوان مثال در پدیده ابررسانایی برهم­کنش جفت الکترون­ها (جفت کوپر) تنها برای الکترون­های نزدیک به انرژی فرمی موثر است ]۲۹[. بدین ترتیب هامیلتونی معادله (۳-۲۷) به صورت زیر نوشته می­ شود:
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

(۳-۲۸)
در ادامه ما می­خواهیم تعداد ذرات ، چگالی تراز و سایر کمیات ترمودینامیکی را محاسبه نماییم برای این منظور باید وابستگی هامیلتونی به تعداد ذرات را در نظر بگیریم. بدین ترتیب برای حل معادله (۳-۲۸) بهتر است هامیلتونی جدیدی به فرم زیر در نظر بگیریم:
(۳-۲۹)
در معادله (۳-۲۹)  ضریب لاگرانژ است که آن را در پایان تعیین می­کنیم.  نیز تعداد ذرات است که فرم عملگری آن به صورت زیر است:
(۳-۳۰)
بدین ترتیب هامیلتونی (۳-۲۸) به فرم زیر در می ­آید:
(۳-۳۱)
مطابق آنچه در نظریه­ های چند ذره­ای متداول است اکنون هامیلتونی (۳-۳۱) را بر اساس سری جدیدی از عملگرهای خلق ونابودی بازنویسی می­کنیم. بدین ترتیب این هامیلتونی از فرم هامیلتونی ذرات برهم­کنش­کننده به فرم شبه ذرات بدون برهم­کنش تغییر می­ کند. پس ما برای  و  عملگرهای خلق ونابودی را به صورت زیر تعریف می­کنیم ]۳۷-۳۹[.
(۳-۳۲)
در معادله (۳-۳۲)  و  اعداد حقیقی هستند.
با بهره گرفتن از معادله(۳-۱۱) برای فرمیون­ها می­توان نشان داد:
(۳-۳۳)
و با بهره گرفتن از روابط پادجابجایی برای عملگرهای جدید می­توان نشان داد:
(۳-۳۴)
برای اینکه تبدیلات شبه ذره را در معادله هامیلتونی (۳-۳۱) استفاده کنیم ابتدا باید تبدیلات معکوس معادله (۳-۳۲) را محاسبه کنیم. با انجام محاسبات خواهیم داشت:
(۳-۳۵)
(۳-۳۶)  مزدوج مختلط دو معادله (۳-۳۵) و (۳-۳۶) به شرح زیر است:
(۳-۳۷)
(۳-۳۸)
اکنون روابط (۳-۳۵) ، (۳-۳۶) ، (۳-۳۷) و(۳-۳۸) را در معادله هامیلتونی (۳-۳۱) قرار می­دهیم. با حفظ جملات قطری ]۲۹[ خواهیم داشت:
(۳-۳۹)
که در آن  و  اعداد اشغال شبه ذرات هستند. همچنین  پارامتر گاف[۲۲] می­باشد. این پارامتر میزان همبستگی جفت شدن را اندازه ­گیری می­ کند و فرم ریاضی آن به صورت زیر است:
(۳-۴۰)
اکنون برای محاسبه انرژی، باید مقادیر  و  را بیابیم که هامیلتونی به ازای مقادیر آن کمینه شود. بدین ترتیب:
(۳-۴۱)
با مشتق گیری از هامیلتونی خواهیم داشت:
(۳-۴۲)
اکنون با بهره گرفتن از معادله (۳-۴۰) و انجام محاسبات لازم خواهیم داشت]۹[:
(۳-۴۳)
(۳-۴۴)
همچنین با جایگذاری معادلات (۳-۴۳) و (۳-۴۴) در معادله (۳-۴۰) خواهیم داشت:
(۳-۴۵)
در نتیجه با حذف  از طرفین معادله خواهیم داشت:
(۳-۴۶)  به معادله (۳-۴۶) معادله گاف گفته می­ شود.
و در پایان با جایگذاری معادلات (۳-۴۳) و (۳-۴۴) در معادله (۳-۴۰) شکل نهایی هامیلتونی قطری شده را بدست می­آوریم:
(۲-۴۷)
اکنون معادله گاف را جایگذاری می­کنیم:
(۳-۴۸)
را به صورت زیر تعریف کنیم:
(۳-۴۹)
بدین ترتیب خواهیم داشت:
(۳-۵۰)
معادله (۳-۵۰) هامیلتونی سیستم مورد نظر است.
فصل چهار

نظر دهید »
مطالب پایان نامه ها درباره :سنجش پایبندی مدیران شرکتهای پذیرفته ...
ارسال شده در 11 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

شاید این کمیته از دو کمیته قبلی مهمتر باشد چرا که در اکثر نظامنامه ها وجود آن الزامی شده در حالی که در خصوص دو کمیته قبلی بدین گونه نبوده است. نکته مهم در مورد کمیته حسابرسی این است که باید یکی از اعضای غیر موظف و مستقل هیئت مدیره ریاست آن را به عهده داشته باشد. این الزام در مورد سایر کمیته ها با تاکید کمتری بیان می شود، اما این موضوع به اندازه شرکت نیز بستگی دارد و هر چه سازمان بزرگتر باشد لزوم انتصاب اعضای غیر موظف به عنوان ریاست کمیته ها بیشتر توصیه می شود. در حالت آرمانی باید اکثریت اعضای این کمیته ها مستقل باشند. مدیر غیر موظف مدیری است که مسئولیت اجرایی در شرکت ندارد. مدیر مستقل مدیری است که روابط تجاری مهم با شرکت به نحوی که در قضاوت وی تاثیر داشته باشد، ندارد. انسجام، توانایی و استقلال کمیته حسابرسی از عناصر اصلی و اثرگذار در شفافیت گزارشها و حاکمیت مناسب به شمار می روند. کمیته حسابرسی از این منظر دارای دو نقش مهم می باشد:

    1. ارتقا و بهبود حاکمیت شرکتی
    1. ایفای نقش به عنوان مهره کلیدی مدیریت ریسک شرکت

شفافیت و ارائه گزارشهای مالی از جنبه های بسیار مهم حاکمیت مناسب و پاسخگویی مدیران می باشد. در این خصوص سهامداران که خود توانایی لازم برای بررسی صحت این گزارشها را ندارند با انتخاب حسابرسان مستقل به این مهم می پردازند. حسابرسان نیز به دلایل مختلف می توانند تحت تاثیر مدیران قرار گرفته و گزارشات نادرست را تایید نمایند. موسسه حسابرسی آرتور اندرسون به همین دلیل در حادثه انرون مقصر شناخته شد و منحل گردید.برای جلوگیری از نفوذ مدیر عامل بر حسابرس مستقل شرکت، در واقع افزایش میزان استقلال حسابرس مستقل شرکت و همچنین به منظور افزایش قابلیت اتکا بر حسابرسی داخلی و کیفیت کنترلهای داخلی شرکت باید کمیته ای از ناظران مستقل تشکیل شود تا بر اعمال و گزارشهای مالی مستقیما نظارت داشته باشد. کمیته حسابرسی باید توسط یک عضو غیر موظف و مستقل هیئت مدیره اداره شده و ارجح آن است که کلیه اعضای آن را افراد غیر موظف و مستقل هیئت مدیره تشکیل دهند. حداقل یکی از مدیران غیر موظف مستقل باید تجربیات و دانش مالی داشته تا بتواند صورتهای مالی را ارزیابی نماید. توصیه مهم این است که کلیه ارتباطات و مکاتبات میان کمیته و حسابرسان داخلی و خارجی شرکت باید خارج از دسترسی مدیران اجرایی باشد.(رئیسی،۱۳۸۶،۳۳-۳۱)
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۲-۹- عواملی که منجر به ایجاد سیستم‌های حاکمیت شرکتی مختلف شده‌اند
بر اساس تحقیقات انجام شده، عوامل اساسی که منجر به سیستم‌‌ها و قوانین حاکمیت شرکتی مختلف در کشورها می‌شود به شرح زیر است:
۲-۹-۱چارچوب‌های قانونی:‌
متون زیادی در مورد مقایسه بین‌المللی سیستم‌های حاکمیت شرکتی وجود دارد. لاپورتا[۴۹] و سایرین در سال ۱۹۹۷ ارتباط بین سیستم‌های قانونی و حاکمیت شرکتی را در ۴۹ کشور نمونه مورد بررسی قرار دادند. آنها دریافتند که از بین سیستم‌های قانونی مرسوم (انگلیسی/ فرانسوی/ آلمانی و اسکاندیناوی) کشورهایی که قانون مدنی (قانون نوشته) دارند، بویژه کشورهایی که سیستم قانونی آنها ریشه فرانسوی دارد، در مقایسه با کشورهایی که دارای قانون عرف هستند، حمایت‌های ضعیف‌تری از سرمایه‌گذاران انجام می‌دهند و بازارهای سرمایه آنها کمتر توسعه یافته است (مارلین، ۲۰۰۸). در کشورهای با قانون عرف، قانون براساس قضاوت‌ها و آرای دادگاه‌‌ها شکل می‌گیرد، در حالی‌که در کشورهای با قانون مدنی، تنظیم‌کنندگان قانون نقشی حیاتی ایفا می‌کنند. در کشورهای با قانون عرف حقوق سرمایه‌گذاران بهتر حمایت می‌شود و وجود تفاوت در میزان حمایت قانونی از سرمایه‌گذاران سبب تفاوت در ساختار مالکیت، تصمیمات مالی شرکتی و توسعه بخش بانکی خواهد شد
همچنین قوانین حاکمیت شرکتی کشورهایی چون انگلستان، استرالیا، کانادا، نیجریه و کنیا به شدت بر حمایت از حقوق سهامداران تاکید می‌کند، ضمن اینکه ایالات متحده آمریکا قانون حاکمیت شرکتی خود را تحت عنوان ساربنیز اکسلی در سال ۲۰۰۲ با اهداف اصلی ارتقای مسئولیت‌پذیری شرکتی، افزایش افشای عمومی و بهبود کیفیت و شفافیت گزارشگری مالی و حسابرسی به‌منظور حمایت از سهامداران تدوین و تصویب کرد.
به‌علاوه طبق تحقیق لاپورتا و سایرین، اجرای قانون در کشورهای دارای قانون عرف به طور معمول محکمتر و سختگیرانه‌تر از کشورهایی چون فرانسه، یونان، ایتالیا، آرژانتین و برزیل است که ریشه قانون مدنی رومی/ لاتین دارند. به هر حال، در صورتی‌که قوانین حمایت از سهامداران ضعیف باشد، سرمایه‌گذاران می‌توانند با بزرگ‌شدنِ خود بر قوانین ضعیف حمایت از سهامداران، چیره شوند و ضعف قانون را در این زمینه پوشش دهند. در این رابطه زمانی که ایتالیا سهامداران عمده زیادی داشت، اصلاحاتی را در راستای تقویت حمایت از سرمایه‌گذاران و سهامداران جزء انجام داد تا ضرورتی به نگهداری سهام عمده نباشد و رشد اقتصادی افزایش یابد. ضمن اینکه دولت مجارستان نیز در سال ۲۰۰۴ چنین روشی را تعقیب کرد.
ملاحظه می‌شود که کیفیت سیستم‌های قانونی ملی، با قوانین قوی حمایت از سرمایه‌گذاران که به طور معمول با بازارهای سرمایه وسیعتر و عمیق‌تر، سهامداران پراکنده‌تر و تخصیص بهینه‌تر منابع مالی همراه و در ارتباط است ایجاد استانداردهای حاکمیت شرکتی را تسهیل می‌کند
۲-۶-۱-۲ ساختارهای مالکیت شرکت‌:
صرفنظر از چارچوب قانونی، ساختار مالکیت شرکت‌‌‌ها نیز می‌تواند ایجاد و توسعه مدل حاکمیت شرکتی را تحت تاثیر قرار دهد. ساختار مالکیت دو بُعد دارد: تمرکز مالکیت و هویت سهامداران. سهامداران مالکان شرکت هستند و انجام عملیات بازرگانی را به نمایندگی از خود به مدیران واگذار می‌کنند که این امر ممکن است منجر به تضاد منافع شود. انگلستان و آمریکا با تعداد زیادی شرکت سهامی عام که در بیشتر موارد، مالکیت آنها بطور گسترده پراکنده شده و سهامداران تاثیر ضعیفی بر مدیریت شرکت دارند، در زمینه ساختار مالکیت سهام تقریبا مشابهند؛ در حالی‌که کشورهایی که خاستگاه و منشاء قانون مدنی دارند، مانند ژاپن و آلمان در بیشتر موارد دارای ساختار مالکیت متمرکز هستند. ساختار مالکیت پراکنده منجر به وسیعترشدن مسائل نمایندگی می‌شود.
مطابق نظر سولمون تفکیک نقش مدیر ارشد (رئیس هیات مدیره) و مدیر اجرایی یکی از روش‌‌های کاهش مسائل نمایندگی است. در شرکت‌‌هایی که چنین تفکیکی داشته‌اند، به علت تصمیم‌گیری مستقل‌ترِ مدیران، عملکرد مالی شرکت بهتر بوده‌است. بنابراین انگلستان با گنجاندن توصیه‌هایی در مورد ایفای نقشهای مدیران ارشد و مدیران اجرایی توسط اشخاص مجزا در قانون ترکیبی حاکمیت شرکتی‌، به دنبال کاهش مسائل نمایندگی است. کانادا نیز با به کار بردن رویه‌ای مشابه و تفکیک مسئولیت‌‌ها در راس شرکت، بدنبال تقویت کنترل سهامداران بر مدیران شرکت است. (صولتی ، ۱۳۹۰)
لاپورتا و سایرین (۱۹۹۸) دریافتند کشورهایی که گرایش به سمت مدل بیرونی دارند، بیشتر ساختار مالکیت سهام پراکنده دارند، در حالی‌که در بیشتر موارد کشورهای آسیای شرقی با تمرکز مالکیت و اعمال کنترل قوی بر مدیریت از طریق تعداد کمی از سهامداران، مدل حاکمیت شرکتی درونی را دنبال می‌کنند. همچنین در ایتالیا در بیشتر موارد شرکت‌‌‌ها دارای مالکیت خانوادگی هستند و در آلمان و ژاپن سهامداران عمده واسطه‌های مالی هستند. در چین مالکیت سهام، تقریبا بطور مساوی بین دولت، نهادها و اشخاص بومی پخش شده است، در حالی‌که بیشتر موارد کشورهای در حال توسعه، به علت کمبود یا فقدان خصوصی‌سازی و بازارهای سرمایه محدود، کنترل شرکت در اختیار خانواده‌‌ها باقی مانده است. در نتیجه با توجه به ماهیت و تمرکز مالکیت سهامداران، مقررات حاکمیت شرکتی کشورها بطور متناسب تحت تاثیر قرار می‌گیرد.(سعیدی ، ۱۳۹۰)
در گذشته دو نوع تضاد منافع در شرکت‌‌‌ها بیشتر مورد توجه قرار می‌گرفتند: ارتباط بین مدیران و مالکان شرکت و ارتباط بین سهامداران و اعتباردهندگان؛ در حالی‌که در سال‌‌های اخیر بیشتر توجه به تضاد منافع بین سهامداران اقلیت و سهامداران اکثریت جلب شده است. در کشورهای با قانون عرف آنگلوساکسون، مهمترین مساله نمایندگی از پراکندگی مالکیت شرکت و فقدان فلسفه عملی سهامداری ناشی می‌شود. برخلاف آن، در کشورهای با قانون مدنی، مهمترین مساله ناشی از تمرکز بسیار بالای مالکیت است و در نتیجه سهامداران عمده ممکن است از قدرت رأی خود برای بهره‌گیری از منافع سهامداران جزء استفاده کنند. تعبیری دیگر از این مسائل نمایندگی، وجود تضاد منافع بین مدیران و تمام سهامداران (رایج در کشورهای با قانون عرف) و مسائل نمایندگی بین مدیران و سهامداران جزء (رایج در کشورهای با قانون مدنی) که در آن ممکن است مدیران با سهامداران عمده برای تضییع حقوق سهامداران جزء تبانی ‌کنند است. با توجه به این تفاوت‌ها مکانیسم‌‌های کنترل شرکتی در هر یک از محیط‌های قانونی و سازمانی فوق، نقش متفاوتی ایفا می‌کنند.
ازآنجا که در کشورهای با قانون مدنی حمایت ضعیفتری از سرمایه‌گذاران انجام می‌شود، تمرکز مالکیت در این کشورها بیشتر است، به این ترتیب در شرکتی با ساختار مالکیت تقریبا متمرکز، بین سهامداران عمده و سهامداران اقلیت تضاد منافع ایجاد می‌شود. برعکس، در کشورهای با قانون عرف، حقوق سرمایه‌گذاران به‌طور اثربخش‌تری مورد حمایت قرار می‌گیرد و در نتیجه مالکیت گسترده و پراکنده می‌شود. با توجه به این ساختار و مسأله موج‌سواران‌، سهامداران در این کشورها انگیزه کمی برای نظارت بر فعالیت‌‌های مدیران و یا انجام نمایندگی برای کنترل شرکت‌‌‌ها دارند. با توجه به توضیحات فوق ملاحظه می‌شود که ساختار مالکیت شرکتی به وضوح زیربنای مدل حاکمیت شرکتی کشورها را تحت تاثیر قرار می‌دهد.
۲-۶-۳- سیستم‌های مالی‌:
علاوه بر عوامل پیش‌گفته که منجر به ایجاد سیستم‌های متفاوت حاکمیت شرکتی می‌شود، عامل موثر و تعیین‌کننده دیگر، انواع مختلف سیستم‌های مالی است. براساس نظر رید (۲۰۰۳) سیستم حاکمیت شرکتی را می‌توان بانک محور یا بازار محور نامید. در یک سیستم بانک محور، بانک‌‌‌ها نقش کلیدی در تامین مالی شرکت‌‌‌ها و اعمال کنترل بر آنها ایفا می‌کنند. در این کشورها بانک‌‌‌ها تنها نهادهایی برای جمع‌ آوری و انباشته کردن وجوه نیستند، بلکه در تجهیز و تخصیص منابع، نظارت بر شرکت‌ ‌‌ها و ارائه خدمات نقدینگی و مدیریت ریسک نقشی حیاتی ایفا می‌کنند.
در اقتصادهای بازار محور آنگلوساکسون، قدرت بانک‌‌‌ها به اندازه کشورهای بانک محور نیست؛ ضمن اینکه بانک‌‌‌ها بخشی از ساختار شرکت نیستند. در این سیستم‌ها یک بازار سرمایه موثر و کارا نقشی حیاتی در کنترل مدیریت شرکت دارد. به عنوان مثال عملکرد کنترلی بازار سرمایه در آمریکا طبق قانون ساربنیز اکسلی با الزام به بازرسی و بازبینی منظم شرکت‌‌‌های سهامی عام توسط کمیسیون بورس اوراق بهادار صورت می‌گیرد، به‌علاوه [۵۰]SEC باید مقررات لازم برای حصول اطمینان از اینکه یکی از اعضای کمیته حسابرسی، متخصص‌مالی است را وضع و الزام کند.
۲-۶-۴- سایر عوامل:
دالاس[۵۱]  (۲۰۰۴) در تحقیق خود دریافت که عواملی چون مرحله رشد اقتصادی، نوع چارچوب مالی و مسائل فرهنگی، سیستم‌های مختلف حاکمیت شرکتی را در سطح جهان تحت تاثیر قرار می‌دهد.
برخی عوامل نهادی دیگر نیز وجود دارند که تاثیر عمیقی بر موضوعات حاکمیت شرکتی دارند. برخی از تحقیقات میزان قدرت رژیم اطلاعاتی کشور را که شامل نقش راهبری تحلیل‌گران تجاری، تاثیر دانشگاه‌‌ها و آموزش مدیریت در وضع و تصویب قانونی رفتارهای نمایندگی و گرایش سیاسی قانونگذاران است، را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده‌اند.
مولر[۵۲] معتقد است سایر عوامل تاثیرگذار بر سیستم حاکمیت شرکتی عبارتند از بازار کارآ و مقررات آن، ساختار بدهی، قوانین ورشکستگی، نظارت بانکی و غیره؛ و از آنجا که تمام مسائل حاکمیت شرکتی به طور مستقیم یا غیرمستقیم به ساختار مالکیت شرکت برمی‌گردد، باید نگاه عمیق‌تری بر این ساختارها داشته باشیم. برندل نیز شرایط تجاری، کارآ بودن عملکرد بازارهای سرمایه و سطح رقابت در بازارهای مالی و کالای منطقه‌ای و بین‌المللی را به عنوان سایر عوامل تاثیرگذار بر سیستم حاکمیت شرکتی برشمرده است. (دنیای اقتصاد،۱۳۸۶)
۲-۸ اصول حاکمیتی شرکتی:
تلاش‌‌ها و ابتکارات جهانی برای استانداردسازی حاکمیت شرکتی محرک مهم و برجسته تغییر در اصول حاکمیت شرکتی، فروپاشی شرکت‌‌‌ها بوده است، اما این محرک‌ها تنها محرک‌های ایجاد فشار برای همگرایی بین‌المللی نبوده‌اند. طی دهه اخیر تعدادی از آژانسهای بین‌المللی نقش مهمی ‌‌‌در ارتقای همکاری و ایجاد سیستم‌های حاکمیت شرکتی مناسب داشته‌اند. سازمان توسعه و همکاری اقتصادی اولین نهاد بین‌المللی برای ایجاد گروه‌‌های کاری بین‌المللی به‌منظور تدوین یک مجموعه استانداردهای پذیرفته شده جهانی حاکمیت شرکتی بود. گروه‌‌ کاری مزبور متشکل از نمایندگان ۲۹ کشور عضور OECD، کمیسیون اتحادیه اروپا، بانک جهانی، صندوق بین‌المللی پول، بانک تجارت و تصفیه بین‌المللی، انجمن کارکنان و سرمایه‌گذاران بود تا از پذیرش و به‌کارگیری آتی این اصول اطمینان حاصل شود. (حساس یگانه،۱۳۸۴)
اصول OECD چارچوبی را برای کمک به شرکت‌‌‌ها در تهیه و ایجاد یک سیستم حاکمیت شرکتی مطابق با محیط قانونی، سازمانی و مقرراتی خود فراهم می‌کند. اصول ارائه شده غیر تعهدآور بوده و به دنبال صدور نسخه‌ای دقیق برای قوانین ملی نیستند بلکه قصد آن شناسایی اهداف و پیشنهاد روش‌‌های گوناگون دستیابی به آنهاست. این اصول به عنوان نکات مرجع کاربرد دارند. سیاستگذاران می‌توانند از این اصول در تدوین چارچوب‌های قانونی و نظارتی مالکیت شرکتی متناسب با شرایط اقتصادی، اجتماعی، قانونی و فرهنگی سود جویند و فعالان بازار در تدوین رویه‌های خاص خود از آن استفاده کنند. این اصول ماهیت تکاملی دارند و باید با توجه به تغییرات مهم در شرایط مورد بازبینی قرارگیرند. (موقری ، ۱۳۹۲)
اصول مذکور عبارتند از:
۲-۹-۱ تأمین مبنایی برای چارچوب مؤثر حاکمیت شرکتی
چارچوب حاکمیت شرکتی باید به توسعه بازارهای شفاف و کارا کمک کند، با حاکمیت قانون سازگار باشد و تقسیم بندی مسؤولیت ها را بین سازمان های مختلف مسؤول سرپرستی و نظارت و اجرا به روشنی شرح دهد.
به منظور تأمین چارچوبی مؤثر برای حاکمیت شرکتی لازم است مبنای مؤثر حقوقی، نظارتی و نهادی ایجاد شود تا همه طرف های بازار بتوانند با اطمینان روابط قراردادی خاص خود را بر آن بنا کنند. این چارچوب به طور کلی شامل اجزایی چون قانونگذاری، نظارت، ترتیباتی برای خود-سامانی[۵۳]،تعهدات داوطلبانه و شیوه های تجاری است که از شرایط، تاریخ و سنت های خاص هر کشور سرچشمه می گیرند. بر این اساس ترکیت مطلوبی از قانونگذاری، نظارت، ترتیبات خود-سامانی، استانداردهای داوطلبانه از کشوری به کشور دیگر فرق می کند. با توجه به تجارب جدید و تغییر در شرایط تجاری احتمالاً تعدیل در محتوا و ساختار این چارچوب لازم خواهد آمد.
کشورهایی که در پی اجرای این اصول هستند باید چارچوب حاکمیت شرکتی خود را شامل الزامات نظارتی، شرایط پذیرش شرکت ها در بورس و شیوه های تجاری می شود، با هدف حفظ و تقویت تاثیر آن بر انسجام بازار و عملکرد اقتصادی[۵۴] مورد نظارت قرار دهند. به این منظور لازم است تعامل بین اجزا مختلف چارچوب حاکمیت شرکتی و این که این اجزا مکمل یکدیگر باشند و نیز توانایی این چارچوب در تقویت روش های اخلاقی، مسؤولانه و شفاف حاکمیت شرکتی مورد توجه قرار گیرد. چنین تحلیلی باید به عنوان ابزار مهمی در ایجاد چارچوب حاکمیت شرکتی مؤثر در نظر گرفته شود. به این منظور، مشاوره موثر و مداوم با عموم که شیوه ی مطلوب و مورد تأیید همگان است اهمیت اساسی دارد. به علاوه برای ایجاد چارچوب حاکمیت شرکتی در هر کشور لازم است قانونگذاران و تدوین کنندگان مقررات نیاز به گفت و گو و همکاری بین المللی و نتایج حاصل از آن را در نظر داشته باشند. اگر این شرایط رعایت شود احتمال بیشتری وجود دارد که نظام حاکمیتی از وضع مقررات زاید احتراز کند، از فعالیت های کارآفرینی حمایت کند و ریسک تضاد منافع را هم در بخش خصوصی و هم موسسات عمومی محدود کند.
۲-۹-۲ حقوق سهامداران وکارکردهای اصلی مالکیت
چارچوب حاکمیت شرکتی باید حافظ حقوق سهامداران باشد و اعمال این حقوق را تسهیل کند.سرمایه گذاران دارای حقوق مالکیت معینی هستند. مثلاً هر سهم هر شرکت پذیرفته شده در بورس می تواند خرید و فروش یا منتقل شود. همچنین داشتن هر سهم به سرمایه گذار حق می دهد که در سود شرکت سهیم باشد، به علاوه، داشتن سهم به دارنده آن حق می دهد که به اطلاعاتی در مورد شرکت دسترسی و در شرکت نفوذی داشته باشد و این نفوذ عمدتاً در حق مشارکت و دادن رای در مجامع عمومی سهامداران متجلی می شود.
اما در عمل شرکت نمی تواند از طریق همه پرسی از سهامداران اداره شود. سهامداران هر شرکت از افراد و موسساتی با علایق، اهداف، افق های سرمایه گذاری و توانایی های مختلف تشکیل شده است. به علاوه، مدیریت شرکت باید بتواند تصمیمات تجاری را با سرعت اتخاذ کند. با توجه به این واقعیات و نیز پیچیدگی هایی که در امور شرکت در بازارهایی پر تحرک شرکت مسؤولیتی بر عهده بگیرند. مسؤولیت تعیین راهبرد[۵۵] و عملیات هر شرکت معمولاً بر عهده هیأت مدیره و گروه مدیرانی است که با تصمیم این هیأت انتخاب، تشویق و در صورت لزوم تعویض می شوند.
حق نفوذ سهامداران در شرکت بر چند موضوع اساسی چون انتخاب اعضای هیأت مدیره یا سایر راه های اعمال نفوذ در تعیین ترکیت هیات مذکور، اصلاح اسناد اساسی شرکت، تصویب معاملات فوق العاده و مسائل بنیادین دیگری که در قانون شرکت ها و نیز اساسنامه و اسناد داخلی شرکت معین شده متمرکز است. این بخش بیانگر اساسی ترین حقوق سهامداران است که تقریباً‌ در همه کشورهای عضو OECD به رسمیت شناخته شده است. سایر حقوق مانند تایید یا انتخاب حسابرسان، نامزدی مستقیم اعضای هیات مدیره، اختیار در وثیقه گذاشتن سهام، تصویب تقسیم سود و غیره نیز در کشورهای مختلف قابل مشاهده است.(بهرامی ، ۱۳۹۲)
۲-۷-۳ رفتار یکسان با سهامدران
چارچوب حاکمیت شرکتی باید رفتار یکسان با همه سهامداران، از جمله سهامداران اقلیت و خارجی را تضمین کند. همه سهامدارن باید این امکان را داشته باشند که در صورت تجاوز به حقوق خود بتوانند برای احقاق آن اقدام کنند.
یکی از عوامل مهم و تعیین کننده در بازارهای سرمایه این است که سرمایه گذاران اطمینان داشته باشند سرمایه ای که در اختیار شرکت می گذارد در مقابل سوء استفاده یا استفاده نامناسب مدیران، اعضای هیات مدیره و یا سهامداران کنترل کننده محافظت می شود. اعضای هیات مدیره، مدیران و سهامداران کنترل کننده شرکت ممکن است بتوانند بدون توجه به منافع سهامداران جزء و به هزینه آنها به فعالیت هایی بپردازند که صرفاً در جهت تامین منافع خودشان است. برای حفاظت از حقوق سرمایه گذاران می توان دو نوع متمایز حقوق سهامداران، یعنی حقوق آتی[۵۶] و حقوق مربوط به گذشته[۵۷] را در نظر گرفت. برای مثال، حق تقدم در خرید سهام و اکثریت لازم برای اتخاذ برخی تصمیمات نمونه هایی از حقوق آتی هستند، در حالی که حقوق مربوط به گذشته حقوقی است که در صورت تجاوز به حقوق سهامداران امکان احقاق آن فراهم می شود. بعضی از کشورها که برای اجرای قوانینی و مقررات‌، از امکانات قوی برخوردار نیستند صلاح در این دیده اند که حقوق آتی سهامداران را از طریق دیگری مانند در نظر گرفتن حد نصاب پایین مالکیت برای گنجاندن مطالب در دستور جلسات مجامع عمومی، یا الزام رای مثبت اکثریت بالایی از سهامداران برای برخی تصمیمات مهم تامین کنند. اصول OECD برای حاکمیت شرکتی از رفتار یکسان نسبت به سهامداران داخلی و خارجی حمایت می کند. این اصول سیاست های دولت ها در مورد سرمایه گذاری مستقیم خارجی را مورد بحث قرار نمی دهد.
یک از راه هایی که سهامداران می توانند حقوق خود را اعمال کنند امکانات آنها برای تعقیب مدیریت شرکت و اعضای هیات مدیره آن از طریق اداری و قانونی است. بنابر تجارب موجود، یکی از شاخص های مهم برای تعیین میزان حمایت از حقوق سهامداران این است که بررسی کنیم آیا راه هایی وجود دارد که بتوان حقوق تضییع شده سهامداران را با توسل به آنها و با صرف هزینه و زمان معقولی احیا کرد. اطمینان سهامداران جزء تنها در صورتی جلب می شود که نظام حقوقی هر کشور سازو کارهایی فراهم کند که هر گاه سهامداران جزء به وطور معقول به این نتیجه رسیدند که حقوق شان تضییع شده بتوانند در دادگاه طرح دعوا کند. تامین این سازو کارهای اجرایی از وظایف و مسؤولیت های مهم قانونگذاران و تدوین کنندگان مقررات است.
البته این خطر وجود دارد که اگر نظام حقوقی به هر سرمایه گذار این امکان را بدهد که با اقدامات شرکت ها از طریق مراجعه به دادگاه مقابله کند، با حجم بزرگی از دعاوی روبه رو شود. لذا بسیاری از نظام های حقوقی برای حمایت از مدیریت و هیات مدیره شرکت در مقابل دعاوی بی مورد تدابیر مختلفی چون بررسی کفایت و اهمیت شکایت سهامدار پیش بینی کرده اند، از جمله بنادر امن برای اقدامات مدیریت و هیات مدیره شرکت (مانند قواعد قضاوت حرفه ای[۵۸]) و نیز بنادر امن برای افشای اطلاعات پیش بینی کرده اند. در نهایت بین ایجاد امکانات برای سرمایه گذاران در استیفای حقوق خود از یک طرف و جلوگیری از طرح دعاوی بیش از حد از طرف دیگر، توازن برقرار شود. بسیاری از کشورها به این نتیجه رسیده اند که تدوین روش های دادرسی جایگزین، مانند رسیدگی های اداری یا داوری هایی که توسط دستگاه های نظارت بر امور اوراق بهادار یا دستگاه های نظارتی دیگر سازمان داده شده باشند، دست کم در مراحل بدوی، روش بهتری برای حل و فصل اختلافات می باشند.
۲-۹-۴ نقش ذی نفعان در حاکمیت شرکتی
چارچوب حاکمیت شرکتی باید حقوق ذی نفعان را که در قانون یا از طریق موافقتنامه های دو جانبه مشخص شده به رسمیت بشناسد و همکاری فعال میان شرکتها و ذی نفعان را در ایجاد ثروت، شغل و ثبات شرکت هایی که از سلامت مالی برخوردارند تقویت کند.(سیادت ، ۱۳۹۲)
یک جنبه مهم حاکمیت شرکتی به حصول اطمینان از جریان سرمایه خارجی[۵۹] به شرکت ها مربوط می شود و این جریان دو شکل دارد: حقوق صاحبان سهام و اعتبارات. همچنین، حاکمیت شرکتی می کوشد راه هایی برای تشویق ذی نفعان مختلف بیابد تا آنان در سطوح بهینه سرمایه مادی و انسانی سرمایه گذاری کنند. رقابت و موفقیت نهایی هر شرکت پیامد کار گروهی است که مشارکت و همکاری طیفی از تامین کنندگان مختلف منابع از جمله سرمایه گذاران، کارمندان، اعتبار دهندگان و عرضه کنندگان به دست می آید. شرکت ها باید در نظر داشته باشند که کمک های ذی نفعان منبع با ارزشی برای ایجاد شرکت های قابل رقابت و سود آور به شمار می رود. بنابراین، ترویج و تشویق همکاری بین ذی نفعان که موجب ثروت آفرینی می شود در جهت منافع بلند مدت شرکت است. (موقری ، ۱۳۹۲)
۲-۹-۵ افشا و شفافیت
چارچوب حاکمیت شرکتی باید افشای بهنگام و دقیق تمام مسائل مهم از جمله وضعیت مالی، عملکرد، مالکیت و حاکمیت شرکت را تضمین کند.
در بیشتر کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD)، حجم زیادی از اطلاعات، هم به اجبار و هم به اختیار در شرکت های عضو بورس و غیر عضو گردآوری می شود و در نهایت این اطلاعات به دست طیف وسیعی از استفاده کنندگان می رسد. افشای اطلاعات برای عموم مردم حداقل به صورت یک بار در سال الزامی است، هرچند بعضی کشورها افشای دوره ای را به صورت شش ماهه یا سه ماهه و در مورد پیشرفت های مهم موثر بر وضعیت شرکت حتی در فواصل کمتر، الزامی می کنند. شرکت ها اغلب در پاسخ به نیاز بازار به صورت داوطلبانه چیزی بیش از حداقل لازم را افشا می کنند.
یک نظارت بر شرکت ها در نظام های مبتنی بر بازار است و نقش مهمی در توانایی سهامداران در اعمال آگاهانه حقوقشان دارد. در کشورهایی که بازار سهام وسیع و فعال دارند تجربه نشان می دهد که افشا می تواند ابزاری قوی برای تاثیر گذاری بر عملکرد شرکت ها و حمایت از سرمایه گذاران نیز باشد. نظام افشای قوی به جذب سرمایه و جلب اعتماد در بازارهای سرمایه کمک می کند. برعکس افشای ضعیف و عملیات غیر شفاف ممکن است به ترویج رفتار غیر اخلاقی بینجامد و به سلامت بازار نه فقط در سطح شرکت و سهامدارانش بلکه در کل اقتصاد صدمه بزند. سهامداران و سرمایه گذاران بالقوه خواستار دستیابی منظم به اطلاعات قابل اتکا با جزئیات کافی هستند تا بتوانند بر مدیریت نظارت کنند و در مورد ارزیابی، مالکیت و حق رأی سهام تصمیمات آگاهانه بگیرند. اطلاعات ناکافی یا مبهم ممکن است مانع عملکرد بازار و افزایش هزینه سرمایه بشود که در نتیجه به تخصیص نامناسب منابع می انجامد.در عین حال سبب می شود درک عمومی از ساختار و فعالیت شرکت ها و نیز سیاست ها و عملکرد آنها با توجه به استانداردهای اخلاقی و زیست محیطی بالاتر برود و هنچنین رابطه شرکت ها با جوامعی که در آنها فعالیت می کنند برای عموم مردم روشن تر شود. رهنمودهای سازمان همکاری اقتصادی و توسعه برای شرکت های چند ملیتی در همین زمینه است.
الزامات افشا نباید به گونه ای باشد که اقدامات و هزینه های اجرایی نامعقولی به شرکت ها تحمیل کند. همچنین انتظار نمی رود که شرکت ها اطلاعاتی را افشا کنند که موقعیت رقابتی آنها را به خطر اندازد، مگر آن که اطلاعات کامل برای اتخاذ تصمیم برای سرمایه گذاری و اجتناب از گمراه کردن سرمایه گذاران ضرورت داشته باشد.برای تعیین حداقل اطلاعاتی که باید افشا شود، بسیاری از کشورها اهمیت اطلاعات را معیار می گیرند. اطلاعات با اهمیت را می توان اطلاعاتی تعریف کرد که حذف یا مخدوش کردن آنها ممکن است بر تصمیمات اقتصادی استفاده کنندگان از اطلاعات موثر باشد.
این اصول بر افشای بهنگام تحولات مهمی که در فاصله بین گزارش ها پیش می آید تاکید دارد. این اصول همچنین به منظور اطمینان از رفتار یکسان با سهامداران بر افشای همزمان اطلاعات برای همه آنها تاکید می کند. شرکت ها باید دقت کنند برای برقراری روابط نزدیک با سرمایه گذاران و دست اندرکاران بازار، اصل بنیادی رفتار یکسان را نقض نکنند.(سلیمی ، ۱۳۹۰)
استفاده کنندگان از اطلاعات و دست اند کاران بازار به اطلاعاتی درباره ریسک های عمده ای نیاز دارند که به صورت معقول قابل پیش بینی است. این ریسک ها عبارتند از: ریسک هایی که خاص صنعت یا منطقه جغرافیایی محل فعالیت شرکت هستند؛ وابستگی به مواد اولیه؛ ریسک های مالی بازار از جمله ریسک نرخ بهره و یا نوسان نرخ ارز؛ ریسک مربوط به ابزار مشتقه و معاملات بعد از تاریخ ترازنامه و ریسک های مربوط به تعهدات زیست محیطی.

نظر دهید »
پروژه های پژوهشی دانشگاه ها درباره : بررسی مقاومت ...
ارسال شده در 11 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

Dorotheaa
شکل ۴-۴ دندروگرام رابطه­ ارقام یازده‌گانه چغندر قند بر پایه نوع علائم ایجاد شده درآنها پس از ۳۵ روز از مایه‌زنی با سوسپانسیون باکتری حاوی همسانه عفونت‌زای BCTIV- کشت اول. محور افقی فاصله گروه‌ها را براساس میزان مشابهت آنها نشان می‌دهد.
نتایج بدست آمده از تجزیه آماری داده‌های شدت علائم بیماری شامل تجزیه واریانس شدت علائم بیماری( جدول ۴-۵) و مقایسه میانگین داده‌های شدت بیماری (جدول ۴-۶) و نمودار رسم شده از این داده‌ها (شکل ۴-۴) در کشت اول وجود تفاوت در بین ارقام یازده‌گانه در روزهای ۲۱ و ۳۵ بعد از زمان مایه‌زنی را نشان می‌دهد. از طرفی دیگر همه ارقام صرف نظر از میزان حساسیت یا مقاوتشان در روز ۳۵ بعد از زمان مایه‌زنی شدت بیماری بالاتری نشان دادند که نشان دهنده معنی‌دار نبودن اثر متقابل زمان و رقم در این آزمایشات است.
گروه‌بندی ارقام چغندر‌قند بر اساس شدت علائم بیماری در روز ۳۵ بعد از زمان مایه‌زنی (رتبه رقم) با تهیه دندروگرام با بهره گرفتن از نرم افزار آماری SAS (SAS Institue Corporation, 1999 ) ( شکل ۴-۵) نشان داد که ارقام مورد مطالعه از نظر مقاومت به بیماری به طور قراردادی با توجه به شاخص شدت بیماری در سه گروه قرار می‌گیرند:
۱: گروه ارقام متحمل که شامل ارقام: Flair، Pars(005) و Rosire می‌باشند که شاخص شدت بیماری کمتر از ۵/۰ دریافت کرده‌اند (جدول ۴-۶).
۲: گروه ارقام حساس که شامل ارقام: Dorothea، Isella، Jolge، Ekbatan (007)، Torbat (006)، ۰۰۴ و ۷۲۳۳ می‌باشند که شاخص شدت بیماری بین ۵/۰ الی ۷۵/۰ دریافت کردند (جدول ۴-۶).
۳: گروه خیلی حساس که فقط شامل رقم Brigita می‌شود که شاخص بیش از ۷۵/۰ را دریافت کرد.
بنابراین رقم Brigita با دارا بودن بالاترین رتبه در شدت علائم با فاصله از بقیه گروه‌ها قرار گرفت و لذا میتواند به عنوان حساس‌ترین رقم (شاهد) در نظر گرفته شود و بقیه ارقام با آن مقایسه شوند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

نتایج تجزیه واریانس و مقایسه میانگین (جدول‌های ۴-۷ تا ۴-۹) و نمودارهای مربوط هر سه کشت دیگر(شکل‌های ۴-۶، ۴-۸ و ۴-۱۰) نتایج بدست آمده از کشت اول را تایید کردند و ارقام یازده‌گانه در سه گروه مجزا قرار گرفتند با این تفاوت که بعضی از ارقام در داخل گروه حساس در کشت‌های مختلف تغییر مختصری نشان دادند که با توجه به عدم توانایی نرم افزارآماری SAS (SAS Institue Corporation, 1999 ) در گروه‌بندی تا این سطح قابل توجیه است. به‌ عبارتی دیگر نرم‌افزار SAS توانایی تفکیک ارقام را در داخل گروه‌ها نداشت.

جدول ۴-۷ مقایسه میانگین شدت علائم بیماری -کشت دوم
DSI- 35 dpi DSI- 21 dpi
Duncan Grouping DSI CV Duncan Grouping DSI CV
A ۸۵/۰ Birgita A ۶۰/۰ Birgita
B ۷۱/۰ Dorothea AB ۵۵/۰ ۰۰۴
BC ۶۶/۰ ۰۰۴ BC ۵۰/۰ Dorothea
BC ۶۵/۰
نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 23
  • 24
  • 25
  • ...
  • 26
  • ...
  • 27
  • 28
  • 29
  • ...
  • 30
  • ...
  • 31
  • 32
  • 33
  • ...
  • 154

آخرین مطالب

  • بررسی آگاهی، نگرش و عملکرد دانش آموزان پسر ...
  • مسوولیت مدنی ناشی از نقض حریم خصوصی- فایل ۴
  • منابع پایان نامه دربارهالگوی تجدید حیات بافت- فایل ۲
  • مطالب درباره بررسی تاثیر یک دوره تمرین ...
  • مقالات و پایان نامه ها درباره بررسی ...
  • پژوهش های پیشین در مورد جایابی بهینه محدود کننده‌های ...
  • پایان نامه در رابطه با بررسی نقش ...
  • مطالب پایان نامه ها در مورد رابطه مدیریت ...
  • راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی با موضوع : تحلیل دینامیکی ...
  • مطالب با موضوع : تاثیر پرورش سرمایه انسانی بر ...
  • راهنمای نگارش مقاله با موضوع اثر بخشی طرحواره های درمانی ...
  • ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد ارزیابی وضعیت حمل و نقل شهری ...
  • ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی درباره :کتاب شناسی دستور زبان ...
  • پژوهش های کارشناسی ارشد درباره تاثیر تکانه های پولی ...
  • پژوهش های کارشناسی ارشد با موضوع تحلیل محتوای کتب مطالعات ...
  • راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی درباره استراتژی بهینه قیمت ...
  • بررسی نقش پلیس در پیشگیری و کنترل جرائم ...
  • بررسی نقش و جایگاه صحابه و تابعان در تفسیر المیزان ...
  • تحقیقات انجام شده درباره کنترل هماهنگ مزرعه بادی بزرگ و STATCOM ...
  • منابع پایان نامه در مورد تهیه نانولوله کربنی چند دیواره ...
  • ✔️ راهنمای جامع درباره میکاپ
  • نگاهی به پروژه های پژوهشی در رابطه با بررسی اثر ...

مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

 آموزش حمله سگ گارد
 سگ های عروسکی نادر دنیا
 کسب درآمد بازی سازی هوش مصنوعی
 راهکار بازاریابی درون‌گرا
 درآمدزایی طراحی لوگو هوش مصنوعی
 شرایط قانونی نگهداری سگ آپارتمانی
 ابراز احساسات بدون سرزنش
 کسب درآمد طراحی سایت
 پولسازی از مقالات آنلاین
 فرصت درآمدی بازی سازی هوش مصنوعی
 درآمدزایی دوره های آموزشی هوش مصنوعی
 کسب درآمد کتاب الکترونیکی
 نشانه های پایان رابطه پرتنش
 تحقیق کلمات کلیدی تکنیک
 نشانه های عشق واقعی
 خصوصیات سگ کاوالیر کینگ چارلز
 علل اسهال سگ از روی رنگ
 حافظه خرگوش و تقویت آن
 تغذیه بچه خرگوش های یتیم
 راهکارهای لینک سازی سایت
 ویژگی های گربه سیامی
 نشانه های غفلت عشق در مردان
 شکست طراحی قالب وردپرس
 خسارت عکس های استوک
 درآمدزایی طراحی سایت کسب‌وکارها
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان